تبليغاتX
آب به چاله ریز
روزنامه نگار

انتقاد مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی خوزستان

از کم کاری در بخش ادبیات داستانی دینی و آیینی

شاهین بیرگانی در حال دریافت لوح تقدیر از دست مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی خوزستان

مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی خوزستان از کم کاری در زمینه ی ادبیات دینی و آیینی در دهه اخیر در بخش داستان و رمان در استان انتقاد کرد و خواستار تلاش بیش تر نویسندگان و هنرمندان در این زمینه شد.

به گزارش خبرنگار ما، حجت الاسلام والمسلمین سپهر- که در آیین اختتامیه پنجمین جشنواره ادبیات دینی و آیینی استان خوزستان در تالار مهتاب اهواز سخن می گفت- با اشاره به 8 سال دفاع مقدس افزود: آیین ها و فرهنگ های مختلفی در مناطق مختلف استان و بین اقوام وجود دارد. دوران دفاع مقدس نیز که فرهنگ خاص خود را دارد و در زندگی مردم کشورمان به ویژه استان خوزستان تاثیر بسیاری داشته است. در حقیقت استان خوزستان به اندازه ی کل کشور تمدن، فرهنگ و خرده فرهنگ دارد. 

وی با تاکید بر این نکته که وضعیت ادبیات در کشور و استان خیلی قوی نیست از معاونت فرهنگی حوزه ی مسوولیت خود و اداره  فرهنگ و ارشاد اهواز خواست فصل جدیدی از اعتبارهای فرهنگی را برای ارتقا و توسعه ادبیات دینی و آیینی در نظر بگیرند و نسبت به برگزاری جشنواره های منطقه ای اقدام شود.

وی همچنین از برگزار کنندگان جشنواره و هیات داوران قدردانی کرد.

استاد بهزاد فراهانی:

خوزستان از نظر ادبیات داستانی استان پربرکتی است

یک استاد سینما و تاتر تصریح کرد: خوزستان از نظر ادبیات داستانی، استان پربرکتی است که حد و حدودی هم ندارد.

بهزاد فراهانی در آیین اختتامیه پنجمین جشنواره ادبیات دینی و آیینی استان خوزستان افزود: نسل جوان در خوزستان کم نیستند، منتها لازم است که مدیران ارتباط خود را با سازمان آموزش و پرورش به منظور راهنمایی و آموزش جوانان و نوجوانان علاقه مندان به ادبیات داستانی را بیش تر کنند.

وی با اشاره به استقبال نه چندان گرم داستان نویسان و علاقه مندان به ادبیات در آیین اختتامیه خواستار استفاده از روش های مختلف برای اطلاع رسانی به علاقه مندان شد و خاطر نشان کرد: ارتباط با مردم در آیین پایانی جشنواره ضعیف بوده در غیر این صورت همه ی ما عاشق ادبیات داستانی و نمایشی هستیم.

وی در ادامه از زنده یاد احمد محمود داستان نویس خوزستانی- که کلام اش روشنا بخش زیبایی و بداعت، مضامین و تکنیک هایش تنه به شولوخوف و چخوف می زد تجلیل و یاد کرد و در ادامه داستانی را برای حاضران قرایت کرد. 

معاون فرهنگی اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی خوزستان:

ادبیات داستانی در خوزستان مظلوم است

همچنین در این جشنواره معاون فرهنگی اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی خوزستان در سخنانی ضمن تبریک سالروز حضرت فاطمه زهرا و روز مادر از برگزار کنندگان بابت برگزاری جشنواره تشکر کرد و از بابت صندلی های خالی و استقبال کم علاقه مندان به ادبیات داستانی و کم کاری در بخش ادبیات انتقاد کرد و گفت: شرکت 100 داستان نویس و دریافت 200 اثر در این جشنواره جای تقدیر دارد اما چرا داستان نویسان در آیین اختتامیه آن شرکت نکردند؟!

حمیدی نژاد در ادامه با تجلیل از زنده یاد ایوبی گفت: قلم مرحوم ایوبی خدمات زیادی به داستان کشور کرد و آبرویی برای استان بود.

وی در زمینه ی ادبیات داستانی در استان گفت: از آن جا که ادبیات داستانی در خوزستان مظلوم است، ما برای سال جاری برنامه ریزی خوبی برای اعتلای ادبیات داستانی به ویژه در بخش دینی و آیینی انجام داده ایم. از جمله شورای سیاستگذاری را تشکیل دادیم که در چند روز آینده شروع به کار خواهد کرد.

وی افزود: سال گذشته سال احیای شعر بود به گونه ای که با برگزاری 70 جشنواره شعر بین المللی، ملی، منطقه ای، استانی و شهرستانی بیش از 19 هزار اثر که حاصل شاعران تلاشگر و زحمت کش ملی ماست دریافت کردیم که این آمار برای وزارت خانه قابل باور نبود و ما اعلام آمادگی کردیم تا این تعداد آثار را با نام شاعران برای وزارت خانه ارسال کنیم.

معاون فرهنگی اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی خوزستان در پایان با بیان این نکته که باید احولی در ادبیات داستانی در سال جاری ایجاد کنیم بر ضرورت برگزاری کلاس های آموزش و برگزاری جشنواره های ادبی در شهرهای مختلف با کمک و همراهی نویسندگان و شاعران تاکید کرد و خواستار استفاده ی نویسندگان از ارزش های اسلامی و انسانی در کارهای داستانی خود شد.

همچنین در این جشنواره وصلتی رییس اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی اهواز گزارشی از روند برگزاری جشنواره و آثار رسیده و ارزیابی و گزینش 40 اثر از 200 اثر رسیده به جشنواره توسط هیات داوران در مرحله نخست متشکل از فریدون یونسی، حمیدرضا اکبری(شروه)، بهاره اله بخش، پگاه شنبه زاده، مریم دلباری، مسعود عالی محمودی، ثنا نصاری خبر داد و گفت: همچنین علی خدایی، غلامرضا رضایی، حسین سناپور، بهناز علیپور گسکری و آرش آذرپناه داوری مرحله پایانی جشنواره را به عهده داشتند.

گزارش خبرنگار ما حاکی است: برنامه صبح جشنواره با داستان خوانی نویسندگان شرکت کننده در بخش رقابتی جشنواره آغاز شد. سپس علی خدایی، غلامرضا رضایی، دکتر بهناز علیپور گسکری و آرش آذرپناه پیرامون داستان های خوانده شده به نقد و بررسی پرداختند. اجرای موسیقی توسط گروه موسیقی «ویستا» و شاهنامه خوانی توسط سرکار خانم نسترن محمودی از دیگر برنامه های جشنواره بود.

گفتنی است در بخش پایانی جشنواره، آرش آذرپناه به نمایندگی از هیات داوران، بیانیه داوران را قرائت کرد. در ادامه برگزیدگان جشنواره معرفی شدند.

در بخش« داستان کوتاه با موضوعات آیینی» جشنواره چهار داستان نويس برتر (بدون رتبه بندی)بدین شرح معرفي شدند: غلامرضا شیری  (به خاطر داستان ) عوض/ خالد شهباز (به خاطر داستان ) شوخی/ جابر غفاری پور (به خاطر داستان )  برای دلداری تو نیست که می نویسیم/ لیلا روغنگیر (به خاطر داستان ) سهیل هیچی

در بخش «داستان کوتاه با موضوع آزاد»  جشنواره نيز از چهار داستان نويس برتر  (بدون رتبه بندی)بدین شرح تجليل شد: حامد قارونی (به خاطر داستان ) این روزها که می گذرد/ عیسی عسگری (به خاطر داستان ) بهزاد و کمی بیشتر/ سعید شعبانی (به خاطر داستان ) گرداب/ زینب عصاره زادگان (به خاطر داستان ) بابایی

هیات داوران پنجمین جشنواره ادبیات داستانی آیینی خوزستان در بخش آیینی جشنواره، سه داستان را  (بدون رتبه بندی) شایسته تقدیر دانستند :لیلا رستگار (به خاطر داستان )  برادرم ماهی خارو/ صادق چولکی (به خاطر داستان ) غریبه ها/ سید میثم رمضانی (به خاطر داستان ) من یوسفم، تو یوسفِ بی چاه دیدی ای؟

از راست شاهین بیرگانی- استاد محمد شریفی- استاد غلامرضا رضایی و حمید رضا اکبری در پنجمین جشنواره ادبیات داستانی دینی و آیینی خوزستان

هیات داوران پنجمین جشنواره ادبیات داستانی آیینی خوزستان در بخش آزاد جشنواره، پنج داستان را (بدون رتبه بندی) شایسته تقدیر دانستند: محسن اکبرزاده (به خاطر داستان ) درتنِ مـه/ محمدباقر اصلیان (به خاطر داستان ) یک شبِ مناسب برای کشتن/ زینب غلامی  (به خاطر داستان ) همه ی لبخندهایی که برای تو بود/ پروین پورجوادی (به خاطر داستان ) مهتابی سقف/ میثم خالدیان (به خاطر داستان (...)

پنجمین جشنواره ادبیات داستانی آیینی خوزستان، در بخش نوجوان ، شاهین بیرگانی، ارغوان قاسم نژاد، نگار اکبری، دانیال موحدی را (بدون اولویت) شایسته تقدیر دانست.

از راست - استاد محمد شریفی- استاد بهزاد فراهانی- حمید رضا اکبری و شاهین بیرگانی در پنجمین جشنواره ادبیات داستانی دینی و آیینی خوزستان

فردین کوراوند دبير اجرايي جشنواره و مسوول انجمن قلم شهرزاد در خصوص اهداف برگزاری این جشنواره به خبرنگار ما گفت: مهم ترین اهداف این جشنواره، کشف و شناسایی ظرفیت های داستانی در حوزه داستان نویسی استان خوزستان و معرفی و ترغیب داستان نویسانی بوده است که رشد بهتری در این حوزه داشته اند.

وی در خصوص انتشار آثار برگزیده در این جشنواره در مجلدی مجزا گفت : قرار است مجموعه های از آثار داستانی آیینی در چند سال گذشته و دوره های پیشین این جشنواره در یک مجلد مدون و منتشر شود

کوراوند در خاتمه از کشوری شدن این جشنواره در دوره آینده خبر داد و تصریح کرد: با توجه به استقبالی که از این جشنواره در خارج از مرزهای استان وجود دارد دوره بعدی این جشنواره فراخوان کشوری خواهد داشت.

نسرین ایوبی فر، همسر زنده یاد استادمحمد ایوبی نویسنده فقید جنوبی، از دیگر میهمانان مراسم اختتامیه بودند.
برچسب‌ها: پنجمین جشنواره, ادبیات داستانی, دینی و آیینی, خوزستان
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1391ساعت 0:47  توسط بچه نفتون  | 

خوزستان و هنرمندان این سرزمین مظلوم اند

دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام در روز جهانی تاتر تصریح کرد: خوزستان و هنرمندان این سرزمین مظلوم اند.

دکتر محسن رضایی- که در جمع عده ای از هنرمندان تاتر و سینما و در دیدار با خانواده ی زنده یاد منصور واحدی هنرمند متعهد و سخت کوش 8 سال دفاع مقدس و سال های پس از جنگ سخن می گفت- ضمن تبریک سال نو گفت: برای من مایه ی افتخار است که در جمع شما هنرمندان خوزستانی حاضر شده ام. امیدوارم روزی برسد که مردم و هنرمندان از این مظلومیت بیرون بیایند و از امکانان کافی برای بروز استعداد ها و خدماتی که می توانند به کشور بکنند، برخوردار شوند.

وی ضمن عرض تسلیت به خانواده ی مرحوم واحدی و با اشاره به دوران دفاع مقدس گفت: در طول جنگ تحمیلی و دفاع مقدس بارهای زیادی شرمنده شدم. به ویژه وقتی فداکاری های فرماندهان عزیزی هم چون مهدی باکری و حسن باقری را دیدم. امشب نیز یک بار دیگر شرمنده ی هنرمند عزیزی شدم که مخلصانه خود و خانواده اش را فدای دفاع از اسلام مظلوم و ایران مظلوم کرده است. از خداوند متعال می خواهیم که ایشان را با همان شهدایی که پیشانی بندهای ساخت او را بر پیشانی می بستند، محشور کند و در محضر رسول گرامی اکرم(ص) و ائمه اطهار(ع) حضور پیدا کنند.

وی افزود: آقای واحدی پیشانی بندهایی می ساخت که جوان های ما روی پیشانی های خود ببندند و به سمت جبهه ها بروند. اما قبل از آقای واحدی مادرانی بودند که این پیشانی ها را می بوسیدند و عزیزان شان را روانه ی جبهه ها می کردند. در حقیقت صداقت آن مادران با صداقت زنده یاد واحدی در این پیشانی بندها دست به دست هم می داد.

دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام خاطر نشان کرد: اگر آقای واحدی انسان مخلصی بود بدون ارتباط با آن بوسه هایی که مادران بر پیشانی بچه های شان می زدند نبود و این ترکیب، هنرمندانه ترین ترکیبی بوده که خداوند متعال در خلقت درست کرده است.

دکتر رضایی تصریح کرد: تاتر واقعی، بوسه ی مادر بر پیشانی جوان بسیجی و رزمنده اش است و آقای واحدی در صدها کیلومتر دورتر از مادران شهیدان پیشانی بندها را از روی اخلاص و صداقت تهیه می کرد که جای همان بوسه را با نشان یا زهرا(س) یا ابوالفضل(ع) و یا مهدی(عج) پر می کند.

وی ضمن ابراز خوش حالی از حضور در جمع هنرمندان و منزل مرحوم واحدی گفت: نه ما برنامه ریزی کردیم و نه شما. معلوم است که دستی من و شما را یه این جا آورده است. همان کسانی که شهیدان را به جیهه ها فرستادند. همان کسانی که در دل زنده یاد واحدی می انداختند که شما پیشانی بند درست کن و همان دستی که این کشور را نجات داد؛ امشب من و شما را توی این خانه و کنار هم نشانده است که بر این راه استوار باشیم و این مسیری را که انتخاب کرده ایم ادامه دهیم . اگر چه این مسیر عادی نیست و فرا عادی است.

پیش از سخنان دکتر رضایی، مدیرکل سابق فرهنگ و ارشاد اسلامی خوزستان ضمن قرایت قطعه شعری از داراب افسر بختیاری و با اشاره به تلاش های خالصانه ی زنده یاد منصور واحدی هنرمند ایثارگر دوران دفاع مقدس گفت: روح مرحوم منصور واحدی امشب خرسند است. هنرمندی که با کم ترین امکانات گروه نمایش را به جبهه ها می برد و برای رزمندگان اسلام تاتر اجرا می کرد و فیلم نشان می داد. هنرمندی که حضور در جبهه ها و کار برای رزمندگان و دفاع از ارزش های انقلاب و اسلام برایش مهم تر از هر چیزی بود.  

حجت الاسلام والمسلمین بسی خاسته همچنین یاد دیگر هنرمندان خوزستانی از جمله مرتضی آرا، بهمن عیوق، جوکار و نعمت اله لاریان را گرامی داشت.

این گزارش حاکی است: در این نشست، عده ای از هنرمندان با بیان خاطره هایی از تلاش های ایثارگرانه ی زنده یاد واحدی در مناطق عملیاتی و نیز پشت جبهه و نیز با قرایت شعر یاد و خاطره ی این هنرمند فقید را گرامی داشتند.

همسر زنده یاد واحدی نیز در سخنانی از حضور دلگرم کننده ی دکتر رضایی و هنرمندان تاتر و سینما تشکر و قدردانی کرد.

در پایان این نشست دو لوح یادبود از سوی دکتر محسن رضایی و نیز جمعی از هنرمندان خوزستانی به همسر مرحوم واحدی اهدا شد.

شایان گفتن است: زنده یاد منصور واحدی محقق و خالق اثر معنوی پیشانی بند رزمندگان در شهریور ماه سال گذشته به دیار باقی شتافت و در قطعه هنرمندان اهواز به خاک سپرده شد.

روحش شاد.


برچسب‌ها: محسن رضایی, منصور واحدی, روز جهانی تاتر, هنرمندان خوزستانی
+ نوشته شده در  جمعه یازدهم فروردین 1391ساعت 15:31  توسط بچه نفتون  | 

"شهنی" ها در مسجدسلیمان خوش درخشیدند

چهارم فروردین ماه امسال هم مانند سال 90 شاهد برگزاری همایش نوروزی ایل بختیاری به میزبانی طایفه ی هنرمند، ادیب و سیاستمدار "شهنی" بودیم.

این چهارمین همایشی بود که در نخستین روزهای فصل بهار به همت طایفه ی شهنی و تلاش ابراهیم شهنی شاعر معاصر مسجدسلیمانی و همکاران تلاشگرش در منطقه تل بزان شهرستان مسجدسلیمان برگزار می شد.

در ابتداي این همایش، بعد از تلاوت آیاتی چند از كلام ا... مجيد و نوای طنین انداز سرود جمهوري اسلامي ايران، جهانشاه ارزانی بيرگاني دبیر جشنواره، ضمن خیر مقدم به حاضران و تبریک سال نو از خداوند متعال سالی پر برکت را برای همه همتباران بختیاری خواستار شد. سپس صداي دكتر محسن رضايي دبير مجمع تشخيص مصلحت نظام به صورت مستقيم از بلندگوها پخش شد. صداي گرمي كه به ايل بختياري و طايفه ي شهني پيام مسرت بخش و دلگرم كننده داد و از آنان تجليل كرد كه با تشويق خيل مشتاقان حاضراز سردار بزرگ 8 سال دفاع مقدس همراه بود.

اجرای موسیقی اصیل بختیاری و نیز پاپ گرفته تا شاهنامه خوانی و شعر خوانی و دستمال بازی و مسابقه اسب دوانی را از نزدیک دیدیم و لذت بردیم. البته نه تنها جمع بچه های روزنامه نگار ساکن در اهواز که تمامی علاقه مندانی که از شهرها و استان های مختلف کشورمان به خوزستان آمده بودند و از برگزاری این همایش با خبر شده بودند، به تل بزان آمدند و از برنامه های متنوع این همایش دیدن کردند.

همسفران ما به شهرستان مسجدسلیمان عبارت بودند از:مهدی مکارمی، علیرضا عبداله ن‍ژاد، عبدالرحمن نیک سرشت و فرهاد احمدی و ...

در این همایش، چهره های نام آشنایی حضور داشتند که می توان به جهانشاه ارزانی بیرگانی رییس سابق شورای اسلامی شهرستان ، دکتر داودی رییس دانشگاه آزاد مسجدسلیمان، ارسلان شهنی مدیر عامل سازمان زیباسازی شهرداری اهواز، علی مراد حافظی، استاد علی حافظی نوازندن نی و گروه موسیقی اش که به زیبایی به اجرای چند سرود از کارهای زنده یاد مسعود علاالدین پرداختند و دیگر عزیزانی که نام شان را به خاطر ندارم، اشاره کرد.

امسال باران زیادی نبارید و در نتیجه کوه های تل بزان سبز نشده بود و منطقه ی باز و وسیعی- که برای همایش در نظر گرفته شده بود- اثری از سبزه بر سینه اش نبود.

اگر چه محل برگزاری همایش خاکی بود و هر از چندگاهی خاک بر سر و روی مشتاقان همایش می نشست، اما برنامه های متنوع همایش به ویژه مسابقه اسب سواری- که با یورتمه و چهار نعل اسب ها گرد و خاک ها را به هوا می پراکند- حواس کسی را پرت نمی کرد جز نگارنده که نسبت به گرد و خاک حساس هست و این عطسه است که حواس اش پرت می کرد!

یکی از خوانندگان موسیقی بختیاری و نیز آواز دشتی که صدای بسیار زیبایی دارد و جا داشت از او نیز در این همایش استفاده می شد؛ "منصور حسن پور" بود. گفته می شود: او در این همایش حضور داشت اما تعدد و فشردگی برنامه ها اجازه ی اجرای برنامه به او نداد. این در حالی بود که یکی از خوانندگان دو بار به روی سن رفت و برنامه اجرا کرد از جمله اجرای موسیقی پاپ که سنخیتی با موسیقی بختیاری نداشت و ندارد.

یکی از اهداف چنین همایش هایی حفظ، اعتلا و ترویج فرهنگ بختیاری و هنر هنرمندان این قوم اصیل پارسی است نه ترویج موسیقی پاپ و غیره! لازم بود مسوولان برگزار کننده بیش تر به این امر مهم توجه می کردند.

قرار بود در این همایش پروفسور شهنی کرمزاده حضورداشته باشد؛ اما به علت شرکت در آیین سوگواری یکی از نزدیکان همسرش، توفیق دیدار وی برای علاقه مندانش میسر نشد.

حرکات موزون دستمال بازی مردان و زنان بختیاری در جای جای همایش که با نوای سرنا و طبل(توشمال) همراه بود، جلوه و زیبایی خاصی به جشن بزرگ بختیاری ها بخشیده بود.

یکی از خصوصیات ارزشمند این همایش، مردمی بودن آن بود که همه با هم همکاری می کردند؛ اما یکی از شاهنامه خوان ها برای شرکت در این همایش تقاضای 500 هزار تومان وجه نقد کرده بود که برگزار کنندگان نتوانستند تقاضای او را برآورده کنند و در نتیجه از چند کودک نوجوان با نام های علی پور و مولایی استفاده کردند که آن ها هم به زیبایی ابیاتی از شاهنامه بختیاری کار استاد جواد خسروی را قرایت کردند.

خوش آمد گویی با گویش بختیاری و با زبان انگلیسی توسط خانم قنبری، اجرای موسیقی توسط خوانندگانی چون امید محمودی، شیروان نصراله زاده و محمد یاوری که شنونده را یاد محسن چاووشی می انداخت و شعر خواني آقای بابادی كه با چاشني طنز همراه بود و به فضای همايش شور و نشاط بخشيد از دیگر برنامه های این همایش بودند.

مجری همایش تسلط خوبی در برگزاری همایش داشت و جا دارد از او و دیگر تلاشگران این همایش قداردانی شود.

پذیرایی از شرکت کنندگان با آب معدنی و بستنی و کباب همراه بود. به ویژه آنانی که در گوشه ای از محوطه همایش دست به جیب بودند و سر کیسه را هم شل می کردند!

اگر چه بهار امسال رونق سال های پیش را نداشت و زمین به سبزه آغشته نبود و سطل های آشغالی هم برای درآغوش گرفتن آشغال و زباله وجود نداشت؛ اما کاغذ های رنگارنگ بستنی و بطری های آب معدنی صحرای تلبزان را مفروش کرده بود!

علی رغم این که چندین بار اعلام شد که افرادی که تفنگ با خود همراه دارند اقدام به تیراندازی هوایی نکنند، اما هر از چندی صدای تک تیرهایی که به هوا پرتاب می شد، به گوش می رسید!

در پایان جا دارد از همکاری صمیمانه ی برادران نیروی انتظامی به ویژه فرمانده آن که در همایش حضور داشت و نیز رییس اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان مسجدسلیمان- که با برگزار کنندگان همایش کمال همکاری را به عمل آوردند- قدردانی و تشکر شود.

شايان گفتن است: عكس اولي از آن آرمين شهني است و عكس هاي بعدي از فرهود شهني منصوري كه سلامتي و توفيق شان را از خداوند منان خواستارم.
برچسب‌ها: همايش شهني, تلبزان
+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم فروردین 1391ساعت 13:16  توسط بچه نفتون  | 

با آرزوی ۱۲ ماه شادی ۵۲ هفته خنده ۳۶۵ روز سلامتی

 ۸۷۶۰ ساعت عشق ۵۲۵۶۰۰ دقیقه برکت

۳۱۵۳۰۰ ثانیه دوستی سال نو مبارک

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم فروردین 1391ساعت 1:59  توسط بچه نفتون  | 

مسوول روابط عمومي اداره كل تعاون، كار و رفاه اجتماعي خوزستان

 رتبه دوم بخش خبر را كسب كرد

حبيب اله بهرامي روزنامه نگار خوزستانی و مسوول روابط عمومي اداره كل تعاون، كار و رفاه اجتماعي خوزستان در هجدهمين جشنواره‌ي مطبوعات و خبرگزاري‌ها رتبه ي دوم بخش خبر را در مطبوعات استانی به خود اختصاص داد.

به گزارش خبرنگار ما، در آيين اختتاميه هجدهمين جشنواره‌ي مطبوعات و خبرگزاري‌ها- که در تالار وحدت تهران برگزار شد- "حبیب اله بهرامی" از هفته نامه "ندای جنوب" با خبر "آب شرب در اهواز آتش گرفت"  در بخش خبر مطبوعات استانی رتبه دوم این جشنواره را به دست آورد.

این گزارش حاکی است: تعداد 14 هزار و 20 اثر فرستاده شده به جشنواره مطبوعات و خبرگزاري‌ها در شش بخش خبرگزاري‌هاي رسمي، مطبوعات، نشريات، پايگاه‌هاي اطلاع‌رساني اينترنتي، بخش ويژه و بخش دانشجويي رقابت ‌كردند.

در این جشنواره، مطبوعات سراسري با هزار و 725، استاني شش هزار و 876 اثر، خبرگزاري‌ها 537 اثر، پايگاه‌هاي اينترنتي 139 اثر و بخش دانشجويي با چهار هزار و 400 اثر شرکت کردند.

به نفرهاي نخست برگزيده اين جشنواره مبلغ 50 ميليون ریال، بورسيه تحصيلي، لوح تقدیر و تندیس جشنواره و به نفرات دوم و سوم به ترتیب 15 و 10 میلیون ریال و لوح تقدیر اهدا کردند.


برچسب‌ها: رتبه دوم, بخش خبر
+ نوشته شده در  جمعه پنجم اسفند 1390ساعت 2:41  توسط بچه نفتون  | 

حبيب اله بهرامي برگزيده ي بخش ويژه اين جشنواره شد

برگزيدگان هشتمين جشنواره ملي داستان كوتاه مهر دورود معرفي و در آييني از آنان تجليل شد.

در آييني در سينما كيهان شهرستان دورود برگزيدگان هشتمين جشنواره ملي داستان كوتاه مهر اين شهرستان معرفي و از آنان با اهداي تنديس، لوح سپاس و جايزه نقدي تجليل شد.

به گزارش خبرنگار ما در اين جشنواره كه جمعي مسوولان محلي و داستان نويسان و هنرمندان كشور حضور داشتند، رييس اداره فرهنگ و ارشاد اسلامي شهرستان دورود در سخناني از هنرمندان و اديبان كشور به عنوان بازوان هنر و فرهنگ ايران زمين ياد كرد و با استناد به آيات قرآن كريم و ذكر اين نكته كه داستان گوي ما شارع مقدس است به نقش فيلم ها و سريال هاي ساخته شده و تاريخي از جمله "يوسف پيامبر" و "مختارنامه" اشاره كرد و گفت: بسياري از پ‍ژوهشگران و تحليلگران كشورمان بر اين عقيده اند كه خيزش هاي اسلامي مردم در سراسر جهان از جمله حوزه ي خليج فارس الهام گرفته از فيلم ها و سريال هاي تاريخي از جمله "يوسف پيامبر" و "مختار نامه" است.

حجت الاسلام والمسلمین علی ارکبان شهرستان دورود را از قطب های داستان نویسی در سطح کشور قلمداد کرد و ضمن ارزیابی مسائل کیفی و کمی هشتمین جشنواره ملی داستان کوتاه مهر دورود افزود : این جشنواره به لحاظ استقبال داستان نویسان خوب و برتر کشور جایگاه خود را در ایران پیدا كرده است و همه ساله شاهد ارتقاي مسائل کمی و کیفی آن هستیم و امید واریم جشنواره نهم به مراتب پر بار تر از جشنواره کنونی باشد .

وی یا دآور شد : ترویج آموزه های اسلامی مهمترین فاکتور عملکرد هنرمندان باید باشد که در اکثر آثار ارسالی خوش بختانه به این امر مهم توجه شده بود. مسائل و آموزه هایی که از کتاب آسمانی مسلمانان نشات گرفته و در زندگانی پیامبر اکرم (ص) و ائمه معصومین ( علیه السلام ) تبلور یافته است.

وي تاثير القاي مطالب را در قالب داستان موثر و ماندگار توصيف كرد و از دست اندركاران اين جشنواره از جمله هيات داوران نهايي(حسين سناپور، محمد حسين شهسواري و امير حسين خورشيدفر) و داور مرحله ي مقدماتي(كورش رشنو) قدرداني كرد.

گفتني است در كارگاه داستان نويسي هشتمين جشنواره ملي داستان كوتاه مهر درود داستان هاي كه صبح و بعدازظهر در مجتمع طلاييه و سينما كيهان برگزار شد، داستان هاي برگزيده پس ازقرايت توسط نويسندگان آن ها، از سوي هيات داوران مورد نقد و بررسي قرار گرفتند.

همچنين توحيديان يكي از برگزار كنندگان اين جشنواره در گفت و گو با خبرنگار ما از دريافت 397 داستان كوتاه به دبيرخانه جشنواره خبر داد و گفت: در بخش آزاد اين جشنواره 327 اثر و در بخش ويژه كه به موضوع جهاد اقتصادي و امر به معروف و نهي از منكر اختصاص داشت 70 داستان مورد بررسي و ارزيابي قرار گرفت كه در نهايت 100 داستان براي مرحله دوم داوري انتخاب شد كه سرانجام در بخش آزاد سه اثر برتر و سه اثر تقديري و در بخش ويژه نيز دو اثر برگزيده شدند.

در ادامه ي آيين اختتاميه جشنواره بيانيه هيات داوران قرايت شد.

محمد حسين شهسواري در اين بيانيه توجه به مسايل بومي و آداب و رسوم و بيان مسايل و مشكل هاي محيط پيرامون را از نقاط خوب داستان هاي داوري شده برشمرد و توجه به شگردهاي امروزي تر در داستان نويسي و در نظر گرفتن الزامات فرهنگي و تكنيكي را ضروري دانست و خاطر نشان كرد: داستان هاي مورد ارزيابي قرار گرفته در هشتمين جشنواره ملي داستان كوتاه مهر درود ما را به نسل داستان نويسان كشور اميدوار كرد.

هچنين حسين سناپور در گفت و گو با خبرنگار ما سطح كيفي و كمي آثار رسيده به جشنواره را خوب اريابي كرد و خواستار ورود نويسندگان به موضوعات مختلف و راه هاي جذاب كردن داستان ها شد.

سناپور كه متولد ‌۱۳۳۹ كرج است؛ كار داستان نویسی را از کلاس های هوشنگ گلشیری آغاز کرد. رمان نیمه غایب او از جمله پرفروش ترین رمان های معاصر فارسی بود که به چاپ دوازدهم رسید.

او در آغاز فعالیت داستان نویسی برای کودکان و نوجوانان می نوشت. پسران دهکده (۱۳۶۹) و افسانه و شب طولانی (۱۳۷۳) حاصل این دوران است. سپس به روزنامه نگاری روی آورد و از سال 63 به كار داستان‌نویسی و نوشتن نقد داستان و فیلم روي آورد و از سال ۷۲ تا 79 نيز در بخش‌های ادب و هنر چهار روزنامه مشغول كار شد.

 سناپور مدتی هم بر کار گردآوری و چاپ داستان هاي مجلات گردون و کارنامه نظارت داشت. اولین رمان اش نیمهٔ غایب را در ۱۳۷۸ منتشر کرد. این رمان برای او جوایز مختلفی را به ارمغان آورد و در مدت یک سال شش بار تجدید چاپ شد. در سال ۱۳۸۰ کتابی در شناخت زندگی و آثار هوشنگ گلشیری به نام همخوانی کاتبان تالیف و منتشر کرد. او هماکنون مشغول تدریس داستان نویسی است

ده جستار داستان نویسی(درس نامه های داستان نویسی)- ویران میآیی- با گارد باز و سمت تاریک کلمات كه برنده بهترین مجموعه داستان کوتاه در ششمین دوره جایزه ی هوشنگ گلشیری شد از جمله آثار اوست.

سناپور در سال78 جايزه ي مهرگان ادب را برای نیمه ی غایب، سال 81 جایزه ادبی یلدا و در سال 85 در ششمین دوره جایزهٔ هوشنگ گلشیری، برنده بهترین مجموعه داستان کوتاه برای سمت تاریک کلمات شد.

در پايان اين جشنواره مهرداد موسويان از همدان، مهدي قلمي از زنجان و علی شاه علی از اليگودرز به ترتيب رتبه هاي اول تا سوم را به دست آوردند.

همچنين از تهمينه كرمي از بروجن، ناهيد قادري حاجي آبادي از كرمانشاه و علي فاطمي از اصفهان، روح اله سليماني از خرم آباد و نگار كيماسي از بروجن  تقدير شد.

در بخش ويژه نيز حبيب اله بهرامي از اهواز و شمسي وفايي از كرمانشاه برگزيده شدند.

سرنا نوازی توسط گروه موسیقی این شهرستان از دیگر برنامه های این جشنوار بود.


برچسب‌ها: هشتمين جشنواره, داستان كوتاه مهر دورود
+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم اسفند 1390ساعت 10:56  توسط بچه نفتون  | 

كي به كيه!

به دنبال سفر چند روزه ي استاد صاف صادق اهوازي با يك گردان هيات همراه به استان ماستارا مان کشور "موسيه" و بازگشت عارفانه و موفقيت آميزشان به ميهن و كلان شهر اهواز، خبرنگار ما ملقب به "بچه نفتون" در فرودگاه با ايشان گفت و گويي انجام داده است كه با هم مي خوانيم:

بچه نفتون: خب جناب استاد و دكتر صاف صادق اهوازي! ممكنه ابتدا خودتان را معرفي كنين؟

صاف صادق اهوازي: خودتان كه نام مرا گفتين. نيازي به معرفي نيست.

بچه نفتون: از "موسيه" چه خبر؟

صاف صادق اهوازي: سلامتي، خبر خاصي نبود. هر چه بود عام بود.

بچه نفتون: همين؟!

صاف صادق اهوازي: همين! مي خواستي چند مین باشه؟!

بچه نفتون: ولي اين جور كه رسانه ها نوشتن شما با یک گردان آدم و براي سرمايه گذاري خارجي ها در امور اقتصادي و چند نقطه اي بستان مان به اين سفر رفتين، درسته؟

صاف صادق اهوازي: ای ی ی ی... در ضمن یک نفر کم تر از یک گردان بود.

بچه نفتون: خب. به تعريف ببينم چه خبر بود؟

 صاف صادق اهوازي: گفتم كه؛ خبر خاصي نبود...

بچه نفتون: استاد جان! پس یه هفته در "موسيه" چه کاری انجام می دادین؟

صاف صادق اهوازي: خیلی کارا تازه یه هفته هم نبود؛ همش دو روز بود...

بچه نفتون: خوش گذشت؟

صاف صادق اهوازي: جاي شما خالي بود. چرا نيومدين؟

بچه نفتون: شما كه مرا با خودتون نبردين...

صاف صادق اهوازي: آها! در عوض يه خبرنگار برديم كه عده ای نگن فقط خودشون مي رن خارج...

بچه نفتون: خوش كه گذشت؟

صاف صادق اهوازي: اي بابا! چند بار مي پرسي؟! په نه رفتيم کویر لوت كه خوش نگذشت؟!

بچه نفتون: در اين مدت كه نبودين خبري نشد؟!

صاف صادق اهوازي: كجا خبري نشد. اون جا كه خيلي خبرا بود. اين جا هم مگه قرار بود خبري بشه؟! آب از آب تكون نخورد. از خارج اوضاع و احوال اين جا رو كنترول مي كرديم.

بچه نفتون: چه طوري؟!

صاف صادق اهوازي: مثل پلو تو دوري! به چه طوري اش كاري نداشته باش. اما برای این که دست خالی نری برات می گم. از طریق ایمیل و سایت و تلفن و ...

بچه نفتون: پس به چي كار داشته باشم؟!

صاف صادق اهوازي: مشكل خودته! كار تو رو كه ما نبايد گوشزد كنيم!

بچه نفتون: چه كار كردين اين همه مدت؟

صاف صادق اهوازي: اولن، اين همه مدت نبود و دو روز بود. دومن كلي در نشست ها و ایستادن های رسمی و غیر رسمی سمي ناهار و سمی شام و ناشتا تشكيل داديم و با سرمايه گذاران سر و كله زديم و گشتيم و عكس گرفتيم...

بچه نفتون: خب، نتيجه چي شد؟

صاف صادق اهوازي: خوب بود. يه قولايي به ما دادند و ما هم يه قولايي به اونا داديم.

بچه نفتون: از قولا بگين؟

صاف صادق اهوازي: از كدوم قولا؟ ما يا اونا؟

بچه نفتون: از هر دوتا.

صاف صادق اهوازي: اول قولاي خودمون رو بگم يا قولاي اونا رو؟

بچه نفتون: هر طور كه مايلين.

صاف صادق اهوازي: من كه هيچ تمايلي به دادن قولا ندارم. اين شمايين كه دنبال قولا هستي!

بچه نفتون: از قولاي اونا بگين.

صاف صادق اهوازي: قول دادن كه در اولين فرصت بيان اهوازو وضعيت اين جا رو كه ما براشون تشريح كرديم، ببينن و بعد برامون آهن‌آلات، الياف، چوب‌ و بعضي از ماشين‌آلات بيارن.

بچه نفتون: قول شما چي بود؟

صاف صادق اهوازي: ما هم بهشون قول داديم كه حسابي ازشون پذيرايي كنيم و مثل سفر به "مالمان" كه به ما نون پنير و گوجه دادن با مرغ و مسما ازشون پذيرايي كنيم. همون جور كه اونا از ما پذيرايي كردن و حسابي بهمون رسيدن. همچنين قول بهشون داديم كه ماشين‌آلات كشاورزي، مواد غذايي، فرش، خشكبار و شوينده‌ها و اين جور چيزا براشون بفرستيم.

بچه نفتون: همين؟!

صاف صادق اهوازي: همين كم كاريه مرد حسابي؟! در ضمن در زمینه های ترانزیت كالا و نیز حمل و نقل، ساخت واحد های نیروگاهی، صادرات كالا و خدمات غیرنفتی، سرمایه گذاری دربخش های كشاورزی و گردشگری و همكاری دربخش شیلات ، صیادی و تكثیرو پرورش آبزیان صحبت کردیم و قول دادیم و یه چیزایی هم امضا کردیم. فکر کنم اسمش تفاهم نامه بود...

بچه نفتون: دستاورتون از سفر به خارج همين قول مولا بود؟!

صاف صادق اهوازي: همين قولا و تفاهم نامه ها بود ولی مولا نه!

بچه نفتون: راستي! چند وقت پيش هم سفري به "مالمان" و "ملند" داشتين؛ نه؟

صاف صادق اهوازي: آره. منظور؟

بچه نفتون: اون حاها چه خبر بود؟

صاف صادق اهوازي: خوب بود. كلي توي اين كشورا گشتيم و از صنايع و منايع و چيز ميزاشون عكس و فيلم گرفتيم. جايي نبود كه نرفتيم.

بچه نفتون: اين ديدن ها به درد هم خورده؟

صاف صادق اهوازي: مگه نشنيده اي كه مي گويند: لنگه كفش در بيابان نعمت است؟! تازه! هر چيزي كه خوار آيد روزي به كار آيد...

بچه نفتون: من كه چيزي دستگيرم نشد!

صاف صادق اهوازي: مشكل خودتونه. ما كه دستگيرمان شد...

بچه نفتون: با توجه به اين كه فرودگاه هم داره تعطيل مي شه ما مزاحم نمي شيم، باقي مطالب رو بذاريم براي مصاحبه مطبوعاتي و راديو تلويزيوني.

صاف صادق اهوازي: نيازي نيست. يكي از همكاران شما با ما بود. خبري رو با هماهنگي ما تهيه كرده كه مي ذاره روي سايتشون و شما مي تونين برين و از روي سايت بردارين و مثل هميشه به نام خودتون در نشريات درج كنين...

بچه نفتون: يه سوال خصوصي هم دارم.

صاف صادق اهوازي: بفرما.

بچه نفتون: مي خواستم توي گوشتون بگم.

بچه نفتون: (دهان را نزديك گوش استاد صاف صادق اهوازي مي برد) سوغاتي موغاتي براي ما هم آوردين؟

صاف صادق اهوازي: اي ي ي ي... حالا...

بچه نفتون: من ديگه مزاحم نمي شم و مي رم مصاحبه رو براي چاپ آماده كنم.

صاف صادق اهوازي: حسابي بهش آب و تاب بده و بنويس كه قراره يه هيات كارشناسي و خبره از خارج بيان و در كلان روستا، ببخشيد، كلان شهر ما سرمايه گذاري كنن...

بچه نفتون:همين؟

صاف صادق اهوازي: خودت چارتا چيز ديگه هم بهش اضافه كن. كي به كيه! ببينم چه مي كني...

بچه نفتون: می گم بهتر نیست جای خودتون رو با وزیر امور خارجه عوض کنی؟!

صاف صادق اهوازي: تازه داریم خودمون رو برای سفر بعدی به یکی از کشورای خارجی آماده می کنیم تا سیل سرمایه گذاران خارجی را به استان مون جاری بشه... راستی برای سفر بعدی خودت رو آماده کن. فقط این مصاحبه رو چربش کن... بای. 


برچسب‌ها: صاف صادق اهوازي, فرودگاه
+ نوشته شده در  دوشنبه دهم بهمن 1390ساعت 1:38  توسط بچه نفتون  | 

شهادت امام رضا(ع) را به مسلمانان جهان

به ویژه شیعیان گران قدر تسلیت می گوییم

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم بهمن 1390ساعت 11:46  توسط بچه نفتون  | 

هر کوچه به نام خود شهیدی دارد

پنجمین جشنواره شعر دفاع مقدس خوزستان با عنوان"ترنم باران" به همت بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس خوزستان در تالار مهتاب اهواز برگزار شد.

به گزارش خبرنگار ما در این جشنواره که جمعی از شاعران و ادب دوستان حضور داشتند، مدیر كل بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس خوزستان در سخنانی برنامه‌های مرتبط با بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس را مورد توجه قرار داد و خواستار انتقال فضیلت‌ها و ارزش‌های به یادگار مانده از هشت سال دفاع مقدس در دل جامعه و به نسل‌های بعد از دوران دفاع مقدس منتقل شد تا روح معرفتی و آن چه كه در هشت سال دفاع مقدس محقق شد بتواند ماندگار و پایدار بماند.

سرهنگ عبدالمجید عقیلی خاطر نشان کرد: امروز انوار بیدارگری- كه برگرفته از مقاومت و پایداری ملتی مظلوم، تنها و غریب در دوران غربت آغاز انقلاب و هشت سال دفاع مقدس است- آن چنان به  اقتدار و عزتی رسیده كه تمامی معادلات منطقه‌ای و جهانی بدون در نظر گرفتن جمهوری اسلامی ایران محكوم به فنا خواهد بود.

وی گفت: حوزه شعر دفاع مقدس تا به امروز فراز و نشیب‌های زیادی را فرا رو داشته است اما مساله حائز اهمیت این است كه نیازمند یك توازن منطقی در اضلاع هندسی آن است.

وی افزود: در بعضی ادوار ظرفیت حوزه مخاطبان این شعر بالا رفته و در بعضی از ادوار حوزه آثار افزایش پیدا كرد و در بعضی از ادوار نیز آثار هنرمندان و خود هنرمند به ظرفیتی رسیده كه آن حركت هم‌پای مخاطب نبوده است.

وی تاكید كرد: شعر دفاع مقدس باید خوب تعریف شود، جلوه پیدا كند و در بستر چنین جشنواره‌هایی تحقق پیدا كند و جشنواره شعر " ترنم باران"ی به دنبال همین رهیافت است تا بتواند این سه ضلع را در وقت‌های مناسب رقم بزند.

سپس نماآهنگ "فرشتگان خاک" به کارگردانی فرامرز گرجیان از هنرمندان مجرب و بی ادعای خوزستانی پخش شد و آنگاه مجری از "غلامرضا کاج" از دزفول خواست که برای شعر خوانی پشت تریبون قرار گیرد که او این چنین خواند:"جز پرچم سبز عشق بر دوش مباد/ فریاد رسای لاله خاموش مباد/ در بین تمام راهیان شب قدر/ راه شهدا دمی فراموش مباد"

وقتی که غلامرضا کاج از سن پایین آمد، "زهرا آراسته" از اهواز بالا رفت و گفت:"یواش یواش رسیدند آن صورت های کبود/ آخ بمیرم پس چرا رقیه توش نبود/ زخم پاهای دختر خوب نمی شه محاله/ مگه چه قدر جون داره یه دختر 13 ساله؟"

و "قاسم آهنین جان" که از شاعر گفت و از شهیدان دفاع مقدس، غزه و کربلا: شهیدان كشف‌المحجوب می‌كنند. شهیدان از علی بن‌ابی‌طالب تا حسین بن‌علی و اولادش، شهیدان انقلاب و خاصه دفاع مقدس و اكنون بیداری اسلامی در مركز هستند و در جوار الله.

وی افزود: شاعر فقط عرض ارادتی می‌كند شهیدان را و بس و تجلیل می‌كند كاشفان محجوب را. شاعران از مولانا تا من ستایش‌گر شهیدان هستند همین و بس.

وی سپس ندا سر داد:"ای کاش درخت بودم/ تک درختی/ ای کاش سایه بودم/ سایه بر شکسته شمشاد شهیدان دشت کربلا..."

"رحیم جلیزی" که آمد از دریا گفت:"عمری پریشان بود و ناامید دریا/ بر انتحار موج می گریید دریا" "عباس آتشی" از اندیمشک از شهید سرود:" نیامدی/ آن قدر که تمام خانه های کوچه چند طبقه شده اند/ نیامدی و سال هاست بنگاه داران محله چشم دوخته اند به خانه ی ما..."

وی همچنین از برگزاری کنگره ی شعر دو کوهه در آینده ی نزدیک خبر داد و خواستار شرکت شاعران در این کنگره شد.

سخنران بعدی جشنواره معاون ادبیات و انتشارات بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس بود که به سابقه ی 19 ساله‌ ی جشنواره اشاره کرد و گفت: جلسه امروز ما مقدمه‌ای است برای ورود به كنگره سراسری دفاع مقدس كه در سال 91 در استان كردستان برگزار خواهد شد و برگزیدگان استانی به كنگره دعوت می‌شوند.

سرهنگ رسولی‌منفرد افزود: در 19 دوره گذشته كنگره شعر دفاع مقدس سیر تكاملی خود را طی كرده و به مراتب بسیار بالایی رسیده است.

وی گفت: در سال های گذشته شعرها به طور متمركز در تهران داوری می‌شد و یك كنگره برگزار می‌شد که از قضا چند كنگره در همین استان و در شهرهای خرمشهر، اهواز، آبادان و طلاییه اجرا شد. از آن جا که استان‌ها فعالیت‌های خوبی داشتند و توانایی‌های خود را نشان دادند تصمیم گرفته شد جشنواره‌ها به طور استانی اجرا شوند و برگزیدگان برای مرحله نهایی خود را به كنگره برسانند. این شیوه حدود پنج دوره در حال اجرا است و بسیار مفید بود. شاعران بسیار جوان و حتی افراد مسن از مسیر چنین جشنواره هایی خود را به كنگره رساندند.

سرهنگ رسولی‌منفرد یادآور شد: این جشنواره قبلا فقط با موضوع دفاع مقدس بود اما امسال موضوع دفاع مقدس، دفاع مقدس با مضامین عاشورایی، شعر كودك و نوجوان، شعر مقاومت ملل و شعر آیینی را در نظر گرفتیم. كاری كه در یكی‌دو سال گذشته انجام شد و ثمرات بسیار خوبی داشت شعرگویی با زبان‌های مختلف آذری، كردی، تركمنی و عربی است. هر استانی كه برای ورود به این بحث توانایی داشت خود را رساند. به دلیل رشد خوبی كه در این زمینه در كشور داشتیم سال گذشته در كنگره‌ها  برای اولین بار شعرهای برگزیده‌ را با زیرنویس فارسی پخش كردیم.

وی افزود: آنچه كه از ما بر می‌آید این است كه زمینه‌های حضور و پیشرفت در موضوع شعر دفاع مقدس را مهیا كنیم و حتی‌الامكان این تلاش را كرده‌ایم.

پنجمین جشنواره شعر دفاع مقدس خوزستان با پخش نماآهنگی با عنوان "زیر سایه ی نخل" یاد زنده یاد استاد عبدالرضا قناد دزفولی را گرامی داشت. نمااهنگی که قطره های اشک را بر دیدگان بسیاری از شاعران جاری کرد.

همچنین با اهدای لوح تقدیر که تقدیم به همسر استاد قناد شد از این شاعر و منتقد خوزستانی تجلیل شد.

در ادامه سرکار خانم "محدثه الماسی" غزلی تقدیم به جانبازان شیمیایی کرد:" اندوه یک دل می شود بر گرده ام باشد/ بر گرده یک اندوه تاول خورده هم باشد"

و "محمد ایمانی" از آبادان از گم شدن کبوتری از عکس شناسنامه ی آبادان گفت و جان کندن یک شهر در باران:" همچون غزلی که خط خط می سوزد/ او شکوه نمی کند فقط می سوزد"

سعید یوسف‌نیا، نماینده دبیر علمی كنگره سراسری شعر دفاع مقدس که پشت تریبون آرام گرفت، ندا داد:" رفتند مردانی که مرد آسمان بودند/ رفتند تا جایی که سر بر آسمان سودند"

"بهمن ساکی" شاعر کارکشته و همیشگی جشنواره ها و همایش های شعر و ادب این چنین خواند:" تا انتهای حافظه ها باد رفته است/ تا انتهای حافظه ها باد رفته است/ فایده نداشت هر چه به سندان شب زدیم/ در گوش خاک پنبه ی پولاد رفته است"

"زهرا شعبانی" از هندیجان از پرستو گفت و آسمان:" می شود تا باد پرستو بود/ گرچه زخمی به پیکرت باشد/ می شود هفت آسمان یک عمر/ زیر آرامش پرت باشد" و "محمود طیب" از بهبهان از جنگ سرود و جنون:" کجاست که نگرفته نرفته دایی ات/ نبرده است جنون به کدام ناحیه ات" ولی "داود مالکی" از شوشتر خطاب به حاضران گفت:" جز چند عروسک چیزی در حافظه مان نماند/ آن هم در آغوش نکشیده ترکید"

وقتی "افرا عسکریان" از ایذه آمد و سرود:" می نویسم درد روح سنگ برمی خیزد از/ ناگهان از هر طرف آهنگ بر می خیزد از"؛ "اسمت موسوی" از آبادان پشت تریبون قرار گرفت و گفت:" گریه شروع تو بود/ نمی دانم کدام سیلی/ زمانه را به بازی گرفته/ که زیر موشک قایم می شوی"

"مرتضا پارسا" شاعر خوزستانی که مدت هاست در استانی دیگر زندگی می کند؛ بعد از "موسوی" آمد و ناله سر داد:" با پنجره ی سکوت درگیر شدیم/ از زندگی نکرده مان سیر شدیم/ فکر تو چه قدر باعث شادابی ست/ آن قدر جوان شدی تا پیر شدی" اما "هادی محمدزاده" از دزفول از خاک شهرش گفت و از شهیدان:" تقدیر بلند و روسپیدی دارد / هر شاخه به دست خود نویدی دارد/ کمیاب ترین خاک زمین دزفول است/ هر کوچه به نام خود شهیدی دارد"

"محمد‌ شریفی" شاعر اهوازی هم كه برای شعرخوانی دعوت شده بود، گفت: وقتی به سال‌های بعد از انقلاب نگاه می‌كنم تلاش جوانان را می‌بینیم. ما دل تنگی داشتیم برای پرورش نسل جوان و این جنگ به ما تحمیل شد.

وی خاطرنشان كرد: واقعا این جوان‌ها شایسته بودند كه ما در طول سال آن‌ها را ازیاد نبریم و بتوانیم به عناوین مختلف كنگره‌های مختلفی را برای این بزرگواران برگزار كنیم.

در ادامه، "علی پور: از دزفول از ظهر عاشورا گفت:" ظهر عاشورا که شرح شعله ی آغاز بود/ مرد کوچک سال عاشق، آخرین سرباز بود/ شرح هفتاد و دو زخمی را که بر تاریخ ماست/ از گلوی خون نثارش اولین آواز بود" "قاسم دیده بان" از شوشتر در پاسخ گفت:" ای بلندای زمان ای که ژرفایت عمیق/ سنگ و مرجانت گهر هر قطره ات هم چون عقیق"

پس از اجرای نماآهنگی دیگر با نام "خاک خوب" ، "داوودرضا كاظمی" به نمایندگی از هیات داوران این جشنواره كه متشكل از داوودرضا كاظمی، علی‌رضا شكرریز و مرتضی حیدری‌آل‌كثیر بود، درباره شعرهای رسیده به دبیرخانه جشنواره گفت: شعر شگفت انگیزترین ارزانی پروردگار مهربان به انسان اندیشمند است. آن گاه كه در ذهن نا آرام و جست‌وجوگر شاعر واژه‌ها به ترنم در می‌آیند و ناگاه حماسه‌ای بزرگ آغاز می‌شود.

او ادامه داد: شعر امروز استان خوزستان در برگیرنده جریان‌های متفاوت و بالنده ادبی است كه با رعایت اعتدال و توجه به مخاطب در راه اعتلای فرهنگ و ادب این مرز و بوم عاشقانه و صبور گام بر می‌دارد.

وی تصریح كرد: هیات داوران جشنواره "ترنم باران" پنجمین جشنواره شعر دفاع مقدس استان خوزستان از شاعران اندیشمندی كه به فراخوان شركت در جشنواره پاسخ مثبت داده و 360 سروده ارزش‌مند را به دبیرخانه جشنواره ارسال كرده‌اند قدردانی می‌كند.

او اظهار داشت: فراوانی آثار رسیده و گوناگونی سبك و سیاق، انواع بیانی و زبان غالب در آن‌ها بی‌شك مستلزم صرف وقت، دقت نظر و لحاظ كردن معیارهای دقیق برای سنجش بود و بدیهی است گزینش هر یك از داوران بر اساس انطباق و یا عدم انطباق آثار با معیارهای طرح شده از سوی هر یك صورت گرفته و پس از ساعت‌ها بررسی آثار بر اساس معیارهای ذیل مورد ارزیابی دقیق قرار گرفته است.

كاظمی افزود: مواردی از جمله جوهره شعری آثار و ظرفیت‌هایی چون اندیشه ارزش‌مند و منطق شاعرانه، تازگی و طراوت و وسعیت در تخیل برآمده از نگاهی شاعرانه و نازك‌بین، ساختار یكپارچه و پرداخت موقعیتی با اجرای ترتیب‌بندی‌های فرمی معنایی و ویژگی‌هایی هم‌چون موسیقی درونی اثر و تشخص زبانی و زبان‌ورزی، حس برانگیزی‌های شاعرانه و غنای عاطفی اثرگذار و پایدار، نوآوری و پرهیز از كلیشه‌های تجربه شده در حوزه‌های زبان، فرم، لحن، مضمون و برخورداری از هویت شخصی و مستقل در ارایه اثر معیارهای ارزیابی داوران قرار گرفت.

او یادآور شد: با توجه به این شناسه‌ها بسیاری از آثار رسیده به بخش داوری جشنواره ارزش هنری والایی داشته و قابل تقدیر هستند. اما در فرایند ناگزیر انتخاب بهترین‌ها و در مجموع هیات داوران سروده‌های 17 شاعر در چهار موضوع اصلی جشنواره را به عنوان برگزیده و آثار هفت شاعر دیگر را شایسته تقدیر معرفی كرده است.

در پایان این جشنواره برگزیده‌های هر بخش معرفی شدند كه در بخش "دفاع مقدس" اكبر آزادپور از اندیمشك و محمود طیب از بهبهان به صورت مشترك اول، افرا عسكریان از ایذه و عصمت موسوی از آبادان به صورت مشترك دوم و مرتضی پارسا از اهواز، علی‌رضا زمانی از اندیمشك و داوود مالكی از شوشتر به صورت مشترك سوم شدند.

هیات داوران در این بخش ناصر ندیمی از آبادان و سید شهاب‌الدین طباطبایی از باغملك را شایسته تقدیر دانست.

در بخش "دفاع مقدس با بهره‌گیری از مفاهیم و مضامین عاشورایی" محدثه الماسی از اهواز رتبه اول را كسب كرد محمد ایمانی از آبادان دوم شد و فرهنگ دشتی از آبادان و مرتضی ذاكر از اهواز مشتركا سوم شدند.

ایمان عباس‌پی از اهواز، هادی محمدزاده از دزفول و محمد زبیدات‌اصل از سوسنگرد به رای داوران شایسته تقدیر این بخش شدند.

هم‌چنین در بخش "شعر مقاومت ملل با تاكید بر بیداری اسلامی" زهرا شعبانی از هندیجان اول، ‌عباس آتشی از اندیمشك دوم و رحیم جلیزی از شوش سوم شد.

در این بخش نیز حاجی‌مراد اسماعیل‌وندی از ایذه و اصغر رضایی‌گماری از گتوند شایسته تقدیر شدند.

هیات داوران در بخش "شعر كودك و نوجوان و دفاع مقدس" به ترتیب اردشیر زاهدی از اهواز، زهرا آراسته‌نیا از اهواز و غلام‌رضا كاج از دزفول را به عنوان برگزیده معرفی كردند.

در این جشنواره از بهمن ساكی، به عنوان پیشكسوت عرصه شعر دفاع مقدس، از قاسم آهنین‌جان، به پاس تلاش در عرصه شعر آیینی، از حمیدرضا اكبری (شروه)، به پاس تلاش در عرصه شعر دفاع مقدس، از علی‌رضا شكرریز، داوودرضا كاظمی و مرتضی حیدری‌آل كثیر، هیات داوران جشنواره، از وحید كیانی، دبیر علمی جشنواره و از سعید یوسف‌نیا، نماینده دبیر علمی كنگره سراسری شعر دفاع مقدس، تجلیل شد.

مانند سال گذشته دندان روی جگر می گذاریم و از نقاط ضعف این جشنواره چیزی نمی گوییم...
برچسب‌ها: پنجمین جشنواره شعر دفاع مقدس خوزستان
+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم دی 1390ساعت 23:15  توسط بچه نفتون  | 

علي(ع) دختر ندارد شير دارد

همايش شعر سوگواري عاشورايي در دومين روز از ششمين دوره نمايشگاه كتاب استان خوزستان در سالن همايش هاي نمايشگاه بين المللي اهواز برگزار شد.

به گزارش خبرنگار ما، در اين همايش كه دكتر بهروز ياسمي شاعر و منتقد كشورمان به عنوان ميهمان ويژه حضور داشت، مديركل فرهنگ و ارشاد اسلامي خوزستان در سخناني ضمن عرض تسليت به مناسبت روزهاي ماه محرم و  نيز درگذشت زنده ياد استاد عبدالرضا قناد دزفولي شاعر و منتقد پيشكسوت استان، در خصوص ادبيات ديني- آييني و ايراني- اسلامي به تفصيل سخن گفت و افزود: خوزستان در حوزه ي شعر و ادبيات، استان برخورداري است و تاريخ ايران و اسلام و اهل البيت نيز گواه اين مطلب است.

حجت الاسلام و المسلمين سپهر سهم استان را در برخورداري از شاعران برجسته ي تشيع در مفاخر ادبيات ديني نسبت به ديگر استان ها بالاتر برشمرد و به تاثير نقش رسانه هاي همگاني از جمله صدا و سيما در معرفي زنده ياد دكتر قيصر امين پور كه امروزه در عرصه ي بين المللي نيز شناخته شده است، پرداخت و با اشاره به درگذشت زنده ياد قناد دزفولي خاطر نشان كرد: استاد قناد شاعر و منتقد زبر دستي در عرصه ي گفتار بود. مردي كه در جلسات شعر و ادبيات توان راه رفتن نداشت اما شعرهايش را با انرژي زايدالوصفي قرايت مي كرد. شعر او لبريز از غناي ادبي بود. خلا ايشان به اين زودي پر نمي شود.

وي تاكيد كرد: بايد قدر شاعران استان را بدانيم و بستر لازم را براي عرضه ي توانمندي ها آنان به جوامع ادبي ديني - اسلامي فراهم كنيم.

مديركل فرهنگ و ارشاد اسلامي خوزستان در ادامه با اشاره به خيل شاعران اقوام مختلف استان و برگزاري همايش هاي شعر از جمله شعر "عاشورايي" و "غدير و ولايت" به زبان عربي ،  "همدرنگ" با گويش لري و بختياري، "گپ دل" با گويش بهبهاني و "ناله هاي فرات" به زبان فارسي افزود: خوزستان در وادي ادبيات ديني - آييني و ايراني- اسلامي حرف هاي بسياري براي گفتن دارد. توانمندي هاي خوزستان در عرصه ي شعر اميدواركننده است و شاعران جواني كه مشتاقانه به حوزه ي ادبيات مي پيوندند، سرمايه هاي آينده ي اين مرز و بوم هستند كه اميدواريم با برنامه ريزي اين استعدادهاي خلاق را شكوفا كنيم.

در اين همايش كه مهندس ذراتي مشاور استاندار خوزستان در امور ايثارگران نيز حضور داشت،  "وحيد كياني" مجري مجرب، توانمند و هميشگي همايش ها غزلي از زنده ياد استاد "قيصر امين پور" قرايت كرد و در ادامه آيين شعر خواني با سروده اي توسط "سروش" شاعر آبادان آغاز شد.

بعد از "سروش" كه از حماسه ي جنگ گفت و عاشورا، "عبدالرسول سعادت" آمد و از زميني كه بي روي او سرد و مرده بود، خبر داد و گفت:" آن نخل به خون دميده را مي بوسيد/ آن سرو خزان رسيده را مي بوسيد/ خورشيد كنار علقمه خم شده بود/ دستان ز تن بريده را مي بوسيد"

اما "قاسم آهنين جان" شاعر سروده هاي آييني از شعر كه از زمان حافط و محتشم تا كنون شرف پيدا كرده است سخن گفت و افزود:" بني هاشم ندارد ماه امشب/ كه زخم است اين فرات از دشنه هر شب"

"عيسي سجادي" آمد و شعري با ياد زنده ياد استاد قناد قرايت كرد:" عمري تلاش كرد كه هنر بارور شود/ با شعر خويش اهل هنر مفتخر شود"

سركار خانم "يوسفي" از اميديه پشت تريبون كه قرار گرفت از دست و علم و شك گفت و الفباي وفاداري و "اصغر رضايي گماري" از گتوند از دستان اش كه هر لحظه بريده مي شوند و نمي داند كه يوسف خواهر دارد يا ندارد و نيز از ستارگان گم شده در محراب ناله سر داد و نوبت خود را به ميهمان ويژه همايش داد.

دكتر"بهروز ياسمي" را پس از سال ها ديدم. هيچ فرقي با سال هايي كه دانشجوي دانشگاه شهيد چمران بود و در مجالس شعر نيز شركت مي كرد، نكرده بود. با تبسمي بر لب آمد و روبه روي شاعران و علاقه مندان ايستاد و چشم در چشم آنان دوخت و به آنان احترام گذاشت و گفت: اگر امروز زنده ياد قيصر امين پور در جمع ما نيست، اما بسياري را در اين جمع مي بينم كه در حد و اندازه ي امين پور هستند. او در پايتخت توانست صدايش را به گوش خيلي ها برساند ولي صداي شما كم تر شنيده مي شود. امين پور به لحاظ اخلاق و منش جنوبي بودنش بود كه در دل همه ي اهالي فرهنگ و ادب و هنر جاي گرفت.

وي بر ضرورت سرمايه گذاري در زمينه ي فعاليت هاي ادبي تاكيد و خاطر نشان كرد: در هيچ استاني به اندازه ي خوزستان بين شاعران كلاسيك كار، مدرن و آييني اش- كه در قالب ها و جريان هاي مختلف شعري كار مي كنند- اين همه توافق و همراهي و همدلي وجود ندارد. منتها اين استان يك متولي نياز دارد كه همه ي اهل ادبيات را دريابد؛ چرا كه اهالي فرهنگ و ادب دستشان به هيچ جا بند نيست.  

دكتر"بهروز ياسمي" تاكيد كرد: امروزه اعتبار ما به نفت و پسته نيست كه به هنر و ادبيات است. بسياري از هنرمندان برجسته از اين خطه ي زرخيز برخاسته اند.

اين منتقد ادبيات در خصوص شعر آييني سخناني ايراد كرد و تبلور اين نوع شعر را بعد از انقلاب و دفاع مقدس ذكر كرد و افزود: اعتبار و آبروي ما مسلمانان مرهون فرهنگ ظلم ستيزي و وجه حماسي واقعه عاشورا و ايثار بزرگاني است كه جهان و جهانيان هنوز از آن ياد مي كنند.

دكتر ياسمي در ادامه سه غزل قرايت كرد:" پلنگ سرکش و مغرور کوه دالاهو/ چرا نمی‌رمد از پیشت این رم آهو/ نه پای دره و دشت و نه شوق قله و کوه/ پلنگ خستة غمگین، چه رفته با تو بگو؟/ مگر نه پنجه کشیدی به روی صورت ماه/ مگر نه خیز گرفتی به گرده ي آهو/ پس آن غرور پلنگانه گذشته کجاست؟/ کجاست شور و شر آن دل مخاطره جو؟/ چه شد غریو بلندت میان دشت، چه شد؟/ کو آن شراره ي خشمت به وقت معرکه، کو؟/ قبول نیست پدر،‌ صخره‌ها نمی‌لرزند/ از ارتعاش صدایت ز گرمگاه گلو/ دوباره نعره برآور ز تنگ سینه ي خویش/ دوباره لرزه در افکن به کوه دالاهو"

پس از شعر خواني دكتر "ياسمي"، "ناصر نديمي" شاعر خوش اخلاق و با معرفت آباداني از عاشورا گفت:" عاشورا روز باليدن است نه ناليدن/ بساطش آموزه است براي فهميدن نه موزه براي ديدن/ تمرين خوب نگريستن است نه گريستن... و چند دوبيتي قرايت كرد:"بيا گيسو بيفشان دختر شعر/ مرا در شعر بنشان دختر شعر/ به ذكر كربلا زينب(س) بفرما/ جهاني را برقصان دختر شعر/ اگر پابوسي ام تاخير دارد/ دوبيتي هاي من تاثير دارد/ به زينب(س) از دل مادر نوشتم/ علي(ع) دختر ندارد شير دارد"

"نديمي" جاي خود را به سركار خانم "ثريا عبدي" از هنديجان داد تا او به بهترين بانو سلام كند و شعرش را تسليم چشمان اش كند و گوش جان بسپارد به الف لام ميم چشمان اش ولي "كريم خسروي راد" كه آمد از آسمان رنج گفت و سايه ها كه خشونت دشنه برهنه مي سازد.

شاعر بعدي سركار خانم "نيلوفر شاطري" از شوشتر بود كه ناله سر داد:" ديگر خبري زعشق و احساس نبود/ يكدست ملال و گل احساس نبود" كه "فرهنگ دشتي" از آبادان فرياد برآورد:"گلويت قصه با شمشير مي گفت/ تنت از ماجراي تير مي گفت/ شهادت مي دهم وقت نبردت/ زمين و آسمان تكبير مي گفت"

"حسين غلامي" از هنديجان به صحراي كربلا رفت و دعا كرد:" مبادا كودكان تشنه در خاك/ تن بي دست و بازو را ببينند" اما "محمد ايماني" از آبادان با يك رباعي ياد ايام محرم را گرامي داشت:"انگار كه قسمتت فقط غم شده است/ از وسعت آسمان تو كم شده است/ بانو تو شبيه كوه محكم هستي/ يا كوه تو را ديده و محكم شده است؟"

آخرين شاعر اين همايش نيز سركار خانم "رقيه شعبانيان" از هنديجان بود كه از خاك گفت و نگاه و سروهايي خم و شمشيرهايي تيز از تبار بني شياطين و ..."

شايان گفتن است در اين همايش نام شاعران ديگري از جمله عبدالكريم كاوسي از اميديه، حميد رضي ايماني و ابوذر پاكروان از انديمشك، سميه گتوندي، نيكو كرم زاده، همچنين احمد دريس و محمد جعفري از آبادان و داود مالكي و هوشنگ بهداروند از شوشتر براي قرايت شعر خوانده شد كه در سالن همايش حضور نداشتند.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم آذر 1390ساعت 14:42  توسط بچه نفتون  | 

پیکر شاعر، منتقد و"کارشناس بازنشسته ی استانداری خوزستان"

در اهواز تشییع و به خاک سپرده شد

پیکر پاک شاعر پیشکسوت خوزستانی، روز یک شنبه تشییع و در قطعه نام آوران بهشت آباد اهواز آرام گرفت.

پیکر زنده یاد استاد عبدالرضا قناددزفولی، با حضور جمع بسیاری از مسوولان، شاعران، نویسندگان و اهل قلم خوزستان در قطعه نام‌آوران بهشت‌آباد اهواز به خاک سپرده شد.

همچنین مراسم ترحیم این شاعر بعدازظهر یکشنبه در مسجد ارشاد اهواز برپا شد. در این مراسم جمع بسیاری از شاعران و نویسندگان استان و چند تن از همکاران زنده یاد استاد قناد در استانداری خوزستان حضور یافتند اما از استاندار و معاونان اش خبری نبود.

زنده یاد عبدالرضا قناددزفولی پس از چند سال ابتلا به سرطان سرانجام صبح روز جمعه (18آذر 90) در سن 74 سالگی در بیمارستان اروند اهواز دار فانی را وداع گفت.

عبدالرضا قناد دزفولی سال 1316 در خانواده‌ای مذهبی به دنیا آمد. پس از گذراندن دوره راهنمایی وارد حوزه علمیه شد و چند سال بعد تحصیل در دوره دبیرستان و مقاطع دانشگاهی را شروع کرد. در دوره کارشناسی جامعه‌شناسی خواند و تخصصش را در مدیریت برنامه‌ریزی گرفت.

از این شاعر پیشکسوت مجموعه شعرهای "زیر شاخه‌های زیتون" در دو جلد و در قالب شعر آزاد، "زیر شاخه‌های کاج" در دو جلد و شامل شعرهایی که نه غزل‌اند و نه آزاد مثل مثنوی و چارپاره و رباعیات و اشعاری که فضای غزل را دارند و "زیر شاخه‌های نخل" باز در دو جلد آماده چاپ است. همچنین مجموعه شعر "بانوی هزار آیینه" این هنرمند فقید در آیین زاد روزش منتشر و در دسترش شاعران و علاقه مندان قرار گرفت.

از او دست‌نوشته‌هایی در زمینه جامعه‌شناسی کاربردی عشایر، جامعه‌شناسی حقوق خانواده در ایران، بررسی شاهنامه فردوسی و پدیده‌شناسی به جا مانده است.

در تشییع پیکر شادروان قناد دزفولی حجت الاسلام والمسلمین بسی خاسته مدیرکل سابق فرهنگ و ارشاد اسلامی خوزستان، وصلتی رییس اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی اهواز و شاعرانی چون ناصر ندیمی، احمد دریس، و محمد جعفری از آبادان، ذوالفقار شریعت و گودرز عباسی از بندر امام خمینی(ره) ، هرمز علی‌پور، محمد شیدای دزفولی، عیسی سجادی، صدراله سرحدی، صادق کریمی، بهمن ساکی، محمود نایل، امید حلالی، حبیب پیام، علی یاری، رضا بختیاری اصل، محمد بقالان، داوودرضا کاظمی، ابراهیم سنایی، حبیب‌اله بهرامی، قاسم آهنین‌جان، شهنام پورمحمدی، احمد رضا کیماسی، فردین کوراوند، علیرضا شکرریز، مهدی مرادی، محمد شریفی، رضا حامی پور، کامران عالیان، حسین ذوالقدر، کریم خسروی راد، مصطفی اسماعیلی، رضا حسن پور، وحید کیانی، لهراسب زنگنه، عبدالرحمن نیک سرشت، سیامک میرزاده، احسان و سعید اسکندری، ایمان عباس پی، محسن خلخالی، افسانه نجومی، فرج اله مهمد موسایی، عبدالرسول سعادت، علیرضا آبروشن، رضا کایدی، رضا امیری، ریخته گر، قل رومزی و خورشیدی از اهواز و نیز نعمت نعمتی و سیاوش محمودی بختیاری از داستان نویسان و نویسندگان خوزستانی حضور داشتند.

با توجه به این که زنده یاد استاد قناد بازنشسته استانداری خوزستان بود و بیش از 30 سال از عمر خود را در این دستگاه گذرانده بود، انتظار می رفت که استاندار خوزستان یا معاونان ایشان برای لحظاتی هم که شده در مراسم تشییع، خاکسپاری و ترحیم این استاد فرزانه و پیشکسوت هنر و ادبیات این مرز و بوم شرکت می کردند و این قدر وقت خود را- که در حقیقت وقت مردم استان است- در جلساتی که سال های سال تشکیل می شود، صرف نکنند.

این جلسات تمام نشدنی هستند و هر وقت که جناب استاندار اراده کند می تواند نسبت به تشکیل آن ها اقدام کند؛ اما شرکت در آیین های عزاداری عزیزان همکارمان همیشگی نیست و احترام به کسانی است که هز از چند گاهی در شعارهای مان از آن ها دم می زنیم...

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم آذر 1390ساعت 14:9  توسط بچه نفتون  | 

استاد قناد دزفولی شاعر پیشکسوت و منتقد خوزستانی آسمانی شد

استادعبدالرضا قناد دزفولی شاعر پیشکسوت و منتقد خوزستانی با جهان خاکی وداع کرد.

 این شاعر و منتقد خوزستانی از پیشکسوتان عرصه شعر و قصه استان خوزستان بود. وی پس از اتمام دوره ابتدایی شروع به خواندن دروس حوزوی کرد. پس از آن به کار در بازار مشغول گشت؛ اما به دلیل علاقه بسیار به علم و دانش و با دارا بودن سه فرزند، به صورت شبانه به ادامه تحصیل پرداخت و در سال 1348 وارد دانشگاه شد و مدرک لیسانس علوم اجتماعی و سپس فوق لیسانس مدیریت و برنامه ریزی را در یافت کرد.
علاقه به شعر و ادبیات داستانی، وی را به جرگه شاعران کشاند.

زنده یاد قناد دزفولی متولد آذرماه 1316 بود و عقیده داشت شعر در 13 سالگی از درونش جوشید و آن چنان او را به خود مجذوب کرد که زبان شعر زبان دلش شد و او را مونس محافل ادبی کرد...

با نگرشی آشکار از جامعه شناسی ادبیات و نیز با نگاهی دیگر از روانشناسی ادبیات به عنوان دو زوایه دید درخور اهمیت، به شعر و ادبیات داستانی نیز پرداخت.

استعداد وی در هنر شاعری با چاپ مجموعه های شعر( زیر شاخه های زیتون) ، (زیر شاخه های کاج)، ( زیر شاخه های نخل) به اوج خود رسید. همچنین دست نوشته هایی شامل :"جامعه شناسی کاربردی عشایر" " جامعه شناسی حقوق خانواده در ایران" ، " بررسی شاهنامه فردوسی" ، " پدیده شناسی" و نیز مجموعه شعر "بانوی هزار آیینه" را در سال جاری ارایه کرد.
وی از اعضای اصلی انجمن های مختلف ادبی شهر اهواز به حساب می آمد و جلسات ادبی با حضور او رونق محسوسی می یافت.

همچنین به مناسبت هفتاد و چهارمین زاد روز استاد "عبدالرضا قناد دزفولی" و به پاس بیش از نیم قرن حضور فعال ایشان در عرصه‌ی ادبیات، آیین نکوداشتی به همت انجمن شعر اهواز و با حضور مسعود وصلتی رییس اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی اهواز و جمعی از شاعران و نویسندگان خوزستانی برگزار شد، که با شعر خوانی و مداحی جمعی از شاعران در زیر باران پاییزی خاطره شد.

استادعبدالرضا قناد دزفولی سرانجام پس از مبارزه با بیماری سرطان در سن 74 سالگی بدرود زندگی گفت.

این ضایعه ی بزرگ را به خانواده ی ایشان و اهالی ادب و هنر استان خوزستان و کشور تسلیت می گوییم.

درس تشنگی

"بانوی هزار آیینه"

کلام آخرین ات بود

و آب

در گلوی کربلایی ات

درس شیون می داد.

و ما که هنوز

در کلاس آیینه

درس تشنگی را

نیاموخته ایم.

حبیب اله بهرامی"شهنی"

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم آذر 1390ساعت 14:0  توسط بچه نفتون  | 

گردهم آیی شاعران انجمن های شعر اهواز و ادبی اندیشه شوشتر؛

از کعبه صدای شیونی می آید...

انجمن شعر اهواز این روزها حال و هوای دیگری پیدا کرده و فعالیت های ادبی اش گسترده تر و بیش از پیش شده است. حمایت های مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی خوزستان و نیز رییس اداره اهواز از این انجمن در اجرای برنامه های ادبی، آن هم به مناسبت های مختلف و تجلیل از پیشکسوتان خوزستانی، تا کنون در سطح استان سابقه نداشته و این نشانگر مدیریت شایسته ی فرهیختگانی چون "حجت الاسلام والمسلمین سپهر" و "مسعود وصلتی" و همکاران تلاشگرشان است.

هیات مدیره انجمن شعر اهواز، دومین اردوی ادبی خود را با همکاری انجمن ادبی اندیشه در شهرستان شوشتر برپا کرد. شهر بزرگانی چون "شیخ شوشتری"، و وادی شاعران فرهیخته ای همچون "محب" و ... شهری که شاعران، نویسندگان و هنرمندان با استعداد و خلاقی دارد.

این اردوی ادبی همزمان بود با پنجمین روز از بزرگداشت هفته ی بسیج و برای شاعران شرکت کننده در این روز بسیار خاطره انگیز و به یاد ماندنی بود. در این جا جای دارد از زحمت های آقای حیدری راننده مینی بوس که مسوولیت جابه جایی شاعران اهوازی را در طول این سفر بر عهده داشت، تشکر کنیم. 

استقبال گرم و صمیمانه ی عزیزانی چون"علی بهرامی" شاعر با ذوق و دوست داشتنی خوزستانی ساکن شوشتر و دیگر شاعران و استادان این دیار کهن از جمله استاد "محب" از شاعران اهوازی و نیز پذیرایی دوستانه و بدرقه ی صمیمی شاعران میزبان، همیشه در یاد و خاطره شاعران عضو انجمن شعر اهواز خواهد ماند.

"حمیدی" قاری نوجوان شوشتری نخستین هنرمندی بود که توسط "علی بهرامی" مجری صمیمی برنامه پشت تریبون قرار گرفت. او وقتی فضای نشست ادبی را با تلاوت آیاتی چند از کلام ا... مجید عطر آگین کرد؛"وحید کیانی" جوان فعال عرصه های ادبی از فرصت استفاده کرد و ضمن معرفی کتاب شعری که به زبان ژاپنی نوشته شده بود، از چهره ی مرگ گفت و آغوش مادرانه اش و این چنین سرود:"چون گلی/ از دهان سنگ/ سر بر می آورم/ قبرستان/ بی بهار نمی ماند." و ادامه داد: "ریشه در دوردست دارم/ به هوای بلوط نزدیکم"

کیانی تریبون را به "رسول لشکری" واگذار کرد تا او از معلم ها بگوید و پلیس ها و هواپیماهایی که از چراغ قرمز عبور می کنند و نیز از رود کارون که این روزها سوژه ی رسانه ها شده است:"کارون!/ داری آب می شوی/ پای سدهایی که/ برای خوزستان/ نان نمی شود"

لشکری همچنین خودکاری را بی رگ دانست که قرمز نمی نویسد!

هنوز این شاعر شوشتری روی صندلی جاگیر نشده بود که "عبدالرسول سعادت" تمام احساس خود را در جلوی چشمان شاعران شرکت کننده مجسم کرد:"مرا به لحظه ای از یک نگاه مهمان کن/ بده تسلی دل و گاه گاه مهمان کن/ شنیده ام که تو راز دل به چاه گفتی/ مرا به جامی از آن آب چاه مهمان کن" و "بهزاد جمالی" از جنگ گفت و بهار:"بهار را در یخچال/ زندانی کردم/ سرم را که از پنجره بیرون بردم/ زمستان برایم دست تکان داد"

بعد از این که "هادی سلیمانی" متخلص به" سیا" از تجربه پرواز اعتماد با یکدیگر گفت و افزود:"آگهی می دهم/ بی وقت و هر وقت/ تا خنده ات/ استخدام دندان های من شود/ تا بنویسم/ تا تو را از دست نداده باشم"؛ "باقی محمد نژاد" فریاد یر آورد:"سیگاری روشن دارم/ رو به تمام آنتن ها و دیش هایی که صورت شان / مسجد را نشانه رفته برای نماز و ..."

ولی "داود مالکی" از گم شدن خبرهای تکان دهنده سخن گفت:" فردا/ تکان دهنده ترین خبرها را/ باد/ در دهان دره ها / گم می کند/ و ما مجبور به/ بطالت شناسنامه های مان می شویم."

وقتی "کورش شباب" پشت تریبون رفت و از قفس گفت و نقشه ای که برایش کشیده اند و اظهار داشت: می خواستم پرنده بمانم؛ "علیرضا آبروشن" در پاسخ گفت:" وقتی که به دست خویش، خودش را سپرده بود/ سرما به انزوای تنش دست برده بود" ولی "حسین مهدی پور" آب پاکی روی دست هر دو ریخت و گفت:" وقتی دلش برای کسی تنگ می شود/ یک آن کمیت زندگی اش لنگ می شود"

نوبت رسید به شاعری مجرب با غزل های نغز و آن کسی نیست جز"کامران عالیان" که از غنچه‌ی باغ ستاره‌ها گفت و صدایش این گونه در فضای جلسه پیچید:"یک روز اگر نگاه کسی باورت شود/ آماده باش قلب تو پیغمبرت شود/ کم ‌کم صدای نازک بال فرشته‌ای/ الهام‌بخش سوره‌ای از دفترت شود/ ایمان بیاوری که زمین، گرد و کوچک است/ تا آسمان بچرخد و انگشترت شود/ باران فروفرستی و کشتی‌شکسته‌ی/ دنیا، غریق ساحل چشم ترت شود/ دل خوش کنی به غنچه‌ی باغ ستاره‌ها/ خورشید اگر نخواست که نیلوفرت شود/ وقتی پرنده باشی و بر شاخه‌ی نسیم/ پروانه‌ی هوای کسی، خواهرت شود/ پرواز کن که هم‌نفس باد باشی و/ آغوش آسمان، غزل آخرت شود"

بعد از غزل خوانی عالیان، "احسان مرادی" آمد و خبر داد:" خبر از سرزمین دور و وادی نور دارد و اگر گم کردی راهت رو/ هنوز هم رد پا داره" اما "شهنام پورمحمدی" شاعر مودب و اندیشمند انجمن به سراغ عصایی رفت که اژدها شود اما با نگرانی سرود:" عصا در دست هایم هست اما اژدهایی نیست/ مرا از چهارچوب خویش امید رهایی نیست" که ناگهان "حسین ذوالقدر" شاعر و هنرمند همیشه شاد و خندان اهوازی جای خود را پشت تریبون محکم کرد و یادی از جدول حساب لیلی کرد و نیز از تصویرش گفت که در آینه به تصویر در نمی آید:" سال هاست که در آینه/ به دنبال تصویر گم شده ام می گردم/ شکل من عوض شد/ شکل آینه هرگز"

ذوالقدر جای خود را به "سبزعلی قاسمی" دیگر شاعر شوشتری داد تا او این چنین از مهتاب و مجنون بسراید:" نگاهت ریشه از مهتاب دارد/ مگر مجنون تو شب حواب دارد/ هوای چشم من ابری است پیش ات/ که یا طوفان و یا سیلاب دارد"

شعر خوانی شاعران انجمن های شعر اهواز و اندیشه ی شوشتر با دعوت از فرزند استاد محب ادامه یافت و "مسعود محب" این چنین از عشق سخن گفت:"هر کسی گردد اسیر دام عشق/ بر لبش پیوسته ماند نام عشق" اما "علیرضا ترابی" عقیده ی دیگری داشت:" ای چشم و ابروی تو خلاق المعانی/ پیچیده در گیسوی تو سبع المثانی/ ذوق غزل پیچیده در تر دامنی هات/ ای کیمیا در نوع و در هر بی نشانی/ تکرار نو در نو شدن آیینه در من/ ای بی نهایت چشمهایت آسمانی/ تصویری از تکرار تو در من درخشید/ هستی شد از چشمان من رنگین کمانی "

وقتی "مهرداد ناصری" شعری با گویش بختیاری سرود، "امیر امیرنیا" آمد و شعری شوشتری خواند ولی "مجتبی الیاسی" شاعر و خواننده ی برجسته ی خوزستانی که علی رغم صدای زیبایی که دارد اما تا کنون از سوی صدا و سیمای مرکز خوزستان مورد بی مهری قرار گرفته است؛ از بی باوری ها گفت و از پرواز:"این جا کسی پرواز را باور ندارد/ شوق کبوتر باز را باور ندارد" و "محمد شریفی" شاعر سپید موی و سپید گوی اهوازی در سخنانی بر ضرورت شعر سالم و بی غل و غش و به دور از پرخاشگری و استفاده از مضامین نو تاکید کرد و گفت:"مرگ هیبت کلامی است در دهان/ آن کس که فریاد نمی زند/ کوه است"

بعد از شریفی، "داود رضا کاظمی" از اعضای هیات مدیره انجمن شعر اهواز پشت تریبون که آرام گرفت، سلام کرد:"سلام ابر مسافر سلام مرد غریب/ کبود واره ی  تلخینه کام، مرد غریب!/ ژن شکست در آیینه ، جُلجتای صدا !/ مسیح ِقرنِ یهودا مرام ، مرد غریب!/ تو رازیانه سرشتی ، تو عطر عاطفه ای/ وزیده در برهوت کلام، مرد غریب؟/ بهوش باش ! که حتا غرور میلرزد/ میان برزخی از نان ونام ، مرد غریب!/ دلم گواهی بد می دهد ، چه خواهد شد ؟/ در این جهان پر از دیو و دام ، مرد غریب!/ بجز به حادثه ی عشق جان سپردن کو؟/ طلوع صبحدمی نقره فام، مرد غریب!/ هوای کوچ دلی کوچه گرد می خواهد !/ سلام ابر مسافر، سلام مرد غریب!"

استاد "محمد باقر محب" شاعرو طنز پرداز شوشتری با قرایت اشعار جد و طنز فضای نیمه خنک جلسه را گرم و آتشین کرد، به گونه ای که صدای تشویق ها و احسنت و آفرین های شاعران شرکت کننده در نشست را درآورد:"شبی بود تاریک و سرد و سیاه/ شبی در پس ابرها قرص ماه/ شبی بی ستاره شبی بی فروغ/ شبی غرق در منجلاب دروغ"

استاد محب همچنین در سخنانی بر ضرورت شعر هدفمند و نیز انتقادی تاکید کرد و گفت: "با لباس طنز بهتر می توان مشکلات جدی جامعه را بازگو کرد."

"علیرضا شکرریز" دیگر عضو هیات مدیره انجمن شعر اهواز بود که از گریه کردن باران به تنهایی گفت و سکه های ریخته بر زمین و آنگاه به وادی کربلا رفت:" دست های بریده را، بوسید و/ به آسمان داد، شب/ از شیهه ی اسب تو/ از سجده ی اسب تو.../ پروانه ها، شما اینجا چه می کنید؟!/ ذالجناح، بالا رفت بالا/ بریده ها را، دست خدا داد/ حالا هی شب ها میخانه می زنم بالا/ گاهی به خیابان/ به رگ های خشکیده ی آب می زنم،/ سایه ی درختی ام را آتش/ هر چند پرنده های کوچک اینجا آزمایش می شوند/ در پیراهنِ اشکی که کوثر،/ چادر به سر کرد، گفت:/ پیاله های پنجه ی عباس ام کو؟/ صحرا که سوخت از داغ لبانش،/ مادر/هی پیاله می زنم بالا هی اشک/ حالا که حالم را، هوا را/ پروانه ها، می سوزند/ ای وقتِ گرفتاری/ ای گوشه ی تنهایی ..."

بعد از شعر خوانی حبیب اله بهرامی "شهنی" که از کربلا گفت و از عطش آب:" خورشید به شهر ارغوان آمده است/ از مشهد سرخ آسمان آمده است/ وقت است که در طریق خون گام زنیم/ برخیز ! حسین عاشقان آمده است"؛ "استاد آذریان" آمد و فضای نشست ادبی را که حال و هوای عاشورایی داست، توسعه داد:" می شنیدم در شبی با پیچ و تاب/ عقل می گفت این چنین با عشق ناب/ .../ عاشقان را افکنی در تاب و تب/ می کشی یا جانشان آری به لب"

"بهمن ساکی" آخرین شاعری بود که به دعوت "علی بهرامی" پشت تریبون قرار گرفت و گفت: "شعر خوب بلندگوی خود است و نیاز به تعریف ندارد. حتا اگر آن را زیر خاک دفن کنید، باز جوانه خواهد زد و به راهی خواهد رفت که باید برود..."

با قرایت یک رباعی عاشورایی از سوی بهمن ساکی این شاعر حامی هنرمندان، نشست ادبی اندیشه به کار خود پایان داد:"از کعبه صدای شیونی می آید/ دستی به هوای چیدنی می آید/ احرام ز کفر محض بر تن دارد/ تیغی به طواف گردنی می آید"

به جای آوردن فریضه ی نماز و صرف ناهار در فضای سبز کنار مرقد مطهر امام زاده عبدا... و قرایت شعر و در نهایت خداحافظی هایی که بیش تر از زمان معمول طول می کشد و نیز صفا و صمیمیت و روح میهمان نوازی شاعران شهرستان شوشترنشانگر این بود که آیین نشست ادبی شاعران اهوازی و شوشتری به خط پایان رسیده و باید این دیار کهن و باستانی را ترک کنیم.  

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم آذر 1390ساعت 14:56  توسط بچه نفتون  | 

برگزاری جشن زاد روز استاد "عبدالرضا قناد دزفولی"

شاعر و منتقد معاصر کشور

زاد روز استاد "عبدالرضا قناد دزفولی" شاعر و منتقد معاصر کشورمان همزمان با روز عید سعید غدیر خم در محل زندگی اش گرامی داشته شد.

به گزارش خبرنگار ما، به مناسبت هفتاد و چهارمین زاد روز استاد "عبدالرضا قناد دزفولی" و به پاس بیش از نیم قرن حضور فعال ایشان در عرصه‌ی ادبیات، آیین نکوداشتی به همت انجمن شعر اهواز و با حضور مسعود وصلتی رییس اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی اهواز و جمعی از شاعران و نویسندگان خوزستانی برگزار شد، که با شعر خوانی و مداحی جمعی از شاعران در زیر باران پاییزی خاطره شد.

در ابتدای این آیین با شکوه، "داود رضا کاظمی" که به عنوان مجری انجام وظیفه می کرد، از استاد "محمد شیدا" برای شعر خوانی دعوت کرد.

"شیدا" که آمد از شیرین گفت و عشق بی فرهاد و باغ دل و این که حقیقت نا کجا آباد نیست. وی همچنین شعری در وصف استاد قناد قرایت کرد.

بعد از شعرخوانی استاد شیدا، استاد "مصطفی اسماعیلی" پشت تریبون قرار گرفت و چنین سرود:" ... حاجت به آستان تو آورده ام/ که تو صاحب کرامتی و سراپا بدایتی/ رنجی غریب گشته نهادینه در دلم/ رنجی که نیست عاقبت اش نهایتی"

"محمد شریعتی" برای شعر خوانی پشت تریبون فرا خوانده شد، اما هنگامی که می خواست سخن آغاز کند، استاد قناد دزفولی با ویلچر از داخل پارکینگ به صحن حیاط و محل برگزاری نکوداشت خود آمد و با کمک شاعران بر روی مبلی که برایش درنظر گرفته بودند نشست و آنگاه این شاعران و نویسندگان بودند که با دسته های گل به استقبال استاد آمدند و بر چهره و دستانش بوسه زدند و در کل این دوربین های تصویر برداری و عکاسی و تلفن های همره بودند که مدام صحنه های دوستانه و صمیمانه ی شاعران در عرض ارادت به استاد خود را ثبت می کردند. صحنه هایی که اشک های استاد را هم درآورد...

در نهایت، شاعران که بر صندلی های خود مستقر شدند، "محمد شریفی" در شعری قلم را یاس سپیدی دانست در دست استاد و شعری که عروس ذهن او می شود و ادامه داد:" هنوز هم واژگانی هستند/ که در شعر تو بنشینند/ این را شاعران می دانند/ بال های پرنده/ روی بام تو قیچی است"

در ادامه استاد قناد شعری خواند که وصف حال خود بود و آنگاه از نخستین کتاب شعرش با نام  "بانوی هزار آیینه " رونمایی شد و برخی از شاعران از فرصت استفاده کردند و این مجموعه شعر را نزد استاد قناد بردند تا با امضایش مجموعه شعر را برای شاعران خاطره انگیز کند...

بریدن کیک تولد استاد با همراهی همسرش که خود نیز از شاعران معاصر است، محفل و جشن زاد روز را شیرین تر کرد.

آیین نکو داشت و جشن زاد روز استاد قناد با مداحی و غدیریه در منقبت مولاى متقیان علی (ع) توسط استاد "خورشیدی" ادامه یافت که با بارش شدید باران مراسم در داخل پارکینگ ادامه یافت و این اقیانوس شادی و نشاط بود که جمع صمیمی شاعران خوزستانی را نورانی تر کرد...

شاعران همچنین با خواندن دعای "امن یجیب" و فرستادن "صلوات" شفای عاجل استاد قناد دزفولی را از خداوند منان آرزو کردند...

*****

گزارش دیگری حاکی است: 20 روز پیش از برگزاری جشن زاد روز، استاد عبدالرضا قناد دزفولی سکته خفیفی را رد کرد وبعد از آن از بیمارستان مرخص شد.

این شاعر پیشکسوت خوزستانی در گفت‌وگو با ایسنا خوزستان، گفت: من به خدا پناهنده هستم. مرگ هم از نعمت‌های پروردگار است. اگر انسان از مردن نترسد، بیماری مشکلی ندارد.

قناد دزفولی افزود: پزشکان بحثی در خصوص شیمی‌درمانی مجدد داشته‌اند. من قبلا شیمی‌درمانی کرده‌ام و این‌ها عوارض همان شیمی‌درمانی هستند. بدن من تحمل آن شیمی‌درمانی را نداشت و از اول هم احتمال بروز مشکلات پیش‌بینی می‌شد.

او گفت: بعد از آن شیمی‌درمانی، غده لنفاوی دیگری زیر پوستم رشد کرده است و اکنون که پزشکان شیمی‌درمانی را تجویز کرده‌اند، باز هم به آن امیدوار نیستند. این غدد نیازمند جراحی هستند؛ ولی به دلیل رشدی که کرده‌اند، قابل جراحی نیستند.

قناد دزفولی افزود: امید من به خداوند است. مرگ را از نعمت‌های خداوند می‌دانم و به بخشایش خداوند هم معتقدم.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم آبان 1390ساعت 22:40  توسط بچه نفتون  | 

یا علی(ع) دل را ببر تا مقصد قرآنی ات

مدت ها بود که به علت مشغله های زیاد، پای در انجمن های شعر اهواز نگذاشته بودم تا این که "کامران عالیان" یکی از شاعران صمیمی اهوازی تماس می گیرد و از برگزاری آیین شعرخوانی به مناسبت دهه ولایت در شهرستان رامهرمز خبر می دهد.

 ساعت هفت و سی دقیقه صبح جمعه فلکه چهارشیر می روم و منتظر می مانم تا همراه دیگر شاعران به سوی رامهرمز برویم.

ساعت هشت، "بهمن ساکی" شاعر اهوازی می رسد. هنوز سلام و علیک مان تمام نشده است که مینی بوس می ایستد و سوار می شویم. اما هنوز دو شاعر دیگر باقی مانده اند تا به سوی رامهرمز حرکت کنیم.

بعد از گذشت 5 دقیقه که "صدراله سرحدی" و "فردین کوراوند" هم از راه می رسند، "حیدری" که فرمان مینی بوس در دستانش مثل موم پیچ و تاب می خورد، به سوی رامهرمز حرکت می کند...

سکوت در مینی بوس بی معنا است و شاعران شروع می کنند به صحبت و بحث و بررسی پیرامون مسایل مختلف از جمله انگشت نما شدن دو تن از بازیکنان تیم فوتبال پیروزی...

یکی از اعضای هیات مدیره از برگزار نشدن آیین شعر خوانی در سالن اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان و برگزاری آن در یکی از باغ های رامهرمز می گوید و از بد قولی رییس اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی این شهرستان آن هم چند ساعت قبل از برگزاری آیین شعر خوانی!

مینی بوس در جاده ی اهواز- رامهرمز همچنان می تازد و بچه ها هنوز گرم صحبت اند و گل حرف های شان پژمرده نشده است...

وقتی مینی بوس جلوی اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی می ایستد، "پدرام اسدی" رییس انجمن شعر رامهرمز و دعوت کننده شاعران خوزستانی به استقبال می آید و آیین سلام و علیک و آشنایی و خوش بش شروع می شود و بعد از دقایقی سوار مینی بوس می شویم و به سوی "باغ شهریار" که برای صرف ناهار بعد از شعرخوانی در سالن ارشاد در نظر گرفته شده است، حرکت می کنیم...

وقتی از سالن اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی می پرسم و این که چرا آیین شعر خوانی در سالن ارشاد برگزار نمی شود؟ "اسدی" از مخالفت رییس این اداره برای برگزاری آیین شعر خوانی در سالن خبر می دهد. آن هم شب قبل از برگزاری مراسم. بدون این که دلیلی برای در اختیار ندادن سالن به شاعران اهوازی و رامهرمزی بیاورد!

هر چه به مغزم فشار می آورم سالنی که امروز هیچ مراسمی را پذیرا نیست، چرا در ختیار شاعران خوزستانی قرار نمی گیرد؟! مگر شعر خوانی شاعران آن هم در دهه ی ولایت و در آستانه ی عید سعید غدیر خم، چیزی از ارزش سالن یا متولی آن کم می کند یا اینان با شعر و شاعری مخالف اند؟!

وقتی مقام معظم رهبری برای شعر و شاعران کشور ارزش قایل می شود و به مناسبت های مختلف در جمع شاعران حضور می یابد تا شعرهای شاعران را بشنود و شاعران نیز از نزدیک با رهنمودهای ولی امر مسلمین آگاه می شوند، چرا رییس یک اداره در سالن را به روی شاعران شهر خود و نیز شاعران اهوازی که اینک میهمان عزیزان رامهرمزی هستند، می بندد و آن ها را به حال خود رها می کند؟!

آیا واقعن رییس اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان رامهرمز هیچ گونه مسوولیتی در قبال شاعران رامهرمزی و اهوازی آن هم در دهه ی ولایت و در آستانه ی عید سعید غدیر خم ندارد، جز این که در سالن را بر روی آن ها ببندد تا شاعران میزبان و میهمان به باغی در روستای ابوذر پناه ببرند و شعرهای شان را دور از چشم علاقه مندان به شعر و شاعری برای هم بخوانند؟!

انتظار داریم مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی خوزستان که به حق نسبت به هنرمندان و شاعران احساس مسوولیت می کند و تا حال نشان داده که مدیری مدبر، دلسوز و متعهد است، از بی اعتنایی اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان رامهرمز نسبت به شاعران رامهرمزی و اهوازی از جمله شاعران انجمن های شعر اهواز و شیدا که برای گرامی داشت دهه ی ولایت در رامهرمز جمع شده بودند، به سادگی نگذرد تا ان شاا... چنین بی توجهی ها و وقایع دلسردکننده نه تنها در رامهرمز که در هیچ کدام از شهرستان های استان رخ ندهد...

***

* تجمع شاعران در باغ شهریار

"باغ شهریار" جای دنج و با صفایی است و محیطی سنتی را تداعی می کند.

چند تن از شاعران تخت های پراکنده در فضای باغ را نزدیک هم می آورند تا جمع شاعران صمیمی تر شود. فضا بسیار دوستانه است. هر چند که نه میکروفونی است و نه بلندگو و تریبونی؛ اما صدای شاعران به گوش هم می رسد. البته هر از چندی کامیون هایی که از نزدیک باغ عبور می کنند، باعث اختلال در شنیدن صدای شعر خوانان می شود، اما کسی به روی خود نمی آورد و تنها این مظلومیت شاعران است که در این شهرستان بدون حضور حتا یک مسوول و علاقه مند به شعر، حرف نخست را می زند!

نخستین شاعر میهمان که سخن آغاز می کند، استاد "محمد شیدای دزفولی" و رییس انجمن ادبی شعر شیدا است که چنین می خواند:"تنها نه در نهادن دل نامرددیم/ در سر سپار بودن آن هم موکدیم/ بی برگهای مثنوی خواهش نگاه/ در خواندن همیشه تو صد مجلدیم"

بعد از شعر خوانی استاد شیدا، "محمدرضا داودی مهر" شاعر رامهرمزی دو قطعه از شعرهایش را که کپی گرفته است بین شاعران تقسیم می کند و از جوانه می گوید و از سفره و هفت سین:"به میزبانی شب/ سوسو/ چراعانی ستاره هاست/دخترک ماه نشان/ خوشه پروین/از طره بیاویز/ بنگر/ زفاف آینه ها را/میان کوچه های سپیده..."

بعد از شعرخوانی هر شاعر میزبان، چند تن از شاعران اهوازی به نقد و بررسی شعرها می پردازند...

"عبدالرسول سعادت" دومین شاعر میهمان است که از امام علی (ع) می گوید:"سخت است برای مان ولی می آید/ این واقعه بی معطلی می آید/ خورشید غروب کرده بر نخلستان/ از چاه صدای یا علی می آید"

و "خانم کردزنگنه" از زن می سراید:" زن بود مثل آب و آتش غرق در غم بود/ انگار این تهمت برایش مثل یک سم بود"

بعد از این که "صدراله سرحدی" از اهواز شعری به لهجه ی بهبهانی می خواند و خروش خوان، چشم به راه وزش رایحه ای خوش می نشیند؛ "امیری" از رامهرمز برمی خیزد و ندا سر می دهد:" من ایرانی ام و از نسل شاهان کیانی/ کجا رفت آن جهانگیر و کجا رفت آن کمانگیر؟"

که"محمد شریفی" از اهواز آرام پاسخ می دهد:" وقتی می توانی بغض کنی/ یعنی هنوز چراغ دل نمرده است/ آنچه از دریچه ی دل بگذرد/ ایمان و سادگی است"

ولی خانم "فتحی نژاد" از رامهرمزعقیده ی دیگری دارد و می گوید:" از آینه احساس شکستن دارد/ این پنجره تا همیشه دیدن دارد/ روزی که تمام دست ها رو بشود/ مردی که مجرد است هم زن دارد"

"حبیب اله بهرامی (شهنی) که فرصت را مناسب می بیند، از امام "علی" (ع) می سراید:"... از غدیر روی تو دل های ما نورانی است/ خطبه ی آدینه می بارد از آن پیشانی ات/ چشمه ی جان ها که از چشم شما جوشیده شد/ یا علی(ع) دل را ببر تا مقصد قرآنی ات"

نوبت به "محمدی" از رامهرمز که می رسد از غروب می گوید و از بهار:" غروب است و من/ پشت آخرین چین های زمستان/ دستانم را فوت می کنم/ شاید در جالیز بهار قدم بردارد و ..."

" بهمن ساکی" که چهار زانو روی تخت نشسته است و آدم را یاد نشستن در سنگرهای جبهه می اندازد از شب های زیبای اهواز می سراید و از تلخی مردن و زیستنی ایثار گرانه:" شب شد، خیال آمدنت را به من بده/ حس عزیز در زدنت را به من بده/ امشب شبیه عشق رها شو درون من/ روح شگرف بی بدنت را به من بده"

پس از شعرخوانی "بهمن ساکی"، خانم "مرادی" از رامهرمز از مادر آیینه ها می خواهد که مادری کند و روشنای دل ویرانه شود. ولی "حبیب پیام" از دلی می گوید که بزرگ تر از جهان کوچک است:" از روز خاموش شدن چشمان تو/ تنها/ زخم عمیق مانده بر تنم/ آسوده سر می کند/ و این شبی که در چهره ام دست می برد/ تصویرم در آینه/ یک قرن پیرتر از من است..."

"محسن موسوی" از رامهرمز از جای خود بر می خیزد و ترجیح می دهد که ایستاده در برکه ی مهتاب شنا کند:" ما باز به استخاره ی نسل قدیم/ تن را به دل برکه ی مهتاب زدیم/ دیگر چه نیاز است به آداب شما/ وقتی هنر غرق شدن را بلدیم"

دیگر شاعر اهوازی که با حضورش، جمع شاعران صمیمی تر و شادتر به نظر می رسد، کسی نیست جز "علیرضا شکرریز" که دنیا را از سر مخاطب اش بیرون می کشد و با میخ عکس اش را بر سینه می کوبد و می گوید:" این منم! عقاب هایی که بر شانه هایت شکستند و کم نیستند..."

نوبت به "پویا اقرایی" از رامهرمز که می رسد، می گوید:" دردم را خوب میدانی/ و سکوت/ بیراهه ای ست رو به پاهات..." اما "داودرضا کاظمی" از اهواز می گوید: کهن واژه ای با چند حرف بی صدا و شهر شرجی و گرما و پل هایی برای عبور ماهی ها...؛ و "سید رحیم میرسالاری" از بچگی هایش که از صندلی بدش می آمد و دوست داشت روی چمن بنشیند و از پشت سرش که کوه های عقده صف کشیده بودند..."

نوبت به "علیرضا ترابی" که می رسد از آیینه ای می سراید که در شب چشمان مخاطب اش پیداست و از درون آن شیطان بیرون می آید و "شهریار عسکری" از محزون سرایی هوری دلخسته از فردوس که ناگهان "کامران عالیان" اعتراف می کند و می گوید:" شیطان منم .../ پایین بیا از شانه هایم رد پایت را/ او می خواهد که روح اش را رمین بگذارند..."

"احمد حیدری" از رامهرمز شعر و ترانه ای می خواند و می گوید:"با این که از زندگی دلگیر است ولی از مرگ می ترسد و از خدا می خواهد بخت بسته اش روزی باز شود..."

"فردین کوراوند" از اهواز در باران می گوید و از کوچه ی شهید علی پور:" شب هوای دیگری دارد، کوچه ی شهید علی پور/ از ستاره بستری دارد، کوچه ی شهید علی پور..." و "خندانی" از رامهرمز از تلمذ در مکتب امام علی(ع) می سراید و تلاش برای جان گرفتن شعرهایش... ولی "حسن پور" از اهواز، شهر کاکتوس ها می گوید که تا زخم نخورد سبز نمی شود! و "رضا خالدی" از قلب اش می نالد که دروغ می گوید و از سلول هایش سخن ساز می کند:" سلول هایم یک به یک آدم اند محکوم به هبوط در تو/ آیا همان گناه نخستین بس نبود؟!"

بعد از شعرخوانی "حسن پور"، "آبروشن" به سراغ مرگ می رود و می گوید:" می بندی و تا دوباره بگشایی/ زنده خواهم ماند/ مرگ شبیه چشمان توست." اما "خورشیدی" از رامهرمز عقیده ی دیگری دارد:" لب گشودی و غزل از سخن ات می ریزد/ طعم خرمای جنوب از دهن ات می ریزد/

آخرین شاعری که شعر می خواند کسی نیست جز "پدرام اسدی" رییس انجمن شعر رامهرمز. شاعر همیشه متبسم و مرد دوست داشتنی و صمیمی جمع شاعران که چنین می خواند:" امــــــــروز که تلخـــم بروید از پیشم/ من بغض عمل نکرده ای در خویشم/ امــــــــروز که با تمـــــــام دنیا قهرم/ در کنج اتاقـــــــم به تو می اندیشم"

***

پس از اقامه نماز و صرف ناهار، خواهران شاعر محفل شاعرانه را ترک می کنند، اما شعر خوانی برادران با سر کشیدن فنجان های چای که به طور مرتب نگاه شاعران را به خود جلب می کند، ادامه می یابد و یک نوبت دیگر شاعران شرکت کننده شروع به خوانش شعرهای تازه ترشان می کنند...

هنوز آفتاب در آسمان خودنمایی می کند که شاعران با هم عکس یادگاری می گیرند و آنگاه که زنگ خداحافظی نواخته می شود، جمع یک دست شاعران به دو نیم می شود و اهوازی با رامهرمزی ها خداحافظی می کنند تا دیداری دیگر؛ اما این بار نه در "باغ شهریار" که در سالن اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی و در جمع اهالی فرهیخته، ادیب، هنرمند و هنر دوست رامهرمز. ان شاا...

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم آبان 1390ساعت 13:12  توسط بچه نفتون  | 

ادبيات می‌خواهد اصول و فروع دين را يادآوری كند

يك شاعر و روزنامه‌نگار گفت: دغدغه‌هاي ادبيات يا به عبارت بهتر دغدغه‌هاي آدم‌ها، رسيدن به قله‌هاي رفيع انسانيت است؛ قله‌هايي كه با عشق و منش انسان‌هاي مخلص به بلوغ مي‌رسند و جهان را منور مي‌كنند تا تن آدمی، هم‌چنان شريف به جان آدمیت باشد و تنها لباس زیبا نتواند نشان آدميت را بر پيشاني‌اش رنگ كند.

حبيب‌الله بهرامي (شهنی) در گفت‌وگو با خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) در خوزستان بيان كرد: ادبيات مي‌خواهد به مخاطبان و جامعه، اصول و فروع دين را يادآوری كند. اما از آن‌ جا كه همه ما خود را علامه دهر مي‌دانيم وارد اين وادي نمي‌شويم و خود را به كوچه علي چپ مي‌زنيم و نمي‌خواهيم آن گونه كه خداوند توسط پيامبرانش از جمله حضرت خاتم‌الانبيا راه و روش زندگي و عزت انسان‌ها را تعيين كرده است، باشيم و اغلب هم به راهي مي‌رويم كه اگر تركستان نباشد به مقصد معبود نخواهد رسيد.

وي اظهار داشت: ادبيات مي‌خواهد به انسان‌ها بگويد با يكديگر مهربان باشيد. دست در دست هم بگذاريد به مهر و براي ساختن ميهني آباد و آزاد تلاش كنيد و تنها به فكر كشيدن گليم خود از آب نباشيد. صادق و درستكار و آزاده باشيد و قدر يكديگر را بدانيد و پرندگان عشق را در فضاي دوستي‌ها پرواز دهيد.

بهرامي، در پاسخ به اين سوال كه آيا ادبيات توانسته گفته‌‌ها و باورها را به مخاطبان منتقل كند، گفت: ادبيات راه خود را مي‌رود و كار خود را مي‌كند. اين ما آدم‌ها يا به عبارت پسنديده‌تر انسان‌ها هستيم كه باید با استفاده از ابزار و مطالب و رهنمودهاي ادبيات به راه خير و صلاحي كه جامعه و فرهنگ و ادب را تجلي مي‌بخشد، برويم. راهي كه نه تنها در وادي ادب متجلي مي‌شود كه سر آغاز و منشا همه اعمال حسنه در دنيا و آخرت خواهد بود و در شكوفايي بخش‌هاي اجتماعي و اقتصادي و... نيز مثمر ثمر مي‌باشد.

او تاكيد كرد: متاسفانه هنوز از ابر پر باران ادبيات استفاده‌هاي بهينه نكرده‌ايم و تنها قطره‌هايي از اين زلال منور را بر فضاي ابري‌مان - كه منور نيست- منتشر كرده‌ايم و براي همين است كه مخاطبان ادبيات هنوز تشنه‌اند و شايد براي رفع تشنگي خود دست به اقدام ديگري بزنند چراكه ما نتوانسته‌ايم يا اين كه تلاش لازم را براي سيراب كردن مخاطبان تشنه لب نكرده‌ايم. البته، نداشتن احساس مسؤوليت، دادن شعار و وعده به جاي عمل، درك نكردن قشرهاي نوجوان و جوان و استفاده از اهرم‌هاي قهري و دافعه به جاي دعوت و ايجاد جاذبه نيز مزيد بر ناتوانايي‌ها بوده است.

اين شاعر و روزنامه‌نگار يادآور شد: امروزه، اگرچه ديو نااميدي بر سرمان سايه انداخته، اما به مصداق ضرب‌المثل "در نوميدي بسي اميد است / پايان شب سيه، سپيد است" در حال كار و تلاش و درآمدن از زير سايه نااميدي و رفتن به وادي رجا و اميدواري هستيم چراكه مي‌خواهيم رستگار شويم.

+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم آبان 1390ساعت 15:0  توسط بچه نفتون  | 

"حبیب اله بهرامی" گزارش نویس برتر استان خوزستان شد

در دومین جشنواره شهر و رسانه، دبیر شورای نویسنگان هفته نامه های ندای جنوب و کیمیای ایران مقام نخست بخش گزارش را از آن خود کرد.

در آیین اختتامیه دومین جشنواره شهر- که به همت معاونت اجتماعی و فرهنگی شهرداری اهواز، در تالار مهتاب برگزار شد- حبیب اله بهرامی معروف به بچه نفتون موفق به کسب مقام نخست در بخش‌ گزارش شد و جلیل دلفی‌ فلاح از روزنامه صبح کارون و سارا کوراوند از هفته‌نام نخل رتبه های دوم و سوم را کسب کردند.

در بخش خبر، ایناس عبدالخانی از خبرگزاری فارس مقام نخست را به دست آوردو مهین سیلاوی از روزنامه پیام زمان و معصومه صالحی از روزنامه عصر کارون حایز رتبه های دوم و سوم شدند.

در بخش مصاحبه، نادره وائلی زاده از خبرگزاری فارس، سحر کوراوند از هفته نامه نخل و سمیه همت پور از هفته نامه رسانه جنوب به ترتیب در مکان های اول تا سوم ایستادند.

در بخش عکس نیز عبدالوهاب کروشاوی از روزنامه عصر کارون رتبه ی نخست را از آن خود کرد و برنا قاسمی و امین نظری هر دو از خبرگزاری ایسنا مقام های دوم و سوم را کسب کردند.

هیات داوران این جشنواره در بخش مقاله هیچ اثری را شایسته ی مقام های نخست و دوم ندانستند و تنها مقاله ی پدرام طاهری از هفته نامه ندای بهبهان را دارای شرایط  رتبه سوم ذکر کردند.

در این جشنواره از زنده یادان عبدالمجید جمیلی و علیرضا ریاحی که سال ها در عرصه رسانه فعالیت داشتند، با نمایش فیلمی کوتاه و نیز اهدای لوح تقدیر قدردانی شد.

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم آبان 1390ساعت 0:17  توسط بچه نفتون  | 

هفته دفاع مقدس بر ملت ایران خجسته باد

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم شهریور 1390ساعت 0:11  توسط بچه نفتون  | 

خبرنگاران در لبه پرتگاه!

حبیب اله بهرامی

خبرنگاري نه شغل است و نه حرفه؛ كه هنری است که خبرنگاري با استعداد، توانمند، شجاع و صادق نياز دارد.

بنده اعتقاد دارم: به هنر خبرنگاری بايد به عنوان حاشیه نگاه کرد! چرا كه خبرنگار را تا لبه پرتگاه مي برد. اگر خبرنگاريك لحظه غفلت كند، امكان سقوط اش به چاه بیکاری و... حتمي است!

حتمن تا به حال شنيده، ديده يا براي خودتان اتفاق افتاده است كه يك خبرنگار در طول سال در چند نشريه و رسانه مشغول به كار شده است. البته اين مورد بدان گونه نيست كه چند رسانه از وجود يك خبرنگار بهره مي برند، كه به دلايلي مجبور مي شود از يك رسانه به رسانه ي ديگر برود و این بهترین دلیل خانه به دوشی خبرنگاران رسانه هاي ماست!

به نظر من سازماندهي در كار رسانه ها به ويژه مطبوعات به آن شكلي كه بايد باشد، وجود ندارد.

خبرنگار كه همیشه در دسترس است. در هر زمان و مكاني که بگويند حضور پيدا مي كند. در شرایط باراني و گرد و غبار، گرما و شرجي بي وسیله و زیر باركم توجهی ها و تحقیرها خود را به محل خبر و گزارش می رساند. با هزار درد سر خبر و گزارش خود را تهیه می کند و به سرعت به طرف محل کارش مي رود اما بعد از مدتی به دلایلی کار از دستش گرفته می شود و به آدمی کم تجربه تر سپرده می شود! آيا با وجود این بی نظمی ها و ناامنی هاي شغلی، او مي تواند خود را خبرنگار بداند؟!

مي گويند: خبرنگار نبض گویای کشور است.

اما اگر افرادی به خبرنگاران اهانت كنند يا تحقير از سوی مدیران مسوول و سردبیر مورد حمایت قرار می گیرند؟ بگذريم از اين كه هر از چند گاهی توسط خود دست اندرکاران رسانه ها، زمينه هاي تحقير خبرنگار فراهم می آید!

دوره زمانه ي ما ایجاب می کند که خبرنگار صبور و با حوصله باشد و بتواند تحقیرها و برخوردهای ناجور را تحمل كند. در غير اين صورت بايد عطاي كار خبرنگاري را به لقايش ببخشد!

خیلی از خبرنگاران ما حقوق چندانی نمی گیرند؛ اما با عشق و علاقه فعالیت می کنند.

بسیاری از آنان بیمه تامين اجتماعي نیستند؛ چه رسد به بیمه ی تکمیلی! اما به روی خود نمی آورند. نه این که زبانی برای اعتراض و انتقاد ندارند که حرمت نگه می دارند و منتظرند که دست اندرکاران رسانه ها آن ها را دریابند. چون نمی خواهند با اعتراض خود، شغل شان را از دست دهند.

با این وجود، آیا به نظر شما خبرنگاران ما امنیت شغلی دارند؟

متاسفانه خطوط قرمز برای فعالیت خبرنگاران روز به روز بیش تر می شود و دایره ی فعالیت آنان تنگ تر می شود. برای مثال: آيا خبرنگاری هست که از دستگاه های انتظامی و نظامی و قضایی انتقاد کرده باشد و آن وقت راه آمد و شد به این دستگاه ها را طی نکرده باشد؟!

شرکت ها و دستگاه های دولتی و نیمه دولتی هم اگر مورد انتقاد قرار گیرند رسانه ی انتقاد کننده را در لیست سیاه قرار می دهند و دستان شان را- که از گل آگهی سبز شده است- به سوی آن رسانه دراز نمی کنند. هر چند که سردبیران رسانه ها نيز تیغ انتقاد از دستگاه های آگهی دهنده را غلاف کرده اند!

این بود گوشه اي از وضعیت خبرنگاران که امیدواریم هر روز بهتر از دیروز باشد.

* اما مشکلاتی که مدیران و سردبیران هفته نامه های محلی با آن مواجه اند:

1- هفته نامه ها نمی توانند مانند بیش تر روزنامه ها صفحات خود را با اخبار خبرگزاری ها رنگ بزنند! که نیازمند هنر و دست توانمند نویسندگان و تحلیلگرانی هستند که نشریاتشان را خواندنی کنند. هر چند که ناچارند برخی خبرهای کیلویی و سفارش شده ی تعدادی از دستگاه ها را درج کنند!

بنابراین، هفته نامه ها نیازمند کسب درآمد برای پرداخت حقوق، دستمزد و حق الزحمه ی خبرنگاران، نویسندگان و ویراستاران خود هستند.

2- آگهی های مناقصه و مزایده و چند نقطه ي شرکت ها و دستگاه ها به هفته نامه ها داده نمی شود. این در حالی است که تیراژ یا شمارگان هفته نامه ها نسبت به دیگر نشریات بیش تر است و علاوه بر توزیع رایگان در سطح اداره ها، شرکت ها و دکه ها، هزینه های پست و توزیع را نیز پرداخت می کنند.

3- تعدادی از دستگاه ها مدت های مدیدی است که هزینه ی آگهی های خود را به هفته نامه ها پرداخت نکرده اند. زمان برخی از مطالبات هفته نامه ها به دو تا سه سال نیز می رسد. اگر وضعیت این گونه بخواهد پیش برود و کسی به فکر گل ها، ببخشید هفته نامه نباشد، کم کم تیغ خزان، گل های باغ نیمه بهاری هفته نامه ها را خواهد قطع خواهد کرد. باز امیدواریم که مسوولان محترم طرحی نو در اندازند و نگذارند باغ هفته نامه ها به شکل کویر درآید. ان شاا...

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم مرداد 1390ساعت 15:48  توسط بچه نفتون  | 

هیچ شاعری خود را علامه دهر نمی‌داند

حبیب‌الله بهرامی گفت: جلسه‌های نقد و بررسی شعر در اهواز تا‌کنون بار مثبت و رضایت بخشی داشته است.

این شاعر و روزنامه‌نگار در گفت‌وگو با خبرنگار خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) در خوزستان بیان کرد: در این جلسه‌ها، به ویژه در جلسه انجمن خروش کارون، شاعران و منتقدان مجرب و کارکشته و استخوان خرد کرده‌ای حضور می‌یابند. به همین خاطر است که تاثیر مثبت این گونه نقد و بررسی‌ها بر شعر شاعران، به ویژه تازه‌کارها، به خوبی قابل مشاهده است و نمی‌توان آن را کتمان کرد.

وی خاطرنشان کرد: خیلی کم پیدا می‌شود شاعری که شعرش مورد نقد و بررسی قرار گرفته خود را علامه دهر بداند و نقدهای ارایه شده را نشنود و در عوض تلاشی برای رفع ضعف‌ها و افزایش نقاط قوت شعرهایش نکند.

بهرامی گفت: من اعتقاد دارم جلسه‌های نقد و بررسی شعر در اهواز نه تنها تاثیر مثبتی بر شعر شاعران و نیز تشویق آنان برای مطالعه بیش‌تر و در نتیجه ارایه آثار بهتر دارد، که حتی این جلسه‌ها تاثیر بسیار خوبی بر آثار منتشر شده شاعران گذاشته و می‌گذارد.

او افزود: بنابراین لازم است که مسؤولان ذیربط بیش از پیش برای حمایت و تقویت جلسه‌های شعر و قصه برنامه‌ریزی و سرمایه‌گذاری کنند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1390ساعت 22:27  توسط بچه نفتون  |