X
تبلیغات
آب به چاله ریز
روزنامه نگار

هرمز علی پور:

استان، نیازی به شاعران خوزستانی پایتخت نشین ندارد

حبیب اله بهرامی:نشست معرفی و بررسی "ذوالفقار بر خواب ابریشم" تالیف " رضا بختیاری اصل " برگزار شد.

توسعه جنوب: کتاب «ذوالفقار بر خواب ابریشم» نوشته ی "رضا بختیاری اصل" شاعر و منتقد معاصر کشورمان در آیینی با حضور شاعران و منتقدان خوزستانی در محل کتابخانه ی مرکزی اهواز معرفی و بررسی شد.

* توجه بیش تر به نویسندگان و شاعران استان

به گزارش خبرنگار ما، در ابتدای این آیین رییس کتابخانه مرکزی استان خوزستان در سخنانی به تشریح رویکرد این کتاب خانه در گستره ی کار فرهنگی و ادبی پرداخت و گفت: کتابخانه مرکزی خوزستان در نظر دارد نشست های نقد و بررسی مجموعه های فرهنگی عزیزان از جمله شاعران و قصه نویسان استان را در این محل برگزار کند.

"منصور کوهی رستمی" افزود: در نشست های کانون ادبی کتابخانه مرکزی خوزستان- که با حضور شاعران و منتقدان مطرح استان برگزار خواهد شد- مختصات فنی کتاب، مورد کنکاو و واکاوی قرار می گیرد. همچنین شعرخوانی شاعران مطرح استان و نشست های پرسش و پاسخ با حضور نویسندگان کتاب، از دیگر فعالیت های ادبی ما خواهد بود.

وی همچنین بر ضرورت توجه بیش تر به نویسندگان و شاعران استان و تقدیر ویژه از آنان تاکید کرد.

* شعر ساختار شکن نداریم

سپس "رضا بختیاری اصل" در سخنانی به گونه ای دیگر از نقد که در کتاب زنده یاد غلامحسین یوسفی آمده اشاره کرد و گفت: بهترین و جدیدترین نوع نقد آن است که روی شعر خاص از یک شاعر دقیق شود و آن را مورد بررسی قرار دهد.

وی خاطر نشان کرد: شیوه ی نقد من آن چیزی است که "دیوید دیچز"  در کتاب شیوه های نقد ادبی ترجمه ی غلام حسین یوسفی آورده است.

این منتقد اهوازی در ادامه در مورد مکتب های شعری گفت: ما شعر ساختار شکن نداریم. ساختار شکنی یک روش نقد است و کاری به نظریه های ادبی ندارد و پس از خلاقیت توسط منتقدان به کار گرفته می شود.

* استان، نیازی به شاعران خوزستانی پایتخت نشین ندارد

آن گاه "هرمز علی پور" شاعر معاصر در سخنانی شعر را خطیرترین کار در جهان برشمرد که قربانیان زیادی گرفته است و تاکید کرد: در زمینه ی شناخت شعر و شاعر، تجربه و شامه ی خدادادی دارم و متوجه کار شعر و کاری که شعر را برتر می کند می شوم؛ اما منتقد شعر نیستم.

وی افزود: "بختیاری اصل"، شاعری است مجرب و با کتاب نخست نشان داد که حرف های زیادی برای گفتن دارد. او تا کنون در کار شعر و نقد موفق بوده و موفق تر هم خواهد شد.

وی سپس به وضعیت شعر و شاعری در سطح استان و کشور اشاره کرد و گفت: استان خوزستان بدون مرکز نشینان  10 شاعر بزرگ در سطح کشور دارد که نیازی به پایتخت نشینان شاعر نیز ندارد.

وی در ادامه به قدرت و منزلت شاعران از جمله جوانان اشاره و تاکید کرد: بنده معتقدم: در بررسی شعر و شاعری نه کتاب معیار است و نه لاکتابی. اما در کتاب «ذوالفقار بر خواب ابریشم» تالیف "رضا بختیاری اصل" شناخت او از شعر، فنی است. مطالعه ی این کتاب را به شاعران به ویژه جوانان توصیه می کنم. چرا که جنبه های تعلیمی و راه گشایی در کتاب زیاد است و می تواند مدد رسان کار شاعران  باشد. وی همچنین شعر "بنویس" خود را که در کتاب درج شده بود قرایت کرد.

* در زمینه ی سواد شعری خیلی بی سواد هستیم

در ادامه "قاسم آهنین جان"- شاعر، خوزستان را غنی از شاعران برجسته ی کشوری و حتا جهانی دانست و با اشاره به زنده یاد قیصر امین پور و نیز هرمز علی پور شاعر معاصر تاکید کرد: خوزستان حداقل 10 شاعر برجسته دارد که هر وقت شعر ایران بخواهد مورد بررسی قرار گیرد این 10 شاعر خوزستانی را- که در سطح شعر کشور حضوری قاطع دارند- نمی شود نادیده گرفت.

وی گفت: "ذوالفقار بر خواب ابریشم" کتاب خوبی است اما هیچ کار و اثری کامل نیست به ویژه که تجربه ی نخست باشد.

وی تصریح کرد: در زمینه ی سواد شعری خیلی بی سواد هستیم. حتا در استان خوزستان. برای مثال پس از 40 سال شاعری و رنج و زحمت، هنوز کسی پیدا نشده که در مورد شعر نو به من پاسخی بدهد به جز نیمایوشیج!

وی سپس به قرایت شعر پرداخت.

* بختیاری اصل شاعر پرخوان و حافظ اندیشه ها است

در این آیین همچنین دکتر "سعید محمد حسنی" شاعر و منتقد  بهبهانی کشورمان در سخنانی شیوه ی نقد رضا را خاص ذکر کرد و گفت: بختیاری اصل به همان شیوه ای که شعر می سراید، نقد می کند آن هم نقدی معنا محور. نوع شعرش خاص است و متن هایش از یک گفتمان و اندیشه ی خاص بهره می گیرند. "بختیاری اصل" شاعر پرخوان و حافظ اندیشه ها است.

این منتقد خوزستانی، کتاب «ذوالفقار بر خواب ابریشم» را ارزشمند دانست و گفت: با آن که خوزستان قلب تپنده ی شعر امروز ایران است، اما ما شاعران خوزستانی ها با هم مهربان نیستیم. به پیشکسوتان خود احترام نمی گذاریم. سه شاعر همفکر نداریم که زیر سقف مجله یا محلی کار شعر را دنبال کنند.  همدیگر را می رانیم و فکر می کنیم اساس بالا رفتن این است که یک دیگر را بکوبیم. در حالی که دیگر مناطق از جمله شمالی ها این گونه نیستند.

وی کار "رضا بختیاری اصل" را ارزشمند دانست و گفت: هیچ خدمتی به شاعر مهم تر از این نیست که شعرش خوانده شود و مورد نقد قرار گیرد.

دکتر "سعید محمد حسنی" با تاکید بر این نکته که باید تحمل حضور یکدیگر را داشته باشیم، اظهار امیدواری کرد: نسل امروز منتقدان خود را پیدا کند. وی همچنین شعری قرایت کرد.

در ادامه ی این آیین "امین زنگنه زاد"– شاعر، متنی را به نخستین معلم خود به عنوان ادای دین قرایت کرد و "داود رضا کاظمی" شاعر معاصر در سخنانی فاصله ی بین شعر و نقد را طولانی برشمرد و اظهار کرد: شاعر زیاد داریم اما شاعر خوب و منتقد کم داریم و منتقد خوب هم اندک که امیدواریم این نشست ها کاستی ها را در زمینه های شعر و نقد جبران کند.

همچنین "علی یاری"، "علیرضا شکرریز" و "معماریان" به شعر خوانی پرداختند و در پایان لوح تقدیر انجمن شعر اهواز توسط استادان هرمز علی پور، قاسم آهنین جان و حبیب اله بهرامی به رضا بختیاری اصل اهدا شد.

گزارش خبرنگار ما حاکی است: در این آیین "فردین کوراوند" شاعر و نویسنده ی خوزستانی- که به عنوان مجری انجام وظیفه می کرد- در سخنانی گفت: کتاب «ذوالفقار بر خواب ابریشم» بازخوانی 35 شعر از 35 شاعر معاصر خوزستانی است که توسط رضا بختیاری اصل خوانش و تحلیل شده اند. این کتاب در زمستان سال جاری، توسط نشر کلام و در شمارگان یک هزار و 200 نسخه، چاپ و منتشر شده است.

وی افزود: در این کتاب نقدهای "رضا بختیاری اصل" بر شعرهای "هوشنگ چالنگی"، "هرمز علی پور"، "سید علی صالحی"، "مجید فروتن"، "قاسم آهنین جان"، "بهزاد خواجات"، "سیروس رادمنش"، "کاظم کریمیان"، "علی یاری"، "محمود نایل"، "بهمن ساکی"، "رضا حامی پور"، "رحمت اله برمکی"، "م. روانشید"، "سعید محمد حسنی"، "علی قنبری"، "شهریار شهریاری"، "بتول عزیز پور"، "آذر کیانی"، "میترا سرانی اصل"، "شمسی پورمحمدی"، "بهزاد زرین پور" و … آمده است.

برچسب‌ها: رضا بختیاری اصل, ذوالفقار بر خواب ابریشم, هرمز علی پور, قاسم آهنین جان, آرش آذرپناه
+ نوشته شده در  جمعه بیستم بهمن 1391ساعت 15:19  توسط بچه نفتون  | 

 آیین رونمایی از 21 عنوان کتاب شاعران خوزستان

خوزنیوز /جبیب الله بهرامی: معاون فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی تاکید کرد: شاعران و نویسندگان سربازان خط مقدم جبهه فرهنگی هستند. با وجود جنگ نرمی که به وسیله ایادی استکبار صورت گرفته چه حرکتی بهتر از تولید و انتشار ادبیات؟ هر چه در این راه حرکت کنیم کم بوده و تلاش بیش تر ضروری است.

به گزارش خبرنگار خوزنیوز، دکتر علی اسماعیلی در آیین رونمایی از 21 عنوان کتاب شاعران خوزستان- که توسط انجمن شعر اهواز و با حمایت اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی خوزستان در تالار آفتاب اهواز برگزار شد- افزود: شعر در نظام اسلامی جایگاهی والا و بالا دارد. به گونه ای که در وزارتخانه دفتر شعر و ادب در بالاترین سطح تشکیل شده است و نیز در معاونت فرهنگی بنیاد ادبیات داستانی شکل گرفته است.
رییس حوزه ی وزارتی فرهنگ و ارشاد اسلامی افزود: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به‌عنوان ستون فرهنگي كشور وظیفه دارد از اين گونه حركت‌ها حمايت  کند. شاعران و نویسندگان سربازان خط مقدم جبهه فرهنگی هستند. با وجود جنگ نرمی که به وسیله ایادی استکبار صورت گرفته چه حرکتی بهتر از تولید و انتشار ادبیات؟ هر چه در این راه حرکت کنیم کم است و لازم است که تلاش بیش تری صورت گیرد.

رییس شورای امر به معروف با اشاره به انتشار 21 مجموعه شعر از شاعران خوزستانی گفت: انتشار 21 مجموعه شعر یک حرکت بزرگ و خجسته ای است و نشانگر این است که شعر انقلاب به مرحله ای از بلوغ رسیده است.

وی به فرا رسیدن هفته ی کتاب اشاره کرد و گفت: همان گونه که رهبر معظم انقلاب فرمود: "کتاب باید به عنوان یک نیاز روزانه وارد زندگی مردم شود" توجه به كتابخواني براي توسعه و شكوفايي كشور لازم است. اساس انقلاب اسلامي فرهنگي بوده و صدور انقلاب هم در گرو توجه به مولفه‌هاي فرهنگي است. به عنوان یک نیاز اساسی باید تلاش کنیم تا کتاب به عنوان کالای فرهنگی در سبد زندگی خانواده ها قرار گیرد.

دکتر اسماعیلی به برنامه های در نظر گرفته شده در هفته کتاب اشاره کرد و گفت: تعداد 1500 فعالیت در هفته کتاب از جمله تجلیل از شاعران و نویسندگان در زمینه های مختلف از تولید کتاب گرفته تا سوابق و نهضت مطالعه و کار اهدای 150 هزار جلد کتاب به صورت جدی و نیز اختصاص 30 میلیارد ریال کتاب اهدایی در قالب 32 کاروان به استان‌ها‌، به مرحله ی اجرا در خواهد آمد.
معاون فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی با اشاره به این نکته که تولید فاخر و ماندگار هیچ چیزی به فرمایش رهبر معظم انقلاب جای کتاب را نمی گیرد تصریح کرد: باید هر روزمان روز کتاب، تولید کتاب و کتابخوانی باشد.
دکتر اسماعیلی در پایان سخنان اش از بيستمين دوره هفته کتاب جمهوري اسلامي ايران با شعار «کتاب يادگار ماندگار»، از ۲۰ تا ۲۷ آبان در سراسر کشور خبر داد.

خوزستان علاوه بر زرخیز، استان ادبیات خیز هست

در ادامه این آیین مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی خوزستان در سخنانی ضمن قدردانی از تلاش های دست اندرکاران انجمن شعر اهواز تاکید کرد: خوش بختانه خوزستان نه تنها استان زرخیز و نفتخیز است که استان ادبیات خیز نیز هست. شاید به عمر تمدن ایران به ویژه تمدن تشیع، خوزستان نقش برجسته ای در ادبیات دینی و آیینی و تاریخ ایران و تمدن ایرانی دارد که می توان به شاعران بزرگی هم چون دعبل خزایی،  ابونواس اهوازی و علی ابن مهزیار اهوازی و نیز قیصر امین پور اشاره کرد.

حجت الاسلام والمسلمین سید لطف اله سپهر به حضور شاعران جوان خوزستانی در محضر رهبر معظم انقلاب در آیین های شعر خوانی- که بخشی از توانمندی های ادبیات خوزستان را ارایه می کنند- اشاره کرد و از برگزاری 25 کنگره بین المللی، ملی، منطقه ای، استانی و محلی و فولکلوریک در استان و دریافت 19 هزار قطعه شعر به این کنگره ها در سال گذشته خبر داد و افزود: تهیه، گرد آوری و انتشار این 21 مجموعه شعر از شاعران خوزستانی که با زحمت فراوان صورت گرفت کار ارزشمند و سرمایه ی بزرگی است. خواهش من از معاون محترم فرهنگی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی این است که این اقدام ارزشمند و نیز دسترنج دیگر شاعران استان را- که در خط مقدم جهاد علمی و فرهنگی هستند- مورد حمایت خود قرار دهند تا انجمن شعر اهواز بتواند در ادامه ی راه انتشار مجموعه شعرهای دیگر شاعران خوزستانی به فعالیت های بی دریغ خود ادامه دهد.

شاعران وام دار جریان شعری جنوب و استان خوزستان بوده و هستند

در این آیین عضو هیات مدیره انجمن شعر اهواز در سخنانی به نقش تعیین کننده ی شاعران خوزستان در شعر دهه ی چهل اشاره کرد و گفت: شاعران دهه ی چهل که در کشور و در جریان شعر معاصر نقش تعیین کننده ای داشتند وام دار جریان شعری جنوب و استان خوزستان بوده و هستند.
بهمن ساکی هدف از انتشار این 21 مجموعه شعر را تشریح کرد و گفت: از آن جا که سابقه ی درستی از شعر خوزستان در پنج دهه ی گذشته موجود نبود و مراکز دانشگاهی و شاعران و علاقه مندانی که نیاز به کار تحقیقاتی داشتند به منابع مکتوبی دسترسی نداشتند، کار شکل گیری این طرح در انجمن شعر اهواز پس از انجام مراحل مربوط امروزه به ثمر رسید و ما شاهد آیین رونمایی از 21 عنوان مجموعه شعر از شاعران خوب استان هستیم.
رییس حوزه انتشارات انجمن شعر اهواز افزود: در میان این 21 عنوان شاعران دهه 40 تا 70 و جریان های مختلف شعری حضور دارند و هر کدام نیز نمایندگان دوره های خود هستند. همچنین تعداد چهار مجموعه نیز حاوی شعرهای آیینی هستند.

 فرهنگ و ادب؛ شاخص تولید جوامع

در آیین رونمایی از 21 عنوان کتاب شاعران معاصر خوزستان، همچنین یک شاعر و منتقد ادبی در سخنانی ضرورت فرهنگ و ادب را در جوامع یادآور شد و گفت: فرهنگ و ادب در کشورهای پیشرفته به عنوان شاخص تولید جوامع مبنای قضاوت قرار می گیرد.
استاد کاظم کریمیان در ادامه حاصل نبود رسانه برای تحقیق و تشویق و معرفی آثار شاعران و نویسندگان و همکاری نکردن بسیاری از ناشران سراسر کشور در امر توزیع کتاب آن هم برای مجموعه های تولیدی توسط خودشان را- که به انزوای فرهنگی در استان و کشور می انجامد- تشریح و تاکید کرد: یک شاعر و نویسنده با 10 تا 20 سال تجربه ی ادبی این اختیار را دارد که ماحصل تولید ذهنی خود را در سطح جامعه منتشر کند اما به علت های مورد اشاره این کار محقق نمی شود و کتاب ها روی دست شاعر و نویسنده می ماند که در نتیجه به انزوا و سرخوردگی منجر می شود و او رزا از وادی ادبیات دور می کند.

وی افزود: برای این که این وضعیت رخ ندهد یا سطح آن کاهش یابد دوستان انجمن شعر اهواز تمهیدهایی اندیشیدند که یکی از آن ها همین برنامه انتشار و رونمایی از 21 عنوان کتاب شاعران خوزستانی است.
وی گفت: کل ادبیات ما در معرض انزوا قرار دارد. لازم است خرید کتاب به عنوان یکی از اقلام اساسی در سبد خانواده ها قرار گیرد. کتاب خانه ها، انجمن ها و دستگاه های دولتی و خصوصی که توان خرید کتاب را دارند در این امر مشارکت جدی داشته باشند.
این شاعر خوزستانی تاکید کرد: شعر استان خوزستان باید صعود کند نه سقوط. البته، مساله صعود کل ادبیات کشور باید مطرح باشد.
استاد کریمیان خاطر نشان کرد: شعر جدید ما در استان روح گرفته و مشکلی برایش پیش نیامده است. بنابراین، کاری نکنیم که بال پرنده شعر قیچی شود و روی زمین سقوط و پرواز کردن را فراموش کند.

رفتن شعر به سوی غربت

همچنین در این آیین استاد هرمز علی پور در سخنانی ظرفیت شعر خوزستان را بخشی از ظرفیت شعر کشور برشمرد و گفت: شعر روز به روز به سوی غربت خودش سوق داده می شود. بعد از گذشت 90 سال از افسانه ی نیما به سختی می توانیم 5 شاعر شاخص و برجسته انتخاب کنیم. توقع داریم در هر دهه چند شاعر نابغه به ادبیات کشور اضافه شود.

وی در ادامه شعری از مجموعه جدید انتشار یافته اش قرایت کرد.
قاسم آهنین جان نیز در این آیین در سخنانی از دست اندرکاران این اقدام ادبی ازجمله بهمن ساکی قدردانی کرد و در ادامه به قرایت شعری پرداخت.
همچنین دیگر شاعرانی که آثارشان رونمایی شد بر روی سن آمدند و به قرایت شعر پرداختند.

محمد محمد علی پور عکاس ایکنا در آیین رونمایی از 21 عنوان کتاب شعر شاعران خوزستان

اسامی آثار حاضر در آیین رونمایی 21 عنوان کتاب شعر عبارتند از" "هامش بر جلد" سروده احمد طاهری، "مزامیر" سروده علی مقیمی، "منحنی مهرگان" سروده حمید عرفان، "فلاش- بک بانوی بی قراری" سروده سید محمود سجادی، "پژواکی از تپیدن دل" سروده حمزه موسوی پور، "بانوی هزار آیینه" سروده عبدالرضا قناد دزفولی،"همین دیدن‌ها" سروده هرمز علی پور، "مکاشفه در باغ سوکیاس" سروده یارمحمد اسدپور،"انیفورم" سروده رضا حامی پور، "نهیب سنگ" سروده محمود نائل، "بخت تاریک در آفاق بنفشه و پروانه" و "گلی برای غریبان تا همیشه" سروده قاسم آهنین جان، "پیچک‌های سبز" سروده سلیمان هرمزی، "صدای عکس‌ها" سروده عزت قاسمی، "هیچ بارانی تنهایی‌ام را نمی‌شوید" سروده حیاتقلی فرخ منش، "زخم عتیق مه" سروده پرویز حسینی، "نام این درخت" سروده فریدون فریاد، "ماه در دجله" و "بلوری در مه" سروده محمد بقالان، "کاروان سوره‌ی طاها" سروده محمد جوروند و" این خودکار دارد قرمز می‌نویسد" سروده علیرضا شکرریز.

این آثار همگی با همکاری دو ناشر به نام‌های «کلام» و «بُن» منتشر شده‌اند.
اجرای این آیین بر عهده ی داوود رضا کاظمی عضو و دبیر هیات مدیره انجمن شعر اهواز بود که به خوبی از عهده ی آن برآمد.

شایان گفتن است: دکتر اسماعیلی در این آیین قول مساعد داد: 300 دوره از کتاب های منتشر شده را از سوی وزارتخانه خریداری کند.
همچنین محمد شریفی و وحید کیانی شاعران خوزستانی، از همکاری حوزه هنری خوزستان و بنیاد نخبگان استان برای خرید 50 دوره از کتاب های انتشار یافته خبر دادند.


برچسب‌ها: رونمایی از 21 عنوان کتاب شاعران خوزستان
+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم آبان 1391ساعت 14:21  توسط بچه نفتون  | 

فضاي مجازی نتوانسته

جاي كتاب هاب ادبي را بگيرد

حبيب‌الله بهرامی معتقد است: با ايجاد فضاي مجازي امكان دست‌يابي انسان به نيازها، علاقه‌مندي، اطلاعات و دانستنی‌ها به آساني ميسر شده اما نه براي همه آحاد جامعه.

این نويسنده، شاعر و روزنامه‌نگار در گفت‌وگو با خبرنگار خبرگذاری دانشجویان ایران (ایسنا) در خوزستان اظهار کرد: انسان امروز اگرچه مي‌تواند به وسيله يك رايانه به نياز اطلاعاتي‌اش در فضاي مجازي دست يابد اما هنوز اين فضا نتوانسته به خوبي جايي براي خود در ميان نويسندگان، شاعران و هنرمندان باز كند و كتاب هاب ادبي را از دست اهالي ادب بگيرد. اما در تغيير نگاه علاقه‌مندان و نيز اهالي ادب و هنر و فرهنگ نيز بي‌تاثير نبوده است؛ هر چند كه سرگرمي‌هاي متنوع دنياي مجازي به طور جدي از آمار كتاب‌خوان‌هاي ما كاسته و امروزه نوجوانان، جوانان و بزرگسالان ما به جاي دوستي با كتاب تنها با آن اظهار آشنايي مي‌كنند و اين سايت‌هاي رنگارنگ دنياي اينترنت هستند كه تمام هم و غم كاربران را به دوش مي‌كشند.

این شاعر توضیح داد: امروزه چراغ‌هاي ادبيات معاصر در فضاي مجازي روشن است اما از بس اين چراغ‌ها زيادند و نورهاي توليدي متنوع كه خوانندگان در‌مي‌مانند كه سراغ كدام بروند و از كدامين نور بهره گيرند كه از قضا با چراغ هم به داخل چاله و چاه نيز سقوط مي‌كنند. به علاوه، عده‌اي هم كم‌تر فرصت مي‌يابند يا هوس مي‌كنند چشمان خود را معطر كنند؛ هر چند كه ناسره‌ها آن قدر زياد است كه تا نبينيد و نخوانيد نمي‌توانيد سره‌ آن را از خس و خاشاك جدا كنيد.

وی بیان کرد: من به صورت تفنني در سايت‌ها و انجمن‌هاي ادبي به سراغ شعر و داستان كوتاه مي‌روم چراكه وقت آزادي براي مطالعه مطالب ادبي در اين سايت‌ها در طول روز ندارم. اما در باغ مجازي ادبيات شكوفه‌ها و گل‌هاي خوبي هم ديده و بوييده‌ام كه فكر كنم نياز علاقه‌مندان را برطرف كند. با اين حال، هنوز در ميان هنرمندان و اديبان ما كتاب حرف نخست را مي‌زند. انسان وقتي كتاب به دست مي‌گيرد احساس آرامش مي‌كند اما در دنياي مجازي استرسي بر دل و جان آدم سايه مي‌اندازد. سايه‌اي كه آينه آرامش را تار مي‌كند.

این روزنامه‌نگار خاطر‌نشان کرد: در فضاي مجازي جايي براي تفكر و انديشيدن پيدا مي‌شود اما از بس فضا متنوع و رنگارنگ است كم‌تر فرصت انديشيدن را به آدم مي‌دهد و آدم دوست دارد مرتب در فضاهاي متنوع بگردد و دنيا را ببيند و در آخر هم همه جا را ديده اما در حقيقت هيچ چيزی دستگيرش نشده است.

بهرامی بیان کرد: وب‌گردي بدون برنامه نوعي وقت تلف كردن است و انسان را از كار و زندگي و خواب و خوراك مي‌اندازد. هر كاربر اينترنتي بايد در طول شبانه‌ روز براي خود برنامه داشته باشد تا وقتش به بطالت نگذرد و مايه آزار و اذيت ديگران و ايجاد اختلاف در زندگي نشود.

این شاعر یادآور شد: لازم است مسؤولان آموزش ‌و ‌پرورش دانش‌آموزان را راهنمايي كنند و خانواده‌ها نيز نظارتي بر وب‌گردي نوجوانان و جوانان داشته باشند و آنان را به حال خود رها نكنند هر چند كه كاربران در فضاي مجازي هنر و ادبيات سير كنند. هر چيزي حد و اندازه دارد حتی مطالعه كتاب و نيز نگاه به صفحه رايانه و مطالعه مطالب سايت‌ها و وبلاگ‌ها و نشريات مجازي.

او گفت: متاسفانه امروزه فضاي مجازي ما بيش‌تر از آن كه مفيد به حال جامعه باشد زيان‌آور است و اگر كنترل‌هاي لازم از سوي خانواده‌ها صورت نگيرد نوجوانان و جوانان ما به جاي ورود به عرصه آگاهي و دانايي از راه به در مي‌شوند كه متاسفانه اين پديده ناهنجار در حال گسترش است.

برچسب‌ها: حبيب اله بهرامي
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم مهر 1391ساعت 13:45  توسط بچه نفتون  | 

گمنام تر از تمام ایران هستی

ای کودک هشت ساله ی خوزستان

شاعران برگزیده ی بخش آزاد و کلاسیک

در آیینی معرفی و تجلیل شدند

* افتتاحیه جشنواره شعر پلاک های گم شده

با قرایت قرآن مجید و نواختن سرود جمهوری اسلامی در سالن اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان رامشیر نخستین جشنواره شعر پلاک های گم شده آغاز شد.

در ابتدای این جشنواره معاون سپاه پاسداران شهرستان رامشیر در سخنانی ابراز امیدواری کرد: بتوانیم در راستای اعتلای این مرز و بوم تلاش کنیم.

سرهنگ بابا احمدیان افزود: در آستانه هفته دفاع مقدس هستیم. لازم است یادی بکنیم از همه ی شهیدان به ویژه شهیدان استان خوزستان که بهترین عزیزان ما، شیرین ترین عصاره وجودشان را نثار کردند تا ما و این مرز و بوم بمانیم و سربلند باشیم.

وی همچنین یاد شهیدان بهنام محمدی، حسین علم الهدی، محمد جهان آرا و غیور اصلی را گرامی داشت.

نخستین شاعری که توسط سرکار خانم کردونی شاعر و مجری جشنواره پشت تریبون قرار گرفت "استاد سعادت" بود که گفت: کسانی که در راه یکتا خدا شدند کشته و جان نمودند فدا مگویید مرده که خود زنده اند و پیش خداوند پاینده اند.

اما "ابوذر پاکروان" از اندیمشک آمد و از خلیج فارس گفت و دشداشه و چادر عربی و کلاه سربازان و آبادانی که عروس نشد.

نوبت به "حسین ذوالقدر" از شاعران همیشه خندان که رسید از باران نماز گفت و شوق یار و یادگاری پلاک ولی خانم "سرافراز" از رفیق قافیه ها و ردیف گریه ها که "ناصر ندیمی" از آبادان ندا سر داد: وقتی به چشم های قهوه ای ات فکر می کنم/ از لا به لای هر نفسم درد سر می کشم/ چشمان تو مزارع کوباست...

"حمداله احمدی" از داوران جشنواره شعری تقدیم جانبازان کرد و گفت: خون خورده بود و تن به تعرض نداده بود/ زخمی غریب روی دلش پا نهاده بود.

"علیرضا شکرریز" دیگر داور جشنواره نیز برای شعر خوانی دعوت به پشت تریبون شد اما جای خود را به جوانان شرکت کننده داد که " سید جمال دردارپور" آمد و خاطر نشان کرد: تا پرچم ما قرمز و سبز است و سفید/ تا کوچه ی دل خاطره دارد ز شهید/ ما پیرو رهبر و ولایت هستیم/ تا کور شود هر آن که نتواند دید.

"محمود حمیداوی" از رامهرمز وقتی فراخوانده شد از روزهایی گفت که خسته تر از دیروز و ختم تسبیح پدر روضه ی رضوانش بوده است و خانم "صنیعی" از اهواز از رفتن گفت و قرآن و امن یجیب اما "احمد دریس" از آبادان خبر داد: توی آینه که نشسته ای/ خانه ی مان بزرگ است/ آن قدر که می ترسم تو را گم کنم./ بانو/ به این شب ها کم تر شانه بزن/ به چیدن ستاره ها بنشینم یا دیدن ماه؟...

پس از دریس، حبیب حبیب زاده از رامشیر شعری به زبان عربی خواند و خانم "معرفت" از آغاجاری از رو در رو نشستن با خداوند گفت و "ایمان عباس پی" از اهواز سراغ حافظه اش رفت و هلهله کرد: ... دوباره هلهله سر کن به شعر جاری شو/ دوباره شعله بیفشان درون پیراهن/

"اردشیر زاهدی" از گتوند با باسم ا... شروع کرد و بیداری دنیا را خبری شیرین دانست اما "غلامرضا حاتمی" از رامهرمز تاکید کرد: دیگر حساب زخم هایم را ندارم/ دارم خودم را جای دیگر می گذارم.

"علی حسن غلامی" از هندیجان از باد گفت و سربند و سیم های خاردار که استقامت رزمنده را به اهتزاز درآورده اند و "محمدرضا داودی" از رامهرمز که این چنین سرود: می بارم باران تو بمب/ می کارم زیتون تو مین/ دود می کنم اسفند تو خردل/ درو می کنم گل گندم تو گل بابا.

خانم"کمایی" از امیدیه به خداوند شب های جنگ و خداوند جبهه و خدای تفنگ اشاره کرد و گفت: هجوم قوم چنگیز یادمان رفت/ سرود فصل پاییز یادمان رفت. ولی "حسین سنگری" از دزفول این جوان خوش آتیه از تقدیر گفت و ایمان: تقدیر شده ست از ازل برگردی/ با جام پر از شعر و عسل برگردی/ دیری ست تمام شاعران منتظرند/ با سیصد و سیزده غزل برگردی.

استاد "عبدالرزاق راشدی" شاعر و نویسنده ی رامشیری با بیان این نکته که انگار شهر من هنوز هم خلف آباد است، از لبخند گفت و پیراهن سرخی که به تن دارد و "افرا عسکریان" از ایذه شعری تقدیم به خونین شهر کرد: حالا ببین در خون آتش مه جبین ات را/ حالا ببین از این همه تنها همین ات را/ ای شهر خونین شهر ای بانوی قرمز پوش/ امشب بپوشان دامن زیبا ترین ات را.

"منتصب درویشی" از آبادان از دنیا و تب و تاب پرنده سرود و خواب و حس شتاب پرنده ها و "میر شاه ولد" از اهواز خبر از صلیب سرخ و جنگ مرز مهران و خانم "مرادی نژاد" از مسجدسلیمان از نزدیک شدن فصل سلطانی گل های زمین یاد کرد و گفت: آخرین جمعه ی بی یار خدایا برسد/ آخر تلخی تکرار خدایا برسد.

از آبادان "محمد بدر" آمد و از پتروس و کوکب و کبرا گفت و کشته شدن الفبا اما در آخر عنوان کرد که این شعر از آن محمد ایمانی است!

از رامهرمز "آزیتا ممبینی" در پشت تریبون نداد داد: تو ای سوار سایه ها که در سپیده خفته ای که "میثم خالدیان" از دزفول خاطر نشان کرد: این جنگ تمام شدنی نیست... آسمان را نگاه می کردیم تا ببوسیم روی ماهش را... ولی "بهزاد جمالی" از شوشتر هشدار داد: من از جنگ می ترسم که "مقدم" از شادگان آمد و شعری با زبان عربی خواند و نشان داد که دفاع در برابر جنگ مقدس است...

"سکینه ی شعبانیان" که آمد، خبر داد: پروانه ها از پیله هاشان پر کشیدند، "میرسالاری" بالا رفت و از مشک و سقا و نیزه کربلا گفت و "مقداد افراسیابی" از ماهشهر به چشم های پشت خاکریز نگاه کرد و اظهار داشت: من تصویر روایت فتح بعد از جنگم/ جنگ در شناسنامه پدر بزرگ می شود.

بعد از شعر خوانی "حبیب اله بهرامی" از اهواز که از دفاع مقدس و شهیدان گفت "عباس ناصری" از ایذه به واژه هایی اشاره کرد که از نازایی گذشته اند و از ندانستن پیروزی اما "نادیا شعبانیان" از هندیجان از سنگر سرود و مردی که می خندید و "جواد خمیسی" از رامهرمز که چنین سخن آغاز کرد: وقتی که خدا بر آسمان پیرهن است/ دنیا کفنی برای یک گورکن است.

"محمد اسماعیلی" از ایذه خاکریزها و سنگرها و مقرها و منطقه ها را گشت تا همرزمش را بیابد که "امید میرزایی" از هندیجان یادآور شد: در سرزمین بادها/ فریادها له می شوند/ زیر چکمه های آشوب/ خاک من بوی دشمن گرفته بود. وقتی "نرگس میریه" از دزفول از جنگ گفت و "خدیجه عفراوی" از اهواز از افول شعله ها در دل ها احساس خطر کرد و نگاه ها را آیینه ی انتظار در آسمان توصیف نمود و شانه های زخمی که گستره ی انبوه زخم هاست.

"سبزعلی قاسمی" از شوشتر سوی جبهه نگاه کرد و گفت: ای راه فقط نعش سوار آوردی/ سوقاتی تازه انفجار آوردی. در این هنگام نام "حسین سلطانی" از امیدیه به صدا درآمد اما جوابی شنیده نشد تا این که "کسرا محمد نژاد" از ماهشهر به صدا درآمد و گفت: شبیه استعاره توی شعری ولی "رضا خالدی" از رامهرمز رفتن گفت از پیش چشم ها در باد و روسری گم شده لابه لای پوکه های خالی.

از هندیجان "ثریا عبدی" گفت: تو چشم گذاشتی من یک کوچه را پشت سر گذاشتم و از خاکریز سرازیر شدم که "پریسا ملک آبادی" از آبادان ندا داد: شیمیایی شده و با خاطره اش مومیایی ولی "پویا ابراهیم" از رامهرمز اعلام کرد: بهم می گن که این دنیا برای زنده ها خوبه ولی به یادتون هر دم دنیای آشوبه که "مسلم امیری" از دزفول خیال همه را راحت کرد: افلاکی بودند نه اهل خاک و پرواز می کردند همچون پرندگان در اوج...

"سلطانی" از امیدیه رو به حاضران کرد و گفت: دانه های معرفت سر برآورده ز خاک/ سرکشیده تا فلک شاخه های سبز تاک که "بهمن الماسی فر" از دزفول از گفت و گو و مناظره ی پلاک جبهه با پلاک زرد از جنس طلا خبر داد و "رئوف حسن زاده" از اهواز از خط کشی خیابان ها در طول ساعات شبانه روز در دوران دفاع مقدس گفت و "راضیه ممبینی" از رامهرمز سوال کرد: گفتی که زخویشتن سفر یعنی چه/ باید که گذشت از خطر یعنی چه...

از اهواز "هاجر صادقیان" به صدا درآمد و گفت: کمی دست و کمی پای تو را دست خدا می سپارم که "مجید قلی پور" از رامشیر ندا داد: معلم شهیدم سلام. رفتی که غیبتم موجه بشود؟ اما حشمت اله رضا نژاد از رامهرمز از رفتن خود دوشادوش شهرش گفت تا به مرز هشت و "علی قادری پور" از دزفول" که عنوان کرد: این بغض خسته در تن من جا نمی شود/ این چندمین شب است که پیدا نمی شود.

آخرین شاعری که در جلسه شعر خوانی صبح جشنواره شعر پلاک های گمشده شهرستان رامشیر ندا سر داد "حمیدی" از صیدون بود که گفت: نگاه می کنی از جاده خجالت می کشی. وی ادامه داد: جان می کنی اما تنت جانی ندارد/ نیرو برای بغض پنهانی ندارد...

* نشست ادبی شاعران استان در حضور هیات داوران

در نشست ادبی شاعران استان داوران جشنواره (داودرضا کاظمی، علیرضا شکرریز و حمداله احمدی) به پرسش های حاضران در مورد شعر امروز و مخاطبان آن به شاعران شرکت کننده پاسخ گفتند. شکرریز گفت: شاعر از مردم می گوید نه برای مردم. کاظمی از رونمایی 22 اثر ارزشمند از شاعران استان در روزهای آینده توسط انجمن شعر اهواز خبر داد.

در این نشست دو تن از شاعران آبادانی از داوران خواستند که شاعران برگزیده شعرهای شان را بخوانند تا شعرهای شان مورد نقد و بررسی قرار گیرد اما داوران از نام برگزیدگان اظهار بی اطلاعی کردند و گفتند آثار با کد تحویل آن ها داده شده و نام  برگزیدگان را نمی دانند.

در این نشست تنی چند از شاعران شعرهای خود را قرایت کردند.

* اختتامیه جشنواره شعر پلاک های گم شده رامشیر

در آیین اختتامیه جشنواره شعر پلاک های گم شده که با حضور آقایان ملایری، حیدری و جمشیدی سه تن از مسوولان اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی خوزستان و جمعی از مسوولان شهرستان رامشیر و شاعران استان و اجرای "کیوان لطفی" مجری توانمند، مسلط و خوش سخن صدا و سیمای مرکز استان برگزار شد، معاون فرماندار رامشیر در سخنانی ضمن تقدیر از شرکت کنندگان گفت: شعرهای جوانان شاعر که در وصف شهیدان ارایه شد قابل تحسین و جالب بود. انتظار دارم از مسوولان اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان و نیز شهرستان رامشیر که شعرهای منتخب در مجموعه ای به زیور چاپ برسد.

وی گفت: اگر تمام هنرمندان برجسته ی دنیا جمع شوند و بخواهند لحظه ای از حماسه ی ریخته شدن خون شهیدی بگویند، نمی توانند.

وی افزود: شهیدان امانت بزرگی دست ما دادند. امانتی که ما را در تمامی ابعاد در دنیا سربلند و مقتدر کرده است. بنابراین، قدر شهیدان را بدانیم. از امانت آنان حفاظت کنیم تا در روز قیامت خود را سرزنش نکنیم.

پس از سخنرانی معاون فرماندار رامشیر، "اکبر آزاد پور" از اندیمشک چنین سرود: شد رمز قبور لاله ی خوزستان/ قرمز به سیاه چاله ی خوزستان/ گمنام تر از تمام ایران هستی/ ای کودک هشت ساله ی خوزستان

مهدی درویش رییس اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی رامشیر و از کارشناسان ارشد تاتر استان و کشور سخنران دوم این جشنواره بود ضمن قرایت قطعه شعری گزارشی از روند برگزاری جشنواره ارایه کرد و گفت: 140 شاعر با 345 اثر در این جشنواره شرکت کرده اند. در ادامه "زهرا شعبانی" از هندیجان آمد و گفت: چشم وا کن که این شب تاریک بی نگاهت سحر نخواهد شد.

در ادامه "هادی کولی وند" دو ترانه انقلابی خواند و آنگاه "مصطفی سمندی" از رامهرمز از شهید گفت: سر فصل کتاب عاشقان است شهید/ چون چشمه ی فیض حق روان است شهید/ در وقت ظهور آخرین آیت عشق/ اندیشه ی صاحب الزمان(عج) است شهید.

"علی مرادی" از ایذه نیز آخرین شاعری بود که خبر ریخته شدن آتش بر روی سفره ی شام اش خبر داد...

پس از قرایت بیانیه هیات داوران توسط داود رضا کاظمی، برگزیدگان جشنواره به شرح ذیل معرفی شدند و جوایز خود را از دستان مسوولان حاضر در صحنه دریافت کردند.

* برگزیدگان بخش آزاد(نیمایی)

از سرکار خانم "نرگس میریه " از دزفول محمدرضا داوودی از رامهرمز و زهرا بن یباره از رامشیر تقدیر شد.

سرکار خانم نیلوفر شاطری و اکبر آزادپور از اندیمشک  به طور مشترک رتبه ی سوم جشنواره را کسب کردند و رتبه ی دوم به طور مشترک به سرکار خانم لیلا منجزی از اهواز و هوشنگ بهداروند از شوشتر رسید.

هیات داوران این جشنواره هیچ یک از اشعار رسیده به دبیرخانه را حایز رتبه ی نخست ندانست.

* برگزیدگان بخش کلاسیک

از مصطفی سمندی از رامهرمز و محمد ایمانی از آبادان به عنوان شایستگان تقدیر نام برده شد که جوایزی دریافت کردند.

افرا عسکریان از ایذه و ساجده کردونی از رامشیر  رتبه ی سوم جشنواره را به خود اختصاص دادند.

سرکار خانم زهرا شعبانی از هندیجان و حسین سنگری از دزفول مقام های اول و دوم جشنواره شعر پلاک های گم شده را از آن خود کردند.


برچسب‌ها: پلاک های گمشده, جشنواره, رامشیر
+ نوشته شده در  جمعه سی و یکم شهریور 1391ساعت 15:21  توسط بچه نفتون  | 

9 بار سرقت در 7 ماه

تعدادی از واحد های تولیدی در مسجدسلیمان در طول 7 ماه 9 بار مورد دستبرد سارقان قرار گرفت.

از بهمن ماه سال 90 تا مرداد ماه امسال، سارقان با ورود به شهرک صنعتی مسجدسلیمان، بخشی از اموال از جمله تجهیزات و کابل های برق 9 واحد تولیدی تعاونی و خصوصی  فعال و غیر فعال را به سرقت بردند.

واحدهای کود شیمیایی، پلاستیک یک بار مصرف، بازیافت، ادوات کشاورزی، ترانس سازی، دامداری، گونی بافی، نان شهداد و تعاونی الکل سازی از جمله شرکت هایی هستند که در طول هفت ماه گذشته در شهرک صنعتی مسجدسلیمان از دستبرد سارقان در امان نبوده اند.

مدیرعامل یک شرکت تعاونی در مورد سرقت اموال واحد تولیدی اش به خبرنگار ما گفت: آخرین شرکتی که در شهرک صنعتی مسجدسلیمان مورد سرقت قرار گفت، تعاونی 125 ایثارگران (تولید کننده الکل) بود.

بیژن حاجی پور افزود: هنگامی که نگهبان کارخانه برای انجام کاری به خانه اش واقع در مرکز شهر رفته بود، سارقان بخشی از اموال شرکت را کندند و با خود بردند.

وی در پاسخ به این پرسش که مگر شهرک انتظامات ندارد؟ گفت: تا قبل از سرقت از کارخانه ی ما- که از سال 83 تا کنون راکد است- جلوی در ورودی شهرک هیچ کنترل و بازرسی صورت نمی گرفت؛ اما بعد از نهمین سرقت یعنی پس از مرگ سهراب آمدند و ایست و بازرسی راه انداختند و ورود و خروج خودروها را بازرسی می کنند.

وی با انتقاد از نداشتن امنیت در شهرک گفت: چرا باید یک شهرک صنعتی با داشتن 24 شرکت به بهره برداری رسیده در طول 7 ماه گذشته، 9 بار مورد سرقت سارقان قرار گیرد؟ پس مسوولان ذی ربط در زمینه ی ایجاد و حفظ  امنیت شهرک و آرامش خاطر تولیدکنندگان و کارگران چه وظیفه ای دارند؟!

مدیرعامل تعاونی 125 ایثارگران مسجدسلیمان در مورد رکود شرکت الکل سازی گفت: این شرکت در سال 71 تاسیس شد و در سال 73 با خرید زمین از شرکت شهرک های صنعتی خوزستان  کار خود را آغاز کرد. اما شرکت شهرک ها به دلیل انجام ندادن تعهد خود مبنی بر ایجاد سیستم فاضلاب صنعتی برای شهرک صنعتی مسجدسلیمان و با شکایت عده ای از اهالی منطقه به خاطر آلودگی زیست محیطی، از ادامه فعالیت این واحد تولیدی توسط اداره کل حفاظت محیط زیست استان جلوگیری شد.

حاجی پور تصریح کرد: متاسفانه از سال 73 تا کنون شرکت شهرک های صنعتی خوزستان نسبت به انجام تعهد خود اقدامی نکرده است. البته به تازگی کارهای مقدماتی از جمله خط کشی مناطقی برای ایجاد سیستم فاضلاب صنعتی انجام شده اما در طول 8 سالی که از ادامه فعالیت شرکت تعاونی به علت نبود سیستم فاضلاب صنعتی جلوگیری شد و واحد تولیدکننده الکل طبی و صنعتی تعطیل بود علاوه بر خسارات مالی و تجهیزاتی به شرکت که 11 میلیارد تومان برآورد شده است، یک میلیارد و 200 میلون تومان سود و جرایم حاصل از تسهیلات 600 میلیون تومانی دریافت شده از سوی بانک عامل برای شرکت در نظر گرفته شده است که به هیچ وجه امکان پرداخت آن وجود ندارد.

وی تاکید کرد: شرکت شهرک های صنعتی استان از تعهد خود مبنی بر ایجاد سیستم فاضلاب صنعتی در شهرک در طول سال های گذشته سرباز زده است چرا ما باید خسارات 8 سال تعطیلی کارخانه و سود و جرایم بانکی را بپردازیم؟!

وی افزود: جالب اینجاست که هم سازمان صنایع و معادن وقت خوزستان وقت و هم شرکت شهرک های صنعتی استان که در حقیقت تحت نظارت این سازمان است، در تیر و مرداد سال 83 در مورد کنترل نکردن پساب حاصل از تولید الکل به این شرکت اخطار دادند در حالی که اگر شرکت شهرک های صنعتی استان نسبت به انجام تعهد خود مبنی بر ایجاد سیستم فاضلاب صنعتی در شهرک صنعتی مسجدسلیمان اقدام می کرد نه واحد تولیدی ما دچار رکود می شد و نه دیگرواحدهای صنعتی این شهرک در طول 18 سال گذشته تا به امروز از نبود فاضلاب در شهرک دچار مشکل می شدند.

شایان گفتن است: شهرک صنعتی مسجدسلیمان با 40 هکتار مساحت در کیلومتر 5 محور مسجدسلیمان – شوشتر واقع شده و از 48 قرارداد منعقده 24 واحدهای آن به بهره برداری رسیده است.


برچسب‌ها: سرقت در شهرک صنعتی مسجدسلیمان
+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام مرداد 1391ساعت 17:24  توسط بچه نفتون  | 

پیام مدیرکل تعاون، کار و رفاه اجتماعی خوزستان


به مناسبت روز خبرنگار

دیرزمانی نیست که در رویدادی خونین، خبرنگارتاریخ ساز ایرانی جاودانه شد. سکوت جامعه ی مطبوعات شکست و روزی در تاریخ و تقویم کشورمان بنام  شهید صارمی و "خبرنگار" نامگذاری شد.

در این روز، حرفه ی خبرنگاری- که در کشاکش دردها و بلاها قلم التیام بخش بر زخم جامعه می زند- گرامی داشته می شود.

از روزی که ایرانی مسلمان، قلم را به خدمت اندیشه‌اش گرفت تا جامعه را از مسایل روز زمانه آگاه کند، سال‌هایی به درازای تاریخ ورود ایران به دنیای نوین می‌گذرد. از آن روز تاکنون، خبرنگار پای در رکاب تاریخ گذاشت؛ همزاد قلم شد و آموزگاری افکار عمومی را بر عهده گرفت.

روز خبرنگار را گرامی می داریم؛ ما که هنوز شهید صارمی- آزاد مردی که 17 مرداد ماه را جاودانه کرد- شهید مرتضی آوینی و سانحه ی هواپیمای130 c- و دوستانی را که پرواز زود هنگام شان نقره داغ مان کرد، از یاد نبرده ایم. هنوز صدای شهید رهبر خبرنگار صدا و سیمای کشورمان که از پیروزی های دفاع مقدس می گفت  در گوشمان طنین انداز است...

روز خبرنگار اختصاص به آنانی دارد که در عرصه اطلاع رسانی و آگاهی بخشی جامعه نقش اساسی دارند و با عنوان  "جامعه مطبوعات"  و ساکنان وادی قلم و بیان و به عبارتی "روزنامه نگار"شناخته می شوند.

خبرنگار کسی است که با اتکا به خداوند منان و با قلم و بیان خویش به بررسی مسایل، مشکل ها و نارسایی های جامعه می پردازد تا زمینه احقاق حقوق قشرهای مختلف جامعه فراهم شود. کم نبودند خبرنگاران و تصویربردارانی که در طول هشت سال دفاع مقدس در جبهه های نبرد حق علیه باطل حضور یافتند و با انعکاس خبرها و افشای حقایق، جان خویش را فدای آرمان های والای انقلاب شکوهمند اسلامی  کردند.

اینجانب، 17 مرداد روز "خبرنگار" را به خبرنگاران، صاحبان قلم و اندیشه و جامعه ی مطبوعات تبریک می گویم و از خداوند متعال سلامتی و سعادت شما عزیزان را خواستارم.


سید خلف موسوی

مدیرکل تعاون، کار و رفاه اجتماعی استان خوزستان


برچسب‌ها: روز خبرنگار, 17 مرداد, شهيد صارمي, سيدخلف موسوي
+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم مرداد 1391ساعت 10:17  توسط بچه نفتون  | 


برچسب‌ها: مهدی صاحب الزمان, عج
+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم تیر 1391ساعت 15:5  توسط بچه نفتون  | 

"قلمچی" خانه ی مطبوعات تشکیل می دهد!

خانه ی مطبوعات

امروز بر عکس روزهای پیشین بچه های ستون "قلمچی" جمع شده اند. از "پاپتی" و "دلتنگ زاده" اهوازی " گرفته تا "آقای پیشنهادی" (بچه ی شوشتر)، "کاکا نبو" بچه ی (آبودان)، "آب به چاله ریز" و "چار تیه" بر و بچ (m.i.s) و "پدی" بچه ی (کتک) که مدتی ست از داشتن "آ" جلوی اسم اش محروم گشته است!

همه نشسته اند تا هم تبدیل شدن ستون را به "خانه" جشن بگیرند و هم مسوولیت های جدیدی را که از سوی استاد قلمچی برای آن ها در نظر گرفته شده دریافت کنند.

قلمچی بر می خیزد و تا می خواهد سلام کند، مورد تشویق قرار می گیرد. شوت بلبلی و کف و دست و چند نقطه است که فضای ستون یا همان خانه را پر می کند...

قلمچی بدون آن که کسی معرفی اش کند و هدف از تشکیل این جلسه را بگوید بی مقدمه برمی خیزد و می گوید: بچه ها سلام. خواهش می کنم تا پایان سخنرانی از ابراز احساسات خودداری کنین. من خیلی برنامه براتون داشتم و می خواستم داشته باشم؛ اما متاسفانه عده ای با ما همکاری نمی کنن و نمی خوان که ستون ما توسعه پیدا کنه و تبدیل  به خانه بشه تا عده ای زیر این ستون نانی به کف آرند و به غفلت نخورند...

پاپتی می گوید: آقا! منظورتون نون قبل از گرون شدنه یا بعد از اون؟

قلمچی طوری چپ چب به پاپتی نگاه می کند که همه فکر می کنند که قلمچی چپیه!

قلمچی ادامه می دهد: کار کردن در مطبوعات استان خیلی سخته. حتا از کار کردن توی بانک و بیمه هم سخت تره!

این بار دلتنگ زاده برمی خیزد و می گوید: آقا! منظورتون بانک 3000 میلیارد تومنی و بیمه ی ایران که نیست؟

قلمچی با دست اشاره می کند که بنشیند و ادامه می دهد: مدت هاست که مطبوعاتی های ما سر و هیچ و پوچ از دور سی هم شاخ و شونه می کشن و همدیگه رو متهم می کنن و خلاصه به هم می پرن اما از نزدیک اگه به هم برسن به گونه ای رفتار می کنند که انگاری صد ساله رفیقن!

این دفعه کاکا نبو بلند می شود و می گوید: استاد! سر هیچ و پوچ که کسی به کسی نمی پره! حتمن چیزی توی این چیزه که دو گروه به هم می پرن و یه گروه هم بیرون گود نشسته و چیزی نمی گن اما ناخن هاشونه به هم می زنن! در عین حال که این دو گروه رو هم قبول دارن و هم ندارن!!

قلمچی این بار کاکانبو را راست راست نگاه می کند به گونه ای که فکر کنم همه ی بچه ها این بار یقین حاصل کنند که قلمچی راستی یا اصولگرا است!

قلمچی که انگاری رشته ی کلام از دست اش در رفته است می گوید: داشتم چه می گفتم؟

"پاپتی" می گوید: استاد داشتین درباره ی نون حرف می زدین. درباره ی گرونی و از این جور حرفا!

"دلتنگ زاده" می گوید: استاد! من کاملن حواسم به شما بود. داشتین در مورد اختلاس حرف می زدین و اسامی افرادی که جناب دکتر احمدی نژاد چند سال پیش اعلام کرد توی جیبشه! می خواستین درباره ی کاغذ این اسامی که فکر کنم حالا زرد شده و پوسیده صحبت کنین...

"کاکانبو" می گوید: کا اصلن ای طور نید! شما داشتین در مورد مطبوعاتیا و خونه ی نداشته شون که فقط یه پلاک یا شماره 551 داره و تموم جر ملکی هم روی همین پلاکه سخنرانی مبسوطی می نمودین!

آقای پیشنهادی که تا کنون سکوت کرده است برمی خیزد و می گوید: استاد! اما پیشنهاد دیم مثل روزی نومه ها که هر کی دستش به جایی بند بیسه، مجوز گرفته؛ چندتا خونه مطبوعات هم درست بشه و هر کدوم یه شماره داشته باشه. بعد از این هر کدومشون برن و یارگیری و کار کنن ؛ چه طوره؟

نوبتی هم باشه نوبت "آب به چاله ریز" است که برمی خیزد و می گوید: انگاری شما همه تون از مو آب به چاله ریز ترین! ما ای چو جمع وابیدیم که خونه تشکیل بدیم و پست بگیریم نه این که هی پاپتی بپرین منه بیانات ارزشمند و گهربار استاد!

"چارتیه" هم که تا حال لام از کام نجبانده است، بدون این که برخیزد می گوید: ای کشته مرده ها و عاشقان سینه دریده ی پست و مقام و خونه و لونه و مطرح شدن در انظار عموم! شما هنربندان چی از جون مطبوعات می خواین؟!

"پدی" که تا حال سرش توی کاغذهای جلویش بود و انگاری دارد با دستش دنبال چیری می گردد آهسته از جا بر می خیزد و می گوید: در فرهنگ نمادین و نوستالوژی ما پرداختن به موضوعات فولکلور و سیاسی اجتماعی که باعث هرج و مرج و رقابت های غیر دموکراتیک و آنارشی می گردد باید بگذارین همه ی حرف ها زده بشه...

قلمچی که تا کنون ساکت نشسته است، میان حرف های "پدی" می پرد و می گوید: ببخشید! اینجا کلاس فلسفه و جای فلسفه بافی نیست ما می خواهیم درباره ی ضرورت تبدیل شدن ستون مطبوعاتی قلمچی به خانه ی مطبوعات قلمچی صحبت کنیم و بعد مسوولیت ها را هم بین خودمان تقسیم کنیم؛ نظر شما چیه؟

در این هنگام همه ی بچه بر می خیزند و هورا می کشند و پیشنهاد استاد قلمچی را تایید می کنند...

جلسه برای مدت 10 دقیقه برای صرف چای و بیسکویت تعطیل می شود. زحمت آوردن بیسکویت ها را "شیثم بسکوتی" می کشد...

***

در طول این 10 دقیقه رایزنی و رای زنی ها شروع می شود و تلفن های همراه به کار می افتد و دستورهای لازم داده و گرفته می شود و هر کس با کوله بار و توبره ای پر می رود می نشیند تا قلمچی بیاید و پست ها را تقسیم کند...

خبرنگار ما کسب اطلاع می کند: قلمچی بیرگونی هم از مشورت بی نصیب نمی ماند و اطلاعات و کیهان لازم را به دست می آورد تا بهتر بتواند پست ها را تقسیم کند...

سرانجام با 30 دقیقه تاخیر جلسه ی تبدیل ستون مطبوعاتی قلمچی به خانه ی مطبوعات و پشت بند آن معرفی و تقسیم پست ها و میزها برای خودی نشان دادن در جامعه آغاز می شود...

در ابتدای جلسه، قلمچی بیرگونی به اهداف مطبوعاتی و غیره ی مطبوعاتی و اختصاصی قلمچی خیلی سر بسته به گونه ای که خود نیز متوجه نمی شود که چی می خواسته بگوید چه رسد به حاضران اشاره می کند و می گوید: همه ی آن هایی که با تشکیل خانه ی مطبوعات موافق اند دستشان را بلند کنند...

دست ها بالا می رود و قلمچی احساس می کند که تعداد دست های بالا برده شده بیش از عده ی حاضر در جلسه است!

قلمچی بار دیگر می خواهد که حاضران دست ها را بالا ببرند که این بار هم تعداد دست های بالا رفته بیش تر نشان می دهد! قلمچی خوب که دقت می کند می بیند عده ای علاوه بر هر دو دستشان، پاهای شان را هم بالا برده اند!

قلمچی علت را که می پرسد در می یابد که هر چه آمار شرکت کنندگان بیش تر باشد هم نشانگر فرا جناحی بودن است و هم  نشان دهنده ی این است که خیلی از مطبوعاتی در این جلسه شرکت کرده اند!!

قلمچی پیشنهاد می کند: حالا که هدف و اهمیت، تعداد افراد شرکت کننده در جلسه است؛ بنابراین لازم است از انتخابات گذشته درس بگیرید و بروید و توزیع کنندگان جراید و عده ای از دکه داران را- که در حقیقت مطبوعاتی هستند-  بیاورید و اسم شان را یادداشت کنید که جلسه پر بار شود و عده ای نگویند که فقط بین خودشان انتخابات برگزار کرده اند...

آقای پیشنهادی پیشنهاد می دهد: ما حالا خانه ی مطبوعات مان را تثبیت می کنیم و بعد می رویم از همه امضا می گیریم که آنان در جلسه حضور داشته اند...

استاد قلمچی پیشنهاد را می پذیرد و خانه ی مطبوعات قلمچی با بیش از 550 نفر تصویب می شود!

بعد از تصویب خانه ی مطبوعات قلمچی، چارتیه می گوید: ببخشین! نماینده فلان اداره را نمی بینم. مگه حضور ندارد؟

آقای پیشنهادی، "پدی" را نشان می دهد و می گوید: بفرما این هم جناب نماینده!

چارتیه می گوید: این که پدی خودمونه؟!

قلمچی می گوید: پدی خودمون باشه؟ مگه چه اشکال داره؟! ایشون دره نگشته نذاشته و همه جا هست و هیج جا نیست...

چارتیه می پذیرد و جلسه این بار با صرف شیرینی و نستکافه توسط شیثم بسکوتی ادامه پیدا می کند...

بعد از این که اهالی خانه ی مطبوعات قلمچی، دلی از عزا در می آورند، همه سر جای شان می نشینند و قلمچی شروع می کند به تقسیم عنوان ها.

آقای پیشنهادی پیشنهاد می دهد: برای تقسیم پست ها رای گیری کنیم که قلمچی مخالفت می کند و می گوید: :انگاری این خانه، خانه ی من است و من باید تقسیم مسوولیت کنم نه رای گیری! هر کس مخالفه دستش بالا"

نه تنها هیچ دستی بالا نمی رود که پاها نیز توسط دست ها قلاب می شوند که بالا نروند!

قلمچی بلند می شود و می رود روی بلندی می ایستد و می گوید: اول از حضور کم نظیر شما مطبوعاتی های عزیز استان

که بر ما منت گذاشتین و در این جلسه مهم حضور یافتین تا بر سرنوشت خود حاکم باشین تشکر می کنم. بنده از همین مکان ریاست خودم رو بر "خانه ی مطبوعات قلمچی" اعلام می کنم. امیدوارم با هورا کشیدن خود این انتخاب شایسته را که از سوی شما مطبوعاتی های عزیز صورت گرفته تایید کنین...

صدای تشویق و هورا و شوت بلبلی و احسنت و آفرین به هوا می رود و با صدای رعد و برق آسمان درهم می آمیزد و باران شروع می کند به باریدن که همه ی مطبوعاتی ها این اتفاق را به فال نیک می گیرند!

قلمچی ادامه می دهد: این جانب "آب به چاله ریز" را که سن پدربزرگ مون داره به عنوان نایب رییس خانه معرفی می کنم. تایید می کنین؟ صدای هورا بلند می شود و آب به چاله ریز بر می خیزد و ابراز احساسات می کند...

قلمچی سپس دست "پاپتی" را به عنوان دبیر و سخنگوی خانه ی مطبوعات بلند می کند و خواستار تشویق از سوی حاضران می شود که همه ی مطبوعاتی ها پاپتی را تایید می کنند...

"دلتنگ زاده"، آقای پیشنهادی و کاکانبو هم به عنوان اعضای عادی خانه ی مطبوعات معرفی می شوند که آنان هم مورد تشویق قرار می گیرند...

از "چارتیه" به عنوان بازرس خانه ی مطبوعات نام برده می شود که او هم از تشویق اهالی مطبوعات استان بی نصیب نمی ماند...

قلمچی بعد از انتخاب افراد می گوید: کسی باقی مانده که پست نگرفته باشه؟ در این هنگام "پدی" و "شیثم بسکوتی" بر می خیزند و قلمچی آن ها را با حفظ سمت به عنوان علی البدل هیات مدیره و بازرس انتخاب می کند.

آب به چاله ریز برمی خیزد و می گوید: قربان! چند نفر از دوستانم به مطبوعات و گرفتن پست خیلی علاقه مندن و تا حال چند بار از جلوی دفتر مطبوعات رد شدن و روزنامه هم خریدن... می شه دو سه پست مشاوری براشون در نظر بگیری؟

کاکانبو می گوید: هنوز تکلیف بچه نفتون و استاد صاف صادق اهوازی مشخص نیست. بذار وضع اونا مشخص بشه بعد...

قلمچی می گوید: اگر اونا هم اومدن و نشون دادن که با ما هستن دو پست مشاوری براشون در نظر می گیریم.

آب به چاله ریز می گوید: استاد صاف صادق اهوازی و پست مشاوره؟! عمرن اگه قبول کنه. اون خودش رو خیلی بالاتر از این حرفا می دونه و حتا به ریاست خانه ی مطبوعات هم قانع نیست؟

قلمچی می گوید: پس چی از جون ما می خوان؟

آب به چاله ریز می گوید: نمی دونم از خودشون بپرسین...

قلمچی چیزی نمی گوید و ختم جلسه را اعلام می کند و همه با خیال راحت و راضی به خانه های شان می روند...


برچسب‌ها: قلمچی, بیرگونی, خانه مطبوعات, استان خوزستان
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم خرداد 1391ساعت 13:6  توسط بچه نفتون  | 

برترین های نخستین جشنواره سراسری شعر دوست

در اهواز معرفی شدند

روزنامه توسعه جنوب- حبیب اله بهرامی: نخستین جشنواره سراسری شعر دوست روز پنجشنبه  28 اردی بهشت ماه در تالار مهتاب اهواز برگزار شد.

در این جشنواره حسن حائری مدیرکل امور اجتماعی استانداری خوزستان، سرهنگ "سید حسین  سید حقیقی" فرمانده انتظامی شهرستان اهواز، تنی چند از مسوولان اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی خوزستان و جمعی از شاعران و علاقه مندان به شعر و شاعری از سراسر کشور حضور داشتند.

دیوان حافظ جامع تر از کلیات سعدی و ماندگار تر است

 نماینده مردم خوزستان در مجلس خبرگان رهبری در سخنانی با استناد به آیات و روایات وظیفه ی شاعران را در عصر حاصر خطیر خواند و با اشاره به این نکته که شعر در هر عصر و زبانی وجود داشته است تاکید کرد: ویژه گی هایی که در بخش شعر وجود دارد در دیگر بخش ها نیست.

آیت ا...شفیعی ابتدا به بررسی شعر به معنای خیال پرداخت که در نگاه انسان به تصویر و سپس به لفظ در می آید سپس به تفسیر ابیاتی از شعر حافظ پرداخت و به نقل از پیامبر اکرم برخی اشعار را حکمت ذکر کرد و در مورد شاعران عصر جاهلیت گفت: شاعران عصر جاهلیت هر سال به مکه می آمدند و شعرهای ناب خود را ارایه می دادند و به مناقصه می گذاشتند و بهترین ها را نیز به دیوار کعبه نصب می کردند که نام اشعار به معلقات سبعه معروف شد.

وی افزود: معلقات سبعه سال های زیادی بر دیوارهای کعبه آویخته بود به گونه ای که چهره درخشان آن ها بر اثر گرد و غبار تیره و تار شده بود و کسی قادر نبود که از آن اشعار فصیح‏تر و بلیغ‏تر بیاورد تا اینکه پیامبر اسلام ظهور کرد و آیاتی به نام قرآن از جانب خدای توانا آورد. بعضی از فصحاء معروف عرب مانند لبید، شاعر مشهور، همین که آیات شریفه قرآن را شنید، پس از کاوش کامل و پی بردن به عظمت قرآن، به دین مقدس اسلام مشرف شد و به خاطر احترام به قرآن مجید، برای همیشه شعر گفتن را ترک نمود.

وی سپس به بررسی اشعار حافظ و سعدی پرداخت و گفت: سعدی استاد اخلاق و حکمت است و به گفته ی مرحوم فروغی سعدی به زبان امروزصحبت می کرد؛ با این حال دیوان حافظ جامع تر از کلیات سعدی و ماندگار تر است. چون حافظ با ذوق عرفانی و حکمت متعالی استفاده ی هنری کرده است که هیچ گاه هم تمام شدنی نیست.

نماینده مردم خوزستان در مجلس خبرگان رهبری تصریح کرد: لازم است عالم شعر در عصر جدید متشکل شود. ما شاعرانی داریم که خوب شعر می گویند اما شعر خوب نمی گویند. شاعران با استعدادی هم هستند که سطح شعرشان پایین است که می باید با تشکیل کلاس های آموزش نقد و بررسی شعر پر و بال بگیرند تا دریابند که ادبیات ما چه قدر متعالی است.

خوزستان استان ادبیات خیز است

سخنران دیگر این جشنواره مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی خوزستان بود که در سخنانی ضمن قدردانی از تلاش های دست اندرکاران جشنواره از جمله هیات داوران تاکید کرد: خوش بختانه خوزستان نه تنها استان زرخیز و نفتخیز است که استان ادبیات خیز است. شاید به عمر تمدن ایران به ویژه تمدن تشیع، خوزستان نقش برجسته ای در ادبیات دینی و آیینی و تاریخ ایران و تمدن ایرانی دارد که می توان به شاعران بزرگی هم چون دعبل خزایی،  ابونواس اهوازی و علی ابن مهزیار اهوازی و قیصر امین پور اشاره کرد.

حجت الاسلام والمسلمین لطف اله سپهر به حضور شاعران جوان خوزستانی در محضر رهبر معظم انقلاب در آیین های شعر خوانی- که بخشی از توانمندی های ادبیات خوزستان را ارایه می کنند- اشاره کرد و از برگزاری 25 کنگره بین المللی، ملی، منطقه ای، استانی و محلی و فولکلوریک در استان و رسیدن 18 هزار قطعه شعر به این کنگره ها خبر داد.

وی با اشاره به جشنواره شعر دوست گفت: در میان جشنواره های استان جای خالی جشنواره ی دوست مشهود بود که ان شاا... پیشنهاد دهنده ی این جشنواره مورد تقدیر و تشویق ویژه قرار خواهد گرفت.

وی خواستار تغییر زمان برگزاری جشنواره در ماه های رمضان، شعبان یا رجب و نیز بین المللی شدن آن در سال های آینده و نیز ثبت در تقویم فرهنگی هنری استان شد. وی همچنین خواستار برخورد با رییسان اداره های فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان هایی شد که در این جشنواره حضور نیافته اند.

حاج آقا سپهر در ادامه ی سخنان اش خواستار همکاری دانشگاه ها و حوزه های علمیه برای ارتقای فضای معنوی و مبانی اعتقادی جشنواره و نیز افزایش زمان برگزاری آن شد و اظهار امیدواری کرد: محتوای شعر جشنواره دوست قوی تر و آثار برتر امسال در کتابی چاپ شوند و جشنواره برای همیشه ماندگار شود و سطح جوایز نیز بالاتر رود.

مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی خوزستان همچنین یاد و خاطره ی سردبیر و مدیرمسوول هفته نامه بهار سبز " حاج حسین زراعتکار و همسرش زهره افتخاری را- که در سانحه ی رانندگی جان به جان آفرین تسلیم کردند- گرامی داشت.

در ادامه آیین اختتامیه، رییس اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی اهواز در سخنانی گزارشی از نحوه ی برگزاری جشنواره ارایه کرد.

مسعود وصلتی گفت: جرقه ی برگزاری جشنواره شعر دوست از زمستان سال گذشته زده شد و همه بر آن شدند که جایگاه شعر خوانی برای حضرت دوست و باری تعالی باید گرامی داشته شود و حرکتی در این راه صورت گیرد که به همت انجمن شعر اهواز فراخوان زده شد و 1400 شعر از 200 شاعر به دبیرخانه جشنواره رسید که 12 نفر به عنوان برتر و شایسته تقدیر توسط هیات داوران انتخاب شدند.

گزارش خبرنگار ما حاکی است: در برنامه های صبح و بعدازظهر این جشنواره عده ای از شاعران به شعر خوانی پرداختند و اجرای موسیقی توسط نبی صاکی از دیگر بحش های متنوع جشنواره بود.

در آیین اختتامیه ی جشنواره وقتی که "سلمان یدالهی" شاعر و مجری مجرب و مسلط پشت تریبون قرار گرفت و شعری خواند و "محمد جواد شاهمرادی" از تهران را برای قرایت شعر فرا خواند؛ او آمد و ندا داد:" شمع روشن نکن که نورانی است مجلس شعر خوانی ام امشب/ از زمین و زمانه پنهان نیست هیجان نهانی ام امشب" ولی سرکار خانم "حسنا محمد زاده" از کاشان آمد و گفت:" شاعر نور حی علا عشق با قلم های عاشق نوازت/ آسمان و زمین را بگنجان گوشه ی دفتر نیمه بازت" اما "محسن اکبر زاده" از استان فارس از "شب گفت و هزار گردش ماه و ضمانت زهر و رضایت او"

قاسم آهنین جان شاعر و منتقد خوزستانی هم وقتی پشت تریبون رفت در سخنانی گفت: وقتی جشنواره ای برای خداوند است معنوی ترین است. شعر گفتن برای خداوند بزرگ ترین چالشی است که یک شاعر در آن وارد می شود.

وی سپس چنین خواند:" چون خطاب آمد چه جای گفت و گو/ سر من شد آدمی من سر او" اما سرکار خانم"معصومه سادات شاکری" از نیشابور از حرف هایی کوچک و بزرگ و سخت ناشنیدنی گفت که از سر نیاز با خدایش می زند/ و "رضا نیکوکار"از رشت آمد و از نسیم های پشت شیشه سرود و از یاکریم ها و تاکید کرد:"چیز جدیدی نیست غم شاعرانم/ نام تو بوده روی لبم از قدیم ها"

استاد هرمز علی پور هم در این جشنواره شعر سپیدی جهان را از مجموعه شعر سپیدی جهان خواند:" سپیدی جهان کجاست و / سپیدی آب ها را که دیده است/ از تو می پرسم دوست/ وقتی شاعران به یک نگاه می گریند/ پس کی می رسد سپیدی جهان/ تا گل به چهره انسان درنگ کند/ تا این همه کودکان/ به گورها نگاه نیفکنند/ و این بهار که پشت در رسیده است/ مرا نخواهد دید/ که چون به دیده ام نگاه کنی ای دوست/ انبوه خلقت آدمی پیداست"

این گزارش حاکی است: حسن ختام جشنواره، قرایت بیانیه داوران بود که توسط حبیب پیام خوانده شد و سپس اسامی برترین های شعر دوست به شرح ذیل خوانده شدند و هدایای خود را از دستان حاج آقا سپهر، سرهنگ حقیقی، استادان محمد شیدا، هرمز علی پور، سلیمان هرمزی و حائری، عزیزی، چنانی و شکرریز دریافت کردند.

معرفی برترین های نخستین جشنواره سراسری شعر دوست

در بخش کلاسیک رضا نیکوکار از رشت ، مقام اول را به دست آورد، مصطفی توفیقی از مشهد در سکوی دوم جای گرفت و حسنی محمدزاده از کاشان ومحمد جواد شاهمرادی از تهران به طور مشترک مقام سوم را از آن خود کردند.

همچنین از سرکار خانم زهرا شعبانی از هندیجان و مهدی علی بلندی از همدان تقدیر شد.

در بخش آزاد محسن اکبر زاده از شیراز مقام نخست را کسب کرد. معصومه سادات شاکری از نیشابور در جایگاه دوم ایستاد و افسانه سلطانی از آبادان و فاطمه معصومی از یاسوج به طور مشترک جایزه های رتبه سوم را دریافت کردند . سرکار خانم عفت خادمی و مریم عمار لو از نیشابور نیز مورد تقدیر قرار گرفتند.

شایان گفتن است: هرمز علی پور، محمد بقالان، افسانه نجومی، مهدی مرادی و حبیب پیام به عنوان هیات داوران جشنواره انجام وظیفه کردند. همچنین از تلاش های بهمن ساکی، علیرضا شکرریز، فردین کوراوند، کامران عالیان، داود رضا کاظمی و عبدالرسول سعادت قدردانی شد.

* درحاشیه:

- به گفته ی رییس اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی اهواز قرار بود "آثار در هر دو بخش مجزا (سنتی-آزاد) ارزیابی و در دو گروه سنی زیر 18 سال و بالای 18 سال مورد داوری قرار گیرند" اما آثار کلیه ی شاعران تنها در دو بخش سنتی و آزاد مورد داوری قرار گرفتند و از انتخاب گروه زیر 18 سال خبری نبود. این در حالی بود که شاعران این گروه هم فرم مخصوص پر کردند و هم رونوشت شناسنامه های شان را به دبیرخانه ی جشنواره فرستادند.

لازم است مسوولان مربوط در این خصوص پاسخ گو باشند. چرا که حق گروه نوجوان نادیده گرفته شده است!

- در این جشنواره تنها دو شاعر بانوی خوزستانی به مرحله نهایی رسیدند که اولی مقام سوم را به دست آورد و دیگری شایسته ی تقدیر شناخته شد و 10 نفر دیگر از رشت و مشهد و کاشان و تهران و نیشابور و یاسوج و شیراز و همدان بودند.


برچسب‌ها: برترین ها, نخستین, جشنواره سراسری, شعر دوست
+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم اردیبهشت 1391ساعت 2:11  توسط بچه نفتون  | 

انتقاد مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی خوزستان

از کم کاری در بخش ادبیات داستانی دینی و آیینی

شاهین بیرگانی در حال دریافت لوح تقدیر از دست مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی خوزستان

مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی خوزستان از کم کاری در زمینه ی ادبیات دینی و آیینی در دهه اخیر در بخش داستان و رمان در استان انتقاد کرد و خواستار تلاش بیش تر نویسندگان و هنرمندان در این زمینه شد.

به گزارش خبرنگار ما، حجت الاسلام والمسلمین سپهر- که در آیین اختتامیه پنجمین جشنواره ادبیات دینی و آیینی استان خوزستان در تالار مهتاب اهواز سخن می گفت- با اشاره به 8 سال دفاع مقدس افزود: آیین ها و فرهنگ های مختلفی در مناطق مختلف استان و بین اقوام وجود دارد. دوران دفاع مقدس نیز که فرهنگ خاص خود را دارد و در زندگی مردم کشورمان به ویژه استان خوزستان تاثیر بسیاری داشته است. در حقیقت استان خوزستان به اندازه ی کل کشور تمدن، فرهنگ و خرده فرهنگ دارد. 

وی با تاکید بر این نکته که وضعیت ادبیات در کشور و استان خیلی قوی نیست از معاونت فرهنگی حوزه ی مسوولیت خود و اداره  فرهنگ و ارشاد اهواز خواست فصل جدیدی از اعتبارهای فرهنگی را برای ارتقا و توسعه ادبیات دینی و آیینی در نظر بگیرند و نسبت به برگزاری جشنواره های منطقه ای اقدام شود.

وی همچنین از برگزار کنندگان جشنواره و هیات داوران قدردانی کرد.

استاد بهزاد فراهانی:

خوزستان از نظر ادبیات داستانی استان پربرکتی است

یک استاد سینما و تاتر تصریح کرد: خوزستان از نظر ادبیات داستانی، استان پربرکتی است که حد و حدودی هم ندارد.

بهزاد فراهانی در آیین اختتامیه پنجمین جشنواره ادبیات دینی و آیینی استان خوزستان افزود: نسل جوان در خوزستان کم نیستند، منتها لازم است که مدیران ارتباط خود را با سازمان آموزش و پرورش به منظور راهنمایی و آموزش جوانان و نوجوانان علاقه مندان به ادبیات داستانی را بیش تر کنند.

وی با اشاره به استقبال نه چندان گرم داستان نویسان و علاقه مندان به ادبیات در آیین اختتامیه خواستار استفاده از روش های مختلف برای اطلاع رسانی به علاقه مندان شد و خاطر نشان کرد: ارتباط با مردم در آیین پایانی جشنواره ضعیف بوده در غیر این صورت همه ی ما عاشق ادبیات داستانی و نمایشی هستیم.

وی در ادامه از زنده یاد احمد محمود داستان نویس خوزستانی- که کلام اش روشنا بخش زیبایی و بداعت، مضامین و تکنیک هایش تنه به شولوخوف و چخوف می زد تجلیل و یاد کرد و در ادامه داستانی را برای حاضران قرایت کرد. 

معاون فرهنگی اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی خوزستان:

ادبیات داستانی در خوزستان مظلوم است

همچنین در این جشنواره معاون فرهنگی اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی خوزستان در سخنانی ضمن تبریک سالروز حضرت فاطمه زهرا و روز مادر از برگزار کنندگان بابت برگزاری جشنواره تشکر کرد و از بابت صندلی های خالی و استقبال کم علاقه مندان به ادبیات داستانی و کم کاری در بخش ادبیات انتقاد کرد و گفت: شرکت 100 داستان نویس و دریافت 200 اثر در این جشنواره جای تقدیر دارد اما چرا داستان نویسان در آیین اختتامیه آن شرکت نکردند؟!

حمیدی نژاد در ادامه با تجلیل از زنده یاد ایوبی گفت: قلم مرحوم ایوبی خدمات زیادی به داستان کشور کرد و آبرویی برای استان بود.

وی در زمینه ی ادبیات داستانی در استان گفت: از آن جا که ادبیات داستانی در خوزستان مظلوم است، ما برای سال جاری برنامه ریزی خوبی برای اعتلای ادبیات داستانی به ویژه در بخش دینی و آیینی انجام داده ایم. از جمله شورای سیاستگذاری را تشکیل دادیم که در چند روز آینده شروع به کار خواهد کرد.

وی افزود: سال گذشته سال احیای شعر بود به گونه ای که با برگزاری 70 جشنواره شعر بین المللی، ملی، منطقه ای، استانی و شهرستانی بیش از 19 هزار اثر که حاصل شاعران تلاشگر و زحمت کش ملی ماست دریافت کردیم که این آمار برای وزارت خانه قابل باور نبود و ما اعلام آمادگی کردیم تا این تعداد آثار را با نام شاعران برای وزارت خانه ارسال کنیم.

معاون فرهنگی اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی خوزستان در پایان با بیان این نکته که باید احولی در ادبیات داستانی در سال جاری ایجاد کنیم بر ضرورت برگزاری کلاس های آموزش و برگزاری جشنواره های ادبی در شهرهای مختلف با کمک و همراهی نویسندگان و شاعران تاکید کرد و خواستار استفاده ی نویسندگان از ارزش های اسلامی و انسانی در کارهای داستانی خود شد.

همچنین در این جشنواره وصلتی رییس اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی اهواز گزارشی از روند برگزاری جشنواره و آثار رسیده و ارزیابی و گزینش 40 اثر از 200 اثر رسیده به جشنواره توسط هیات داوران در مرحله نخست متشکل از فریدون یونسی، حمیدرضا اکبری(شروه)، بهاره اله بخش، پگاه شنبه زاده، مریم دلباری، مسعود عالی محمودی، ثنا نصاری خبر داد و گفت: همچنین علی خدایی، غلامرضا رضایی، حسین سناپور، بهناز علیپور گسکری و آرش آذرپناه داوری مرحله پایانی جشنواره را به عهده داشتند.

گزارش خبرنگار ما حاکی است: برنامه صبح جشنواره با داستان خوانی نویسندگان شرکت کننده در بخش رقابتی جشنواره آغاز شد. سپس علی خدایی، غلامرضا رضایی، دکتر بهناز علیپور گسکری و آرش آذرپناه پیرامون داستان های خوانده شده به نقد و بررسی پرداختند. اجرای موسیقی توسط گروه موسیقی «ویستا» و شاهنامه خوانی توسط سرکار خانم نسترن محمودی از دیگر برنامه های جشنواره بود.

گفتنی است در بخش پایانی جشنواره، آرش آذرپناه به نمایندگی از هیات داوران، بیانیه داوران را قرائت کرد. در ادامه برگزیدگان جشنواره معرفی شدند.

در بخش« داستان کوتاه با موضوعات آیینی» جشنواره چهار داستان نويس برتر (بدون رتبه بندی)بدین شرح معرفي شدند: غلامرضا شیری  (به خاطر داستان ) عوض/ خالد شهباز (به خاطر داستان ) شوخی/ جابر غفاری پور (به خاطر داستان )  برای دلداری تو نیست که می نویسیم/ لیلا روغنگیر (به خاطر داستان ) سهیل هیچی

در بخش «داستان کوتاه با موضوع آزاد»  جشنواره نيز از چهار داستان نويس برتر  (بدون رتبه بندی)بدین شرح تجليل شد: حامد قارونی (به خاطر داستان ) این روزها که می گذرد/ عیسی عسگری (به خاطر داستان ) بهزاد و کمی بیشتر/ سعید شعبانی (به خاطر داستان ) گرداب/ زینب عصاره زادگان (به خاطر داستان ) بابایی

هیات داوران پنجمین جشنواره ادبیات داستانی آیینی خوزستان در بخش آیینی جشنواره، سه داستان را  (بدون رتبه بندی) شایسته تقدیر دانستند :لیلا رستگار (به خاطر داستان )  برادرم ماهی خارو/ صادق چولکی (به خاطر داستان ) غریبه ها/ سید میثم رمضانی (به خاطر داستان ) من یوسفم، تو یوسفِ بی چاه دیدی ای؟

از راست شاهین بیرگانی- استاد محمد شریفی- استاد غلامرضا رضایی و حمید رضا اکبری در پنجمین جشنواره ادبیات داستانی دینی و آیینی خوزستان

هیات داوران پنجمین جشنواره ادبیات داستانی آیینی خوزستان در بخش آزاد جشنواره، پنج داستان را (بدون رتبه بندی) شایسته تقدیر دانستند: محسن اکبرزاده (به خاطر داستان ) درتنِ مـه/ محمدباقر اصلیان (به خاطر داستان ) یک شبِ مناسب برای کشتن/ زینب غلامی  (به خاطر داستان ) همه ی لبخندهایی که برای تو بود/ پروین پورجوادی (به خاطر داستان ) مهتابی سقف/ میثم خالدیان (به خاطر داستان (...)

پنجمین جشنواره ادبیات داستانی آیینی خوزستان، در بخش نوجوان ، شاهین بیرگانی، ارغوان قاسم نژاد، نگار اکبری، دانیال موحدی را (بدون اولویت) شایسته تقدیر دانست.

از راست - استاد محمد شریفی- استاد بهزاد فراهانی- حمید رضا اکبری و شاهین بیرگانی در پنجمین جشنواره ادبیات داستانی دینی و آیینی خوزستان

فردین کوراوند دبير اجرايي جشنواره و مسوول انجمن قلم شهرزاد در خصوص اهداف برگزاری این جشنواره به خبرنگار ما گفت: مهم ترین اهداف این جشنواره، کشف و شناسایی ظرفیت های داستانی در حوزه داستان نویسی استان خوزستان و معرفی و ترغیب داستان نویسانی بوده است که رشد بهتری در این حوزه داشته اند.

وی در خصوص انتشار آثار برگزیده در این جشنواره در مجلدی مجزا گفت : قرار است مجموعه های از آثار داستانی آیینی در چند سال گذشته و دوره های پیشین این جشنواره در یک مجلد مدون و منتشر شود

کوراوند در خاتمه از کشوری شدن این جشنواره در دوره آینده خبر داد و تصریح کرد: با توجه به استقبالی که از این جشنواره در خارج از مرزهای استان وجود دارد دوره بعدی این جشنواره فراخوان کشوری خواهد داشت.

نسرین ایوبی فر، همسر زنده یاد استادمحمد ایوبی نویسنده فقید جنوبی، از دیگر میهمانان مراسم اختتامیه بودند.
برچسب‌ها: پنجمین جشنواره, ادبیات داستانی, دینی و آیینی, خوزستان
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1391ساعت 0:47  توسط بچه نفتون  | 

خوزستان و هنرمندان این سرزمین مظلوم اند

دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام در روز جهانی تاتر تصریح کرد: خوزستان و هنرمندان این سرزمین مظلوم اند.

دکتر محسن رضایی- که در جمع عده ای از هنرمندان تاتر و سینما و در دیدار با خانواده ی زنده یاد منصور واحدی هنرمند متعهد و سخت کوش 8 سال دفاع مقدس و سال های پس از جنگ سخن می گفت- ضمن تبریک سال نو گفت: برای من مایه ی افتخار است که در جمع شما هنرمندان خوزستانی حاضر شده ام. امیدوارم روزی برسد که مردم و هنرمندان از این مظلومیت بیرون بیایند و از امکانان کافی برای بروز استعداد ها و خدماتی که می توانند به کشور بکنند، برخوردار شوند.

وی ضمن عرض تسلیت به خانواده ی مرحوم واحدی و با اشاره به دوران دفاع مقدس گفت: در طول جنگ تحمیلی و دفاع مقدس بارهای زیادی شرمنده شدم. به ویژه وقتی فداکاری های فرماندهان عزیزی هم چون مهدی باکری و حسن باقری را دیدم. امشب نیز یک بار دیگر شرمنده ی هنرمند عزیزی شدم که مخلصانه خود و خانواده اش را فدای دفاع از اسلام مظلوم و ایران مظلوم کرده است. از خداوند متعال می خواهیم که ایشان را با همان شهدایی که پیشانی بندهای ساخت او را بر پیشانی می بستند، محشور کند و در محضر رسول گرامی اکرم(ص) و ائمه اطهار(ع) حضور پیدا کنند.

وی افزود: آقای واحدی پیشانی بندهایی می ساخت که جوان های ما روی پیشانی های خود ببندند و به سمت جبهه ها بروند. اما قبل از آقای واحدی مادرانی بودند که این پیشانی ها را می بوسیدند و عزیزان شان را روانه ی جبهه ها می کردند. در حقیقت صداقت آن مادران با صداقت زنده یاد واحدی در این پیشانی بندها دست به دست هم می داد.

دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام خاطر نشان کرد: اگر آقای واحدی انسان مخلصی بود بدون ارتباط با آن بوسه هایی که مادران بر پیشانی بچه های شان می زدند نبود و این ترکیب، هنرمندانه ترین ترکیبی بوده که خداوند متعال در خلقت درست کرده است.

دکتر رضایی تصریح کرد: تاتر واقعی، بوسه ی مادر بر پیشانی جوان بسیجی و رزمنده اش است و آقای واحدی در صدها کیلومتر دورتر از مادران شهیدان پیشانی بندها را از روی اخلاص و صداقت تهیه می کرد که جای همان بوسه را با نشان یا زهرا(س) یا ابوالفضل(ع) و یا مهدی(عج) پر می کند.

وی ضمن ابراز خوش حالی از حضور در جمع هنرمندان و منزل مرحوم واحدی گفت: نه ما برنامه ریزی کردیم و نه شما. معلوم است که دستی من و شما را یه این جا آورده است. همان کسانی که شهیدان را به جیهه ها فرستادند. همان کسانی که در دل زنده یاد واحدی می انداختند که شما پیشانی بند درست کن و همان دستی که این کشور را نجات داد؛ امشب من و شما را توی این خانه و کنار هم نشانده است که بر این راه استوار باشیم و این مسیری را که انتخاب کرده ایم ادامه دهیم . اگر چه این مسیر عادی نیست و فرا عادی است.

پیش از سخنان دکتر رضایی، مدیرکل سابق فرهنگ و ارشاد اسلامی خوزستان ضمن قرایت قطعه شعری از داراب افسر بختیاری و با اشاره به تلاش های خالصانه ی زنده یاد منصور واحدی هنرمند ایثارگر دوران دفاع مقدس گفت: روح مرحوم منصور واحدی امشب خرسند است. هنرمندی که با کم ترین امکانات گروه نمایش را به جبهه ها می برد و برای رزمندگان اسلام تاتر اجرا می کرد و فیلم نشان می داد. هنرمندی که حضور در جبهه ها و کار برای رزمندگان و دفاع از ارزش های انقلاب و اسلام برایش مهم تر از هر چیزی بود.  

حجت الاسلام والمسلمین بسی خاسته همچنین یاد دیگر هنرمندان خوزستانی از جمله مرتضی آرا، بهمن عیوق، جوکار و نعمت اله لاریان را گرامی داشت.

این گزارش حاکی است: در این نشست، عده ای از هنرمندان با بیان خاطره هایی از تلاش های ایثارگرانه ی زنده یاد واحدی در مناطق عملیاتی و نیز پشت جبهه و نیز با قرایت شعر یاد و خاطره ی این هنرمند فقید را گرامی داشتند.

همسر زنده یاد واحدی نیز در سخنانی از حضور دلگرم کننده ی دکتر رضایی و هنرمندان تاتر و سینما تشکر و قدردانی کرد.

در پایان این نشست دو لوح یادبود از سوی دکتر محسن رضایی و نیز جمعی از هنرمندان خوزستانی به همسر مرحوم واحدی اهدا شد.

شایان گفتن است: زنده یاد منصور واحدی محقق و خالق اثر معنوی پیشانی بند رزمندگان در شهریور ماه سال گذشته به دیار باقی شتافت و در قطعه هنرمندان اهواز به خاک سپرده شد.

روحش شاد.


برچسب‌ها: محسن رضایی, منصور واحدی, روز جهانی تاتر, هنرمندان خوزستانی
+ نوشته شده در  جمعه یازدهم فروردین 1391ساعت 15:31  توسط بچه نفتون  | 

"شهنی" ها در مسجدسلیمان خوش درخشیدند

چهارم فروردین ماه امسال هم مانند سال 90 شاهد برگزاری همایش نوروزی ایل بختیاری به میزبانی طایفه ی هنرمند، ادیب و سیاستمدار "شهنی" بودیم.

این چهارمین همایشی بود که در نخستین روزهای فصل بهار به همت طایفه ی شهنی و تلاش ابراهیم شهنی شاعر معاصر مسجدسلیمانی و همکاران تلاشگرش در منطقه تل بزان شهرستان مسجدسلیمان برگزار می شد.

در ابتداي این همایش، بعد از تلاوت آیاتی چند از كلام ا... مجيد و نوای طنین انداز سرود جمهوري اسلامي ايران، جهانشاه ارزانی بيرگاني دبیر جشنواره، ضمن خیر مقدم به حاضران و تبریک سال نو از خداوند متعال سالی پر برکت را برای همه همتباران بختیاری خواستار شد. سپس صداي دكتر محسن رضايي دبير مجمع تشخيص مصلحت نظام به صورت مستقيم از بلندگوها پخش شد. صداي گرمي كه به ايل بختياري و طايفه ي شهني پيام مسرت بخش و دلگرم كننده داد و از آنان تجليل كرد كه با تشويق خيل مشتاقان حاضراز سردار بزرگ 8 سال دفاع مقدس همراه بود.

اجرای موسیقی اصیل بختیاری و نیز پاپ گرفته تا شاهنامه خوانی و شعر خوانی و دستمال بازی و مسابقه اسب دوانی را از نزدیک دیدیم و لذت بردیم. البته نه تنها جمع بچه های روزنامه نگار ساکن در اهواز که تمامی علاقه مندانی که از شهرها و استان های مختلف کشورمان به خوزستان آمده بودند و از برگزاری این همایش با خبر شده بودند، به تل بزان آمدند و از برنامه های متنوع این همایش دیدن کردند.

همسفران ما به شهرستان مسجدسلیمان عبارت بودند از:مهدی مکارمی، علیرضا عبداله ن‍ژاد، عبدالرحمن نیک سرشت و فرهاد احمدی و ...

در این همایش، چهره های نام آشنایی حضور داشتند که می توان به جهانشاه ارزانی بیرگانی رییس سابق شورای اسلامی شهرستان ، دکتر داودی رییس دانشگاه آزاد مسجدسلیمان، ارسلان شهنی مدیر عامل سازمان زیباسازی شهرداری اهواز، علی مراد حافظی، استاد علی حافظی نوازندن نی و گروه موسیقی اش که به زیبایی به اجرای چند سرود از کارهای زنده یاد مسعود علاالدین پرداختند و دیگر عزیزانی که نام شان را به خاطر ندارم، اشاره کرد.

امسال باران زیادی نبارید و در نتیجه کوه های تل بزان سبز نشده بود و منطقه ی باز و وسیعی- که برای همایش در نظر گرفته شده بود- اثری از سبزه بر سینه اش نبود.

اگر چه محل برگزاری همایش خاکی بود و هر از چندگاهی خاک بر سر و روی مشتاقان همایش می نشست، اما برنامه های متنوع همایش به ویژه مسابقه اسب سواری- که با یورتمه و چهار نعل اسب ها گرد و خاک ها را به هوا می پراکند- حواس کسی را پرت نمی کرد جز نگارنده که نسبت به گرد و خاک حساس هست و این عطسه است که حواس اش پرت می کرد!

یکی از خوانندگان موسیقی بختیاری و نیز آواز دشتی که صدای بسیار زیبایی دارد و جا داشت از او نیز در این همایش استفاده می شد؛ "منصور حسن پور" بود. گفته می شود: او در این همایش حضور داشت اما تعدد و فشردگی برنامه ها اجازه ی اجرای برنامه به او نداد. این در حالی بود که یکی از خوانندگان دو بار به روی سن رفت و برنامه اجرا کرد از جمله اجرای موسیقی پاپ که سنخیتی با موسیقی بختیاری نداشت و ندارد.

یکی از اهداف چنین همایش هایی حفظ، اعتلا و ترویج فرهنگ بختیاری و هنر هنرمندان این قوم اصیل پارسی است نه ترویج موسیقی پاپ و غیره! لازم بود مسوولان برگزار کننده بیش تر به این امر مهم توجه می کردند.

قرار بود در این همایش پروفسور شهنی کرمزاده حضورداشته باشد؛ اما به علت شرکت در آیین سوگواری یکی از نزدیکان همسرش، توفیق دیدار وی برای علاقه مندانش میسر نشد.

حرکات موزون دستمال بازی مردان و زنان بختیاری در جای جای همایش که با نوای سرنا و طبل(توشمال) همراه بود، جلوه و زیبایی خاصی به جشن بزرگ بختیاری ها بخشیده بود.

یکی از خصوصیات ارزشمند این همایش، مردمی بودن آن بود که همه با هم همکاری می کردند؛ اما یکی از شاهنامه خوان ها برای شرکت در این همایش تقاضای 500 هزار تومان وجه نقد کرده بود که برگزار کنندگان نتوانستند تقاضای او را برآورده کنند و در نتیجه از چند کودک نوجوان با نام های علی پور و مولایی استفاده کردند که آن ها هم به زیبایی ابیاتی از شاهنامه بختیاری کار استاد جواد خسروی را قرایت کردند.

خوش آمد گویی با گویش بختیاری و با زبان انگلیسی توسط خانم قنبری، اجرای موسیقی توسط خوانندگانی چون امید محمودی، شیروان نصراله زاده و محمد یاوری که شنونده را یاد محسن چاووشی می انداخت و شعر خواني آقای بابادی كه با چاشني طنز همراه بود و به فضای همايش شور و نشاط بخشيد از دیگر برنامه های این همایش بودند.

مجری همایش تسلط خوبی در برگزاری همایش داشت و جا دارد از او و دیگر تلاشگران این همایش قداردانی شود.

پذیرایی از شرکت کنندگان با آب معدنی و بستنی و کباب همراه بود. به ویژه آنانی که در گوشه ای از محوطه همایش دست به جیب بودند و سر کیسه را هم شل می کردند!

اگر چه بهار امسال رونق سال های پیش را نداشت و زمین به سبزه آغشته نبود و سطل های آشغالی هم برای درآغوش گرفتن آشغال و زباله وجود نداشت؛ اما کاغذ های رنگارنگ بستنی و بطری های آب معدنی صحرای تلبزان را مفروش کرده بود!

علی رغم این که چندین بار اعلام شد که افرادی که تفنگ با خود همراه دارند اقدام به تیراندازی هوایی نکنند، اما هر از چندی صدای تک تیرهایی که به هوا پرتاب می شد، به گوش می رسید!

در پایان جا دارد از همکاری صمیمانه ی برادران نیروی انتظامی به ویژه فرمانده آن که در همایش حضور داشت و نیز رییس اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان مسجدسلیمان- که با برگزار کنندگان همایش کمال همکاری را به عمل آوردند- قدردانی و تشکر شود.

شايان گفتن است: عكس اولي از آن آرمين شهني است و عكس هاي بعدي از فرهود شهني منصوري كه سلامتي و توفيق شان را از خداوند منان خواستارم.
برچسب‌ها: همايش شهني, تلبزان
+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم فروردین 1391ساعت 13:16  توسط بچه نفتون  | 

با آرزوی ۱۲ ماه شادی ۵۲ هفته خنده ۳۶۵ روز سلامتی

 ۸۷۶۰ ساعت عشق ۵۲۵۶۰۰ دقیقه برکت

۳۱۵۳۰۰ ثانیه دوستی سال نو مبارک

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم فروردین 1391ساعت 1:59  توسط بچه نفتون  | 

مسوول روابط عمومي اداره كل تعاون، كار و رفاه اجتماعي خوزستان

 رتبه دوم بخش خبر را كسب كرد

حبيب اله بهرامي روزنامه نگار خوزستانی و مسوول روابط عمومي اداره كل تعاون، كار و رفاه اجتماعي خوزستان در هجدهمين جشنواره‌ي مطبوعات و خبرگزاري‌ها رتبه ي دوم بخش خبر را در مطبوعات استانی به خود اختصاص داد.

به گزارش خبرنگار ما، در آيين اختتاميه هجدهمين جشنواره‌ي مطبوعات و خبرگزاري‌ها- که در تالار وحدت تهران برگزار شد- "حبیب اله بهرامی" از هفته نامه "ندای جنوب" با خبر "آب شرب در اهواز آتش گرفت"  در بخش خبر مطبوعات استانی رتبه دوم این جشنواره را به دست آورد.

این گزارش حاکی است: تعداد 14 هزار و 20 اثر فرستاده شده به جشنواره مطبوعات و خبرگزاري‌ها در شش بخش خبرگزاري‌هاي رسمي، مطبوعات، نشريات، پايگاه‌هاي اطلاع‌رساني اينترنتي، بخش ويژه و بخش دانشجويي رقابت ‌كردند.

در این جشنواره، مطبوعات سراسري با هزار و 725، استاني شش هزار و 876 اثر، خبرگزاري‌ها 537 اثر، پايگاه‌هاي اينترنتي 139 اثر و بخش دانشجويي با چهار هزار و 400 اثر شرکت کردند.

به نفرهاي نخست برگزيده اين جشنواره مبلغ 50 ميليون ریال، بورسيه تحصيلي، لوح تقدیر و تندیس جشنواره و به نفرات دوم و سوم به ترتیب 15 و 10 میلیون ریال و لوح تقدیر اهدا کردند.


برچسب‌ها: رتبه دوم, بخش خبر
+ نوشته شده در  جمعه پنجم اسفند 1390ساعت 2:41  توسط بچه نفتون  | 

حبيب اله بهرامي برگزيده ي بخش ويژه اين جشنواره شد

برگزيدگان هشتمين جشنواره ملي داستان كوتاه مهر دورود معرفي و در آييني از آنان تجليل شد.

در آييني در سينما كيهان شهرستان دورود برگزيدگان هشتمين جشنواره ملي داستان كوتاه مهر اين شهرستان معرفي و از آنان با اهداي تنديس، لوح سپاس و جايزه نقدي تجليل شد.

به گزارش خبرنگار ما در اين جشنواره كه جمعي مسوولان محلي و داستان نويسان و هنرمندان كشور حضور داشتند، رييس اداره فرهنگ و ارشاد اسلامي شهرستان دورود در سخناني از هنرمندان و اديبان كشور به عنوان بازوان هنر و فرهنگ ايران زمين ياد كرد و با استناد به آيات قرآن كريم و ذكر اين نكته كه داستان گوي ما شارع مقدس است به نقش فيلم ها و سريال هاي ساخته شده و تاريخي از جمله "يوسف پيامبر" و "مختارنامه" اشاره كرد و گفت: بسياري از پ‍ژوهشگران و تحليلگران كشورمان بر اين عقيده اند كه خيزش هاي اسلامي مردم در سراسر جهان از جمله حوزه ي خليج فارس الهام گرفته از فيلم ها و سريال هاي تاريخي از جمله "يوسف پيامبر" و "مختار نامه" است.

حجت الاسلام والمسلمین علی ارکبان شهرستان دورود را از قطب های داستان نویسی در سطح کشور قلمداد کرد و ضمن ارزیابی مسائل کیفی و کمی هشتمین جشنواره ملی داستان کوتاه مهر دورود افزود : این جشنواره به لحاظ استقبال داستان نویسان خوب و برتر کشور جایگاه خود را در ایران پیدا كرده است و همه ساله شاهد ارتقاي مسائل کمی و کیفی آن هستیم و امید واریم جشنواره نهم به مراتب پر بار تر از جشنواره کنونی باشد .

وی یا دآور شد : ترویج آموزه های اسلامی مهمترین فاکتور عملکرد هنرمندان باید باشد که در اکثر آثار ارسالی خوش بختانه به این امر مهم توجه شده بود. مسائل و آموزه هایی که از کتاب آسمانی مسلمانان نشات گرفته و در زندگانی پیامبر اکرم (ص) و ائمه معصومین ( علیه السلام ) تبلور یافته است.

وي تاثير القاي مطالب را در قالب داستان موثر و ماندگار توصيف كرد و از دست اندركاران اين جشنواره از جمله هيات داوران نهايي(حسين سناپور، محمد حسين شهسواري و امير حسين خورشيدفر) و داور مرحله ي مقدماتي(كورش رشنو) قدرداني كرد.

گفتني است در كارگاه داستان نويسي هشتمين جشنواره ملي داستان كوتاه مهر درود داستان هاي كه صبح و بعدازظهر در مجتمع طلاييه و سينما كيهان برگزار شد، داستان هاي برگزيده پس ازقرايت توسط نويسندگان آن ها، از سوي هيات داوران مورد نقد و بررسي قرار گرفتند.

همچنين توحيديان يكي از برگزار كنندگان اين جشنواره در گفت و گو با خبرنگار ما از دريافت 397 داستان كوتاه به دبيرخانه جشنواره خبر داد و گفت: در بخش آزاد اين جشنواره 327 اثر و در بخش ويژه كه به موضوع جهاد اقتصادي و امر به معروف و نهي از منكر اختصاص داشت 70 داستان مورد بررسي و ارزيابي قرار گرفت كه در نهايت 100 داستان براي مرحله دوم داوري انتخاب شد كه سرانجام در بخش آزاد سه اثر برتر و سه اثر تقديري و در بخش ويژه نيز دو اثر برگزيده شدند.

در ادامه ي آيين اختتاميه جشنواره بيانيه هيات داوران قرايت شد.

محمد حسين شهسواري در اين بيانيه توجه به مسايل بومي و آداب و رسوم و بيان مسايل و مشكل هاي محيط پيرامون را از نقاط خوب داستان هاي داوري شده برشمرد و توجه به شگردهاي امروزي تر در داستان نويسي و در نظر گرفتن الزامات فرهنگي و تكنيكي را ضروري دانست و خاطر نشان كرد: داستان هاي مورد ارزيابي قرار گرفته در هشتمين جشنواره ملي داستان كوتاه مهر درود ما را به نسل داستان نويسان كشور اميدوار كرد.

هچنين حسين سناپور در گفت و گو با خبرنگار ما سطح كيفي و كمي آثار رسيده به جشنواره را خوب اريابي كرد و خواستار ورود نويسندگان به موضوعات مختلف و راه هاي جذاب كردن داستان ها شد.

سناپور كه متولد ‌۱۳۳۹ كرج است؛ كار داستان نویسی را از کلاس های هوشنگ گلشیری آغاز کرد. رمان نیمه غایب او از جمله پرفروش ترین رمان های معاصر فارسی بود که به چاپ دوازدهم رسید.

او در آغاز فعالیت داستان نویسی برای کودکان و نوجوانان می نوشت. پسران دهکده (۱۳۶۹) و افسانه و شب طولانی (۱۳۷۳) حاصل این دوران است. سپس به روزنامه نگاری روی آورد و از سال 63 به كار داستان‌نویسی و نوشتن نقد داستان و فیلم روي آورد و از سال ۷۲ تا 79 نيز در بخش‌های ادب و هنر چهار روزنامه مشغول كار شد.

 سناپور مدتی هم بر کار گردآوری و چاپ داستان هاي مجلات گردون و کارنامه نظارت داشت. اولین رمان اش نیمهٔ غایب را در ۱۳۷۸ منتشر کرد. این رمان برای او جوایز مختلفی را به ارمغان آورد و در مدت یک سال شش بار تجدید چاپ شد. در سال ۱۳۸۰ کتابی در شناخت زندگی و آثار هوشنگ گلشیری به نام همخوانی کاتبان تالیف و منتشر کرد. او هماکنون مشغول تدریس داستان نویسی است

ده جستار داستان نویسی(درس نامه های داستان نویسی)- ویران میآیی- با گارد باز و سمت تاریک کلمات كه برنده بهترین مجموعه داستان کوتاه در ششمین دوره جایزه ی هوشنگ گلشیری شد از جمله آثار اوست.

سناپور در سال78 جايزه ي مهرگان ادب را برای نیمه ی غایب، سال 81 جایزه ادبی یلدا و در سال 85 در ششمین دوره جایزهٔ هوشنگ گلشیری، برنده بهترین مجموعه داستان کوتاه برای سمت تاریک کلمات شد.

در پايان اين جشنواره مهرداد موسويان از همدان، مهدي قلمي از زنجان و علی شاه علی از اليگودرز به ترتيب رتبه هاي اول تا سوم را به دست آوردند.

همچنين از تهمينه كرمي از بروجن، ناهيد قادري حاجي آبادي از كرمانشاه و علي فاطمي از اصفهان، روح اله سليماني از خرم آباد و نگار كيماسي از بروجن  تقدير شد.

در بخش ويژه نيز حبيب اله بهرامي از اهواز و شمسي وفايي از كرمانشاه برگزيده شدند.

سرنا نوازی توسط گروه موسیقی این شهرستان از دیگر برنامه های این جشنوار بود.


برچسب‌ها: هشتمين جشنواره, داستان كوتاه مهر دورود
+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم اسفند 1390ساعت 10:56  توسط بچه نفتون  | 

كي به كيه!

به دنبال سفر چند روزه ي استاد صاف صادق اهوازي با يك گردان هيات همراه به استان ماستارا مان کشور "موسيه" و بازگشت عارفانه و موفقيت آميزشان به ميهن و كلان شهر اهواز، خبرنگار ما ملقب به "بچه نفتون" در فرودگاه با ايشان گفت و گويي انجام داده است كه با هم مي خوانيم:

بچه نفتون: خب جناب استاد و دكتر صاف صادق اهوازي! ممكنه ابتدا خودتان را معرفي كنين؟

صاف صادق اهوازي: خودتان كه نام مرا گفتين. نيازي به معرفي نيست.

بچه نفتون: از "موسيه" چه خبر؟

صاف صادق اهوازي: سلامتي، خبر خاصي نبود. هر چه بود عام بود.

بچه نفتون: همين؟!

صاف صادق اهوازي: همين! مي خواستي چند مین باشه؟!

بچه نفتون: ولي اين جور كه رسانه ها نوشتن شما با یک گردان آدم و براي سرمايه گذاري خارجي ها در امور اقتصادي و چند نقطه اي بستان مان به اين سفر رفتين، درسته؟

صاف صادق اهوازي: ای ی ی ی... در ضمن یک نفر کم تر از یک گردان بود.

بچه نفتون: خب. به تعريف ببينم چه خبر بود؟

 صاف صادق اهوازي: گفتم كه؛ خبر خاصي نبود...

بچه نفتون: استاد جان! پس یه هفته در "موسيه" چه کاری انجام می دادین؟

صاف صادق اهوازي: خیلی کارا تازه یه هفته هم نبود؛ همش دو روز بود...

بچه نفتون: خوش گذشت؟

صاف صادق اهوازي: جاي شما خالي بود. چرا نيومدين؟

بچه نفتون: شما كه مرا با خودتون نبردين...

صاف صادق اهوازي: آها! در عوض يه خبرنگار برديم كه عده ای نگن فقط خودشون مي رن خارج...

بچه نفتون: خوش كه گذشت؟

صاف صادق اهوازي: اي بابا! چند بار مي پرسي؟! په نه رفتيم کویر لوت كه خوش نگذشت؟!

بچه نفتون: در اين مدت كه نبودين خبري نشد؟!

صاف صادق اهوازي: كجا خبري نشد. اون جا كه خيلي خبرا بود. اين جا هم مگه قرار بود خبري بشه؟! آب از آب تكون نخورد. از خارج اوضاع و احوال اين جا رو كنترول مي كرديم.

بچه نفتون: چه طوري؟!

صاف صادق اهوازي: مثل پلو تو دوري! به چه طوري اش كاري نداشته باش. اما برای این که دست خالی نری برات می گم. از طریق ایمیل و سایت و تلفن و ...

بچه نفتون: پس به چي كار داشته باشم؟!

صاف صادق اهوازي: مشكل خودته! كار تو رو كه ما نبايد گوشزد كنيم!

بچه نفتون: چه كار كردين اين همه مدت؟

صاف صادق اهوازي: اولن، اين همه مدت نبود و دو روز بود. دومن كلي در نشست ها و ایستادن های رسمی و غیر رسمی سمي ناهار و سمی شام و ناشتا تشكيل داديم و با سرمايه گذاران سر و كله زديم و گشتيم و عكس گرفتيم...

بچه نفتون: خب، نتيجه چي شد؟

صاف صادق اهوازي: خوب بود. يه قولايي به ما دادند و ما هم يه قولايي به اونا داديم.

بچه نفتون: از قولا بگين؟

صاف صادق اهوازي: از كدوم قولا؟ ما يا اونا؟

بچه نفتون: از هر دوتا.

صاف صادق اهوازي: اول قولاي خودمون رو بگم يا قولاي اونا رو؟

بچه نفتون: هر طور كه مايلين.

صاف صادق اهوازي: من كه هيچ تمايلي به دادن قولا ندارم. اين شمايين كه دنبال قولا هستي!

بچه نفتون: از قولاي اونا بگين.

صاف صادق اهوازي: قول دادن كه در اولين فرصت بيان اهوازو وضعيت اين جا رو كه ما براشون تشريح كرديم، ببينن و بعد برامون آهن‌آلات، الياف، چوب‌ و بعضي از ماشين‌آلات بيارن.

بچه نفتون: قول شما چي بود؟

صاف صادق اهوازي: ما هم بهشون قول داديم كه حسابي ازشون پذيرايي كنيم و مثل سفر به "مالمان" كه به ما نون پنير و گوجه دادن با مرغ و مسما ازشون پذيرايي كنيم. همون جور كه اونا از ما پذيرايي كردن و حسابي بهمون رسيدن. همچنين قول بهشون داديم كه ماشين‌آلات كشاورزي، مواد غذايي، فرش، خشكبار و شوينده‌ها و اين جور چيزا براشون بفرستيم.

بچه نفتون: همين؟!

صاف صادق اهوازي: همين كم كاريه مرد حسابي؟! در ضمن در زمینه های ترانزیت كالا و نیز حمل و نقل، ساخت واحد های نیروگاهی، صادرات كالا و خدمات غیرنفتی، سرمایه گذاری دربخش های كشاورزی و گردشگری و همكاری دربخش شیلات ، صیادی و تكثیرو پرورش آبزیان صحبت کردیم و قول دادیم و یه چیزایی هم امضا کردیم. فکر کنم اسمش تفاهم نامه بود...

بچه نفتون: دستاورتون از سفر به خارج همين قول مولا بود؟!

صاف صادق اهوازي: همين قولا و تفاهم نامه ها بود ولی مولا نه!

بچه نفتون: راستي! چند وقت پيش هم سفري به "مالمان" و "ملند" داشتين؛ نه؟

صاف صادق اهوازي: آره. منظور؟

بچه نفتون: اون حاها چه خبر بود؟

صاف صادق اهوازي: خوب بود. كلي توي اين كشورا گشتيم و از صنايع و منايع و چيز ميزاشون عكس و فيلم گرفتيم. جايي نبود كه نرفتيم.

بچه نفتون: اين ديدن ها به درد هم خورده؟

صاف صادق اهوازي: مگه نشنيده اي كه مي گويند: لنگه كفش در بيابان نعمت است؟! تازه! هر چيزي كه خوار آيد روزي به كار آيد...

بچه نفتون: من كه چيزي دستگيرم نشد!

صاف صادق اهوازي: مشكل خودتونه. ما كه دستگيرمان شد...

بچه نفتون: با توجه به اين كه فرودگاه هم داره تعطيل مي شه ما مزاحم نمي شيم، باقي مطالب رو بذاريم براي مصاحبه مطبوعاتي و راديو تلويزيوني.

صاف صادق اهوازي: نيازي نيست. يكي از همكاران شما با ما بود. خبري رو با هماهنگي ما تهيه كرده كه مي ذاره روي سايتشون و شما مي تونين برين و از روي سايت بردارين و مثل هميشه به نام خودتون در نشريات درج كنين...

بچه نفتون: يه سوال خصوصي هم دارم.

صاف صادق اهوازي: بفرما.

بچه نفتون: مي خواستم توي گوشتون بگم.

بچه نفتون: (دهان را نزديك گوش استاد صاف صادق اهوازي مي برد) سوغاتي موغاتي براي ما هم آوردين؟

صاف صادق اهوازي: اي ي ي ي... حالا...

بچه نفتون: من ديگه مزاحم نمي شم و مي رم مصاحبه رو براي چاپ آماده كنم.

صاف صادق اهوازي: حسابي بهش آب و تاب بده و بنويس كه قراره يه هيات كارشناسي و خبره از خارج بيان و در كلان روستا، ببخشيد، كلان شهر ما سرمايه گذاري كنن...

بچه نفتون:همين؟

صاف صادق اهوازي: خودت چارتا چيز ديگه هم بهش اضافه كن. كي به كيه! ببينم چه مي كني...

بچه نفتون: می گم بهتر نیست جای خودتون رو با وزیر امور خارجه عوض کنی؟!

صاف صادق اهوازي: تازه داریم خودمون رو برای سفر بعدی به یکی از کشورای خارجی آماده می کنیم تا سیل سرمایه گذاران خارجی را به استان مون جاری بشه... راستی برای سفر بعدی خودت رو آماده کن. فقط این مصاحبه رو چربش کن... بای. 


برچسب‌ها: صاف صادق اهوازي, فرودگاه
+ نوشته شده در  دوشنبه دهم بهمن 1390ساعت 1:38  توسط بچه نفتون  | 

شهادت امام رضا(ع) را به مسلمانان جهان

به ویژه شیعیان گران قدر تسلیت می گوییم

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم بهمن 1390ساعت 11:46  توسط بچه نفتون  | 

هر کوچه به نام خود شهیدی دارد

پنجمین جشنواره شعر دفاع مقدس خوزستان با عنوان"ترنم باران" به همت بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس خوزستان در تالار مهتاب اهواز برگزار شد.

به گزارش خبرنگار ما در این جشنواره که جمعی از شاعران و ادب دوستان حضور داشتند، مدیر كل بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس خوزستان در سخنانی برنامه‌های مرتبط با بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس را مورد توجه قرار داد و خواستار انتقال فضیلت‌ها و ارزش‌های به یادگار مانده از هشت سال دفاع مقدس در دل جامعه و به نسل‌های بعد از دوران دفاع مقدس منتقل شد تا روح معرفتی و آن چه كه در هشت سال دفاع مقدس محقق شد بتواند ماندگار و پایدار بماند.

سرهنگ عبدالمجید عقیلی خاطر نشان کرد: امروز انوار بیدارگری- كه برگرفته از مقاومت و پایداری ملتی مظلوم، تنها و غریب در دوران غربت آغاز انقلاب و هشت سال دفاع مقدس است- آن چنان به  اقتدار و عزتی رسیده كه تمامی معادلات منطقه‌ای و جهانی بدون در نظر گرفتن جمهوری اسلامی ایران محكوم به فنا خواهد بود.

وی گفت: حوزه شعر دفاع مقدس تا به امروز فراز و نشیب‌های زیادی را فرا رو داشته است اما مساله حائز اهمیت این است كه نیازمند یك توازن منطقی در اضلاع هندسی آن است.

وی افزود: در بعضی ادوار ظرفیت حوزه مخاطبان این شعر بالا رفته و در بعضی از ادوار حوزه آثار افزایش پیدا كرد و در بعضی از ادوار نیز آثار هنرمندان و خود هنرمند به ظرفیتی رسیده كه آن حركت هم‌پای مخاطب نبوده است.

وی تاكید كرد: شعر دفاع مقدس باید خوب تعریف شود، جلوه پیدا كند و در بستر چنین جشنواره‌هایی تحقق پیدا كند و جشنواره شعر " ترنم باران"ی به دنبال همین رهیافت است تا بتواند این سه ضلع را در وقت‌های مناسب رقم بزند.

سپس نماآهنگ "فرشتگان خاک" به کارگردانی فرامرز گرجیان از هنرمندان مجرب و بی ادعای خوزستانی پخش شد و آنگاه مجری از "غلامرضا کاج" از دزفول خواست که برای شعر خوانی پشت تریبون قرار گیرد که او این چنین خواند:"جز پرچم سبز عشق بر دوش مباد/ فریاد رسای لاله خاموش مباد/ در بین تمام راهیان شب قدر/ راه شهدا دمی فراموش مباد"

وقتی که غلامرضا کاج از سن پایین آمد، "زهرا آراسته" از اهواز بالا رفت و گفت:"یواش یواش رسیدند آن صورت های کبود/ آخ بمیرم پس چرا رقیه توش نبود/ زخم پاهای دختر خوب نمی شه محاله/ مگه چه قدر جون داره یه دختر 13 ساله؟"

و "قاسم آهنین جان" که از شاعر گفت و از شهیدان دفاع مقدس، غزه و کربلا: شهیدان كشف‌المحجوب می‌كنند. شهیدان از علی بن‌ابی‌طالب تا حسین بن‌علی و اولادش، شهیدان انقلاب و خاصه دفاع مقدس و اكنون بیداری اسلامی در مركز هستند و در جوار الله.

وی افزود: شاعر فقط عرض ارادتی می‌كند شهیدان را و بس و تجلیل می‌كند كاشفان محجوب را. شاعران از مولانا تا من ستایش‌گر شهیدان هستند همین و بس.

وی سپس ندا سر داد:"ای کاش درخت بودم/ تک درختی/ ای کاش سایه بودم/ سایه بر شکسته شمشاد شهیدان دشت کربلا..."

"رحیم جلیزی" که آمد از دریا گفت:"عمری پریشان بود و ناامید دریا/ بر انتحار موج می گریید دریا" "عباس آتشی" از اندیمشک از شهید سرود:" نیامدی/ آن قدر که تمام خانه های کوچه چند طبقه شده اند/ نیامدی و سال هاست بنگاه داران محله چشم دوخته اند به خانه ی ما..."

وی همچنین از برگزاری کنگره ی شعر دو کوهه در آینده ی نزدیک خبر داد و خواستار شرکت شاعران در این کنگره شد.

سخنران بعدی جشنواره معاون ادبیات و انتشارات بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس بود که به سابقه ی 19 ساله‌ ی جشنواره اشاره کرد و گفت: جلسه امروز ما مقدمه‌ای است برای ورود به كنگره سراسری دفاع مقدس كه در سال 91 در استان كردستان برگزار خواهد شد و برگزیدگان استانی به كنگره دعوت می‌شوند.

سرهنگ رسولی‌منفرد افزود: در 19 دوره گذشته كنگره شعر دفاع مقدس سیر تكاملی خود را طی كرده و به مراتب بسیار بالایی رسیده است.

وی گفت: در سال های گذشته شعرها به طور متمركز در تهران داوری می‌شد و یك كنگره برگزار می‌شد که از قضا چند كنگره در همین استان و در شهرهای خرمشهر، اهواز، آبادان و طلاییه اجرا شد. از آن جا که استان‌ها فعالیت‌های خوبی داشتند و توانایی‌های خود را نشان دادند تصمیم گرفته شد جشنواره‌ها به طور استانی اجرا شوند و برگزیدگان برای مرحله نهایی خود را به كنگره برسانند. این شیوه حدود پنج دوره در حال اجرا است و بسیار مفید بود. شاعران بسیار جوان و حتی افراد مسن از مسیر چنین جشنواره هایی خود را به كنگره رساندند.

سرهنگ رسولی‌منفرد یادآور شد: این جشنواره قبلا فقط با موضوع دفاع مقدس بود اما امسال موضوع دفاع مقدس، دفاع مقدس با مضامین عاشورایی، شعر كودك و نوجوان، شعر مقاومت ملل و شعر آیینی را در نظر گرفتیم. كاری كه در یكی‌دو سال گذشته انجام شد و ثمرات بسیار خوبی داشت شعرگویی با زبان‌های مختلف آذری، كردی، تركمنی و عربی است. هر استانی كه برای ورود به این بحث توانایی داشت خود را رساند. به دلیل رشد خوبی كه در این زمینه در كشور داشتیم سال گذشته در كنگره‌ها  برای اولین بار شعرهای برگزیده‌ را با زیرنویس فارسی پخش كردیم.

وی افزود: آنچه كه از ما بر می‌آید این است كه زمینه‌های حضور و پیشرفت در موضوع شعر دفاع مقدس را مهیا كنیم و حتی‌الامكان این تلاش را كرده‌ایم.

پنجمین جشنواره شعر دفاع مقدس خوزستان با پخش نماآهنگی با عنوان "زیر سایه ی نخل" یاد زنده یاد استاد عبدالرضا قناد دزفولی را گرامی داشت. نمااهنگی که قطره های اشک را بر دیدگان بسیاری از شاعران جاری کرد.

همچنین با اهدای لوح تقدیر که تقدیم به همسر استاد قناد شد از این شاعر و منتقد خوزستانی تجلیل شد.

در ادامه سرکار خانم "محدثه الماسی" غزلی تقدیم به جانبازان شیمیایی کرد:" اندوه یک دل می شود بر گرده ام باشد/ بر گرده یک اندوه تاول خورده هم باشد"

و "محمد ایمانی" از آبادان از گم شدن کبوتری از عکس شناسنامه ی آبادان گفت و جان کندن یک شهر در باران:" همچون غزلی که خط خط می سوزد/ او شکوه نمی کند فقط می سوزد"

سعید یوسف‌نیا، نماینده دبیر علمی كنگره سراسری شعر دفاع مقدس که پشت تریبون آرام گرفت، ندا داد:" رفتند مردانی که مرد آسمان بودند/ رفتند تا جایی که سر بر آسمان سودند"

"بهمن ساکی" شاعر کارکشته و همیشگی جشنواره ها و همایش های شعر و ادب این چنین خواند:" تا انتهای حافظه ها باد رفته است/ تا انتهای حافظه ها باد رفته است/ فایده نداشت هر چه به سندان شب زدیم/ در گوش خاک پنبه ی پولاد رفته است"

"زهرا شعبانی" از هندیجان از پرستو گفت و آسمان:" می شود تا باد پرستو بود/ گرچه زخمی به پیکرت باشد/ می شود هفت آسمان یک عمر/ زیر آرامش پرت باشد" و "محمود طیب" از بهبهان از جنگ سرود و جنون:" کجاست که نگرفته نرفته دایی ات/ نبرده است جنون به کدام ناحیه ات" ولی "داود مالکی" از شوشتر خطاب به حاضران گفت:" جز چند عروسک چیزی در حافظه مان نماند/ آن هم در آغوش نکشیده ترکید"

وقتی "افرا عسکریان" از ایذه آمد و سرود:" می نویسم درد روح سنگ برمی خیزد از/ ناگهان از هر طرف آهنگ بر می خیزد از"؛ "اسمت موسوی" از آبادان پشت تریبون قرار گرفت و گفت:" گریه شروع تو بود/ نمی دانم کدام سیلی/ زمانه را به بازی گرفته/ که زیر موشک قایم می شوی"

"مرتضا پارسا" شاعر خوزستانی که مدت هاست در استانی دیگر زندگی می کند؛ بعد از "موسوی" آمد و ناله سر داد:" با پنجره ی سکوت درگیر شدیم/ از زندگی نکرده مان سیر شدیم/ فکر تو چه قدر باعث شادابی ست/ آن قدر جوان شدی تا پیر شدی" اما "هادی محمدزاده" از دزفول از خاک شهرش گفت و از شهیدان:" تقدیر بلند و روسپیدی دارد / هر شاخه به دست خود نویدی دارد/ کمیاب ترین خاک زمین دزفول است/ هر کوچه به نام خود شهیدی دارد"

"محمد‌ شریفی" شاعر اهوازی هم كه برای شعرخوانی دعوت شده بود، گفت: وقتی به سال‌های بعد از انقلاب نگاه می‌كنم تلاش جوانان را می‌بینیم. ما دل تنگی داشتیم برای پرورش نسل جوان و این جنگ به ما تحمیل شد.

وی خاطرنشان كرد: واقعا این جوان‌ها شایسته بودند كه ما در طول سال آن‌ها را ازیاد نبریم و بتوانیم به عناوین مختلف كنگره‌های مختلفی را برای این بزرگواران برگزار كنیم.

در ادامه، "علی پور: از دزفول از ظهر عاشورا گفت:" ظهر عاشورا که شرح شعله ی آغاز بود/ مرد کوچک سال عاشق، آخرین سرباز بود/ شرح هفتاد و دو زخمی را که بر تاریخ ماست/ از گلوی خون نثارش اولین آواز بود" "قاسم دیده بان" از شوشتر در پاسخ گفت:" ای بلندای زمان ای که ژرفایت عمیق/ سنگ و مرجانت گهر هر قطره ات هم چون عقیق"

پس از اجرای نماآهنگی دیگر با نام "خاک خوب" ، "داوودرضا كاظمی" به نمایندگی از هیات داوران این جشنواره كه متشكل از داوودرضا كاظمی، علی‌رضا شكرریز و مرتضی حیدری‌آل‌كثیر بود، درباره شعرهای رسیده به دبیرخانه جشنواره گفت: شعر شگفت انگیزترین ارزانی پروردگار مهربان به انسان اندیشمند است. آن گاه كه در ذهن نا آرام و جست‌وجوگر شاعر واژه‌ها به ترنم در می‌آیند و ناگاه حماسه‌ای بزرگ آغاز می‌شود.

او ادامه داد: شعر امروز استان خوزستان در برگیرنده جریان‌های متفاوت و بالنده ادبی است كه با رعایت اعتدال و توجه به مخاطب در راه اعتلای فرهنگ و ادب این مرز و بوم عاشقانه و صبور گام بر می‌دارد.

وی تصریح كرد: هیات داوران جشنواره "ترنم باران" پنجمین جشنواره شعر دفاع مقدس استان خوزستان از شاعران اندیشمندی كه به فراخوان شركت در جشنواره پاسخ مثبت داده و 360 سروده ارزش‌مند را به دبیرخانه جشنواره ارسال كرده‌اند قدردانی می‌كند.

او اظهار داشت: فراوانی آثار رسیده و گوناگونی سبك و سیاق، انواع بیانی و زبان غالب در آن‌ها بی‌شك مستلزم صرف وقت، دقت نظر و لحاظ كردن معیارهای دقیق برای سنجش بود و بدیهی است گزینش هر یك از داوران بر اساس انطباق و یا عدم انطباق آثار با معیارهای طرح شده از سوی هر یك صورت گرفته و پس از ساعت‌ها بررسی آثار بر اساس معیارهای ذیل مورد ارزیابی دقیق قرار گرفته است.

كاظمی افزود: مواردی از جمله جوهره شعری آثار و ظرفیت‌هایی چون اندیشه ارزش‌مند و منطق شاعرانه، تازگی و طراوت و وسعیت در تخیل برآمده از نگاهی شاعرانه و نازك‌بین، ساختار یكپارچه و پرداخت موقعیتی با اجرای ترتیب‌بندی‌های فرمی معنایی و ویژگی‌هایی هم‌چون موسیقی درونی اثر و تشخص زبانی و زبان‌ورزی، حس برانگیزی‌های شاعرانه و غنای عاطفی اثرگذار و پایدار، نوآوری و پرهیز از كلیشه‌های تجربه شده در حوزه‌های زبان، فرم، لحن، مضمون و برخورداری از هویت شخصی و مستقل در ارایه اثر معیارهای ارزیابی داوران قرار گرفت.

او یادآور شد: با توجه به این شناسه‌ها بسیاری از آثار رسیده به بخش داوری جشنواره ارزش هنری والایی داشته و قابل تقدیر هستند. اما در فرایند ناگزیر انتخاب بهترین‌ها و در مجموع هیات داوران سروده‌های 17 شاعر در چهار موضوع اصلی جشنواره را به عنوان برگزیده و آثار هفت شاعر دیگر را شایسته تقدیر معرفی كرده است.

در پایان این جشنواره برگزیده‌های هر بخش معرفی شدند كه در بخش "دفاع مقدس" اكبر آزادپور از اندیمشك و محمود طیب از بهبهان به صورت مشترك اول، افرا عسكریان از ایذه و عصمت موسوی از آبادان به صورت مشترك دوم و مرتضی پارسا از اهواز، علی‌رضا زمانی از اندیمشك و داوود مالكی از شوشتر به صورت مشترك سوم شدند.

هیات داوران در این بخش ناصر ندیمی از آبادان و سید شهاب‌الدین طباطبایی از باغملك را شایسته تقدیر دانست.

در بخش "دفاع مقدس با بهره‌گیری از مفاهیم و مضامین عاشورایی" محدثه الماسی از اهواز رتبه اول را كسب كرد محمد ایمانی از آبادان دوم شد و فرهنگ دشتی از آبادان و مرتضی ذاكر از اهواز مشتركا سوم شدند.

ایمان عباس‌پی از اهواز، هادی محمدزاده از دزفول و محمد زبیدات‌اصل از سوسنگرد به رای داوران شایسته تقدیر این بخش شدند.

هم‌چنین در بخش "شعر مقاومت ملل با تاكید بر بیداری اسلامی" زهرا شعبانی از هندیجان اول، ‌عباس آتشی از اندیمشك دوم و رحیم جلیزی از شوش سوم شد.

در این بخش نیز حاجی‌مراد اسماعیل‌وندی از ایذه و اصغر رضایی‌گماری از گتوند شایسته تقدیر شدند.

هیات داوران در بخش "شعر كودك و نوجوان و دفاع مقدس" به ترتیب اردشیر زاهدی از اهواز، زهرا آراسته‌نیا از اهواز و غلام‌رضا كاج از دزفول را به عنوان برگزیده معرفی كردند.

در این جشنواره از بهمن ساكی، به عنوان پیشكسوت عرصه شعر دفاع مقدس، از قاسم آهنین‌جان، به پاس تلاش در عرصه شعر آیینی، از حمیدرضا اكبری (شروه)، به پاس تلاش در عرصه شعر دفاع مقدس، از علی‌رضا شكرریز، داوودرضا كاظمی و مرتضی حیدری‌آل كثیر، هیات داوران جشنواره، از وحید كیانی، دبیر علمی جشنواره و از سعید یوسف‌نیا، نماینده دبیر علمی كنگره سراسری شعر دفاع مقدس، تجلیل شد.

مانند سال گذشته دندان روی جگر می گذاریم و از نقاط ضعف این جشنواره چیزی نمی گوییم...
برچسب‌ها: پنجمین جشنواره شعر دفاع مقدس خوزستان
+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم دی 1390ساعت 23:15  توسط بچه نفتون  | 

علي(ع) دختر ندارد شير دارد

همايش شعر سوگواري عاشورايي در دومين روز از ششمين دوره نمايشگاه كتاب استان خوزستان در سالن همايش هاي نمايشگاه بين المللي اهواز برگزار شد.

به گزارش خبرنگار ما، در اين همايش كه دكتر بهروز ياسمي شاعر و منتقد كشورمان به عنوان ميهمان ويژه حضور داشت، مديركل فرهنگ و ارشاد اسلامي خوزستان در سخناني ضمن عرض تسليت به مناسبت روزهاي ماه محرم و  نيز درگذشت زنده ياد استاد عبدالرضا قناد دزفولي شاعر و منتقد پيشكسوت استان، در خصوص ادبيات ديني- آييني و ايراني- اسلامي به تفصيل سخن گفت و افزود: خوزستان در حوزه ي شعر و ادبيات، استان برخورداري است و تاريخ ايران و اسلام و اهل البيت نيز گواه اين مطلب است.

حجت الاسلام و المسلمين سپهر سهم استان را در برخورداري از شاعران برجسته ي تشيع در مفاخر ادبيات ديني نسبت به ديگر استان ها بالاتر برشمرد و به تاثير نقش رسانه هاي همگاني از جمله صدا و سيما در معرفي زنده ياد دكتر قيصر امين پور كه امروزه در عرصه ي بين المللي نيز شناخته شده است، پرداخت و با اشاره به درگذشت زنده ياد قناد دزفولي خاطر نشان كرد: استاد قناد شاعر و منتقد زبر دستي در عرصه ي گفتار بود. مردي كه در جلسات شعر و ادبيات توان راه رفتن نداشت اما شعرهايش را با انرژي زايدالوصفي قرايت مي كرد. شعر او لبريز از غناي ادبي بود. خلا ايشان به اين زودي پر نمي شود.

وي تاكيد كرد: بايد قدر شاعران استان را بدانيم و بستر لازم را براي عرضه ي توانمندي ها آنان به جوامع ادبي ديني - اسلامي فراهم كنيم.

مديركل فرهنگ و ارشاد اسلامي خوزستان در ادامه با اشاره به خيل شاعران اقوام مختلف استان و برگزاري همايش هاي شعر از جمله شعر "عاشورايي" و "غدير و ولايت" به زبان عربي ،  "همدرنگ" با گويش لري و بختياري، "گپ دل" با گويش بهبهاني و "ناله هاي فرات" به زبان فارسي افزود: خوزستان در وادي ادبيات ديني - آييني و ايراني- اسلامي حرف هاي بسياري براي گفتن دارد. توانمندي هاي خوزستان در عرصه ي شعر اميدواركننده است و شاعران جواني كه مشتاقانه به حوزه ي ادبيات مي پيوندند، سرمايه هاي آينده ي اين مرز و بوم هستند كه اميدواريم با برنامه ريزي اين استعدادهاي خلاق را شكوفا كنيم.

در اين همايش كه مهندس ذراتي مشاور استاندار خوزستان در امور ايثارگران نيز حضور داشت،  "وحيد كياني" مجري مجرب، توانمند و هميشگي همايش ها غزلي از زنده ياد استاد "قيصر امين پور" قرايت كرد و در ادامه آيين شعر خواني با سروده اي توسط "سروش" شاعر آبادان آغاز شد.

بعد از "سروش" كه از حماسه ي جنگ گفت و عاشورا، "عبدالرسول سعادت" آمد و از زميني كه بي روي او سرد و مرده بود، خبر داد و گفت:" آن نخل به خون دميده را مي بوسيد/ آن سرو خزان رسيده را مي بوسيد/ خورشيد كنار علقمه خم شده بود/ دستان ز تن بريده را مي بوسيد"

اما "قاسم آهنين جان" شاعر سروده هاي آييني از شعر كه از زمان حافط و محتشم تا كنون شرف پيدا كرده است سخن گفت و افزود:" بني هاشم ندارد ماه امشب/ كه زخم است اين فرات از دشنه هر شب"

"عيسي سجادي" آمد و شعري با ياد زنده ياد استاد قناد قرايت كرد:" عمري تلاش كرد كه هنر بارور شود/ با شعر خويش اهل هنر مفتخر شود"

سركار خانم "يوسفي" از اميديه پشت تريبون كه قرار گرفت از دست و علم و شك گفت و الفباي وفاداري و "اصغر رضايي گماري" از گتوند از دستان اش كه هر لحظه بريده مي شوند و نمي داند كه يوسف خواهر دارد يا ندارد و نيز از ستارگان گم شده در محراب ناله سر داد و نوبت خود را به ميهمان ويژه همايش داد.

دكتر"بهروز ياسمي" را پس از سال ها ديدم. هيچ فرقي با سال هايي كه دانشجوي دانشگاه شهيد چمران بود و در مجالس شعر نيز شركت مي كرد، نكرده بود. با تبسمي بر لب آمد و روبه روي شاعران و علاقه مندان ايستاد و چشم در چشم آنان دوخت و به آنان احترام گذاشت و گفت: اگر امروز زنده ياد قيصر امين پور در جمع ما نيست، اما بسياري را در اين جمع مي بينم كه در حد و اندازه ي امين پور هستند. او در پايتخت توانست صدايش را به گوش خيلي ها برساند ولي صداي شما كم تر شنيده مي شود. امين پور به لحاظ اخلاق و منش جنوبي بودنش بود كه در دل همه ي اهالي فرهنگ و ادب و هنر جاي گرفت.

وي بر ضرورت سرمايه گذاري در زمينه ي فعاليت هاي ادبي تاكيد و خاطر نشان كرد: در هيچ استاني به اندازه ي خوزستان بين شاعران كلاسيك كار، مدرن و آييني اش- كه در قالب ها و جريان هاي مختلف شعري كار مي كنند- اين همه توافق و همراهي و همدلي وجود ندارد. منتها اين استان يك متولي نياز دارد كه همه ي اهل ادبيات را دريابد؛ چرا كه اهالي فرهنگ و ادب دستشان به هيچ جا بند نيست.  

دكتر"بهروز ياسمي" تاكيد كرد: امروزه اعتبار ما به نفت و پسته نيست كه به هنر و ادبيات است. بسياري از هنرمندان برجسته از اين خطه ي زرخيز برخاسته اند.

اين منتقد ادبيات در خصوص شعر آييني سخناني ايراد كرد و تبلور اين نوع شعر را بعد از انقلاب و دفاع مقدس ذكر كرد و افزود: اعتبار و آبروي ما مسلمانان مرهون فرهنگ ظلم ستيزي و وجه حماسي واقعه عاشورا و ايثار بزرگاني است كه جهان و جهانيان هنوز از آن ياد مي كنند.

دكتر ياسمي در ادامه سه غزل قرايت كرد:" پلنگ سرکش و مغرور کوه دالاهو/ چرا نمی‌رمد از پیشت این رم آهو/ نه پای دره و دشت و نه شوق قله و کوه/ پلنگ خستة غمگین، چه رفته با تو بگو؟/ مگر نه پنجه کشیدی به روی صورت ماه/ مگر نه خیز گرفتی به گرده ي آهو/ پس آن غرور پلنگانه گذشته کجاست؟/ کجاست شور و شر آن دل مخاطره جو؟/ چه شد غریو بلندت میان دشت، چه شد؟/ کو آن شراره ي خشمت به وقت معرکه، کو؟/ قبول نیست پدر،‌ صخره‌ها نمی‌لرزند/ از ارتعاش صدایت ز گرمگاه گلو/ دوباره نعره برآور ز تنگ سینه ي خویش/ دوباره لرزه در افکن به کوه دالاهو"

پس از شعر خواني دكتر "ياسمي"، "ناصر نديمي" شاعر خوش اخلاق و با معرفت آباداني از عاشورا گفت:" عاشورا روز باليدن است نه ناليدن/ بساطش آموزه است براي فهميدن نه موزه براي ديدن/ تمرين خوب نگريستن است نه گريستن... و چند دوبيتي قرايت كرد:"بيا گيسو بيفشان دختر شعر/ مرا در شعر بنشان دختر شعر/ به ذكر كربلا زينب(س) بفرما/ جهاني را برقصان دختر شعر/ اگر پابوسي ام تاخير دارد/ دوبيتي هاي من تاثير دارد/ به زينب(س) از دل مادر نوشتم/ علي(ع) دختر ندارد شير دارد"

"نديمي" جاي خود را به سركار خانم "ثريا عبدي" از هنديجان داد تا او به بهترين بانو سلام كند و شعرش را تسليم چشمان اش كند و گوش جان بسپارد به الف لام ميم چشمان اش ولي "كريم خسروي راد" كه آمد از آسمان رنج گفت و سايه ها كه خشونت دشنه برهنه مي سازد.

شاعر بعدي سركار خانم "نيلوفر شاطري" از شوشتر بود كه ناله سر داد:" ديگر خبري زعشق و احساس نبود/ يكدست ملال و گل احساس نبود" كه "فرهنگ دشتي" از آبادان فرياد برآورد:"گلويت قصه با شمشير مي گفت/ تنت از ماجراي تير مي گفت/ شهادت مي دهم وقت نبردت/ زمين و آسمان تكبير مي گفت"

"حسين غلامي" از هنديجان به صحراي كربلا رفت و دعا كرد:" مبادا كودكان تشنه در خاك/ تن بي دست و بازو را ببينند" اما "محمد ايماني" از آبادان با يك رباعي ياد ايام محرم را گرامي داشت:"انگار كه قسمتت فقط غم شده است/ از وسعت آسمان تو كم شده است/ بانو تو شبيه كوه محكم هستي/ يا كوه تو را ديده و محكم شده است؟"

آخرين شاعر اين همايش نيز سركار خانم "رقيه شعبانيان" از هنديجان بود كه از خاك گفت و نگاه و سروهايي خم و شمشيرهايي تيز از تبار بني شياطين و ..."

شايان گفتن است در اين همايش نام شاعران ديگري از جمله عبدالكريم كاوسي از اميديه، حميد رضي ايماني و ابوذر پاكروان از انديمشك، سميه گتوندي، نيكو كرم زاده، همچنين احمد دريس و محمد جعفري از آبادان و داود مالكي و هوشنگ بهداروند از شوشتر براي قرايت شعر خوانده شد كه در سالن همايش حضور نداشتند.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم آذر 1390ساعت 14:42  توسط بچه نفتون  | 

پیکر شاعر، منتقد و"کارشناس بازنشسته ی استانداری خوزستان"

در اهواز تشییع و به خاک سپرده شد

پیکر پاک شاعر پیشکسوت خوزستانی، روز یک شنبه تشییع و در قطعه نام آوران بهشت آباد اهواز آرام گرفت.

پیکر زنده یاد استاد عبدالرضا قناددزفولی، با حضور جمع بسیاری از مسوولان، شاعران، نویسندگان و اهل قلم خوزستان در قطعه نام‌آوران بهشت‌آباد اهواز به خاک سپرده شد.

همچنین مراسم ترحیم این شاعر بعدازظهر یکشنبه در مسجد ارشاد اهواز برپا شد. در این مراسم جمع بسیاری از شاعران و نویسندگان استان و چند تن از همکاران زنده یاد استاد قناد در استانداری خوزستان حضور یافتند اما از استاندار و معاونان اش خبری نبود.

زنده یاد عبدالرضا قناددزفولی پس از چند سال ابتلا به سرطان سرانجام صبح روز جمعه (18آذر 90) در سن 74 سالگی در بیمارستان اروند اهواز دار فانی را وداع گفت.

عبدالرضا قناد دزفولی سال 1316 در خانواده‌ای مذهبی به دنیا آمد. پس از گذراندن دوره راهنمایی وارد حوزه علمیه شد و چند سال بعد تحصیل در دوره دبیرستان و مقاطع دانشگاهی را شروع کرد. در دوره کارشناسی جامعه‌شناسی خواند و تخصصش را در مدیریت برنامه‌ریزی گرفت.

از این شاعر پیشکسوت مجموعه شعرهای "زیر شاخه‌های زیتون" در دو جلد و در قالب شعر آزاد، "زیر شاخه‌های کاج" در دو جلد و شامل شعرهایی که نه غزل‌اند و نه آزاد مثل مثنوی و چارپاره و رباعیات و اشعاری که فضای غزل را دارند و "زیر شاخه‌های نخل" باز در دو جلد آماده چاپ است. همچنین مجموعه شعر "بانوی هزار آیینه" این هنرمند فقید در آیین زاد روزش منتشر و در دسترش شاعران و علاقه مندان قرار گرفت.

از او دست‌نوشته‌هایی در زمینه جامعه‌شناسی کاربردی عشایر، جامعه‌شناسی حقوق خانواده در ایران، بررسی شاهنامه فردوسی و پدیده‌شناسی به جا مانده است.

در تشییع پیکر شادروان قناد دزفولی حجت الاسلام والمسلمین بسی خاسته مدیرکل سابق فرهنگ و ارشاد اسلامی خوزستان، وصلتی رییس اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی اهواز و شاعرانی چون ناصر ندیمی، احمد دریس، و محمد جعفری از آبادان، ذوالفقار شریعت و گودرز عباسی از بندر امام خمینی(ره) ، هرمز علی‌پور، محمد شیدای دزفولی، عیسی سجادی، صدراله سرحدی، صادق کریمی، بهمن ساکی، محمود نایل، امید حلالی، حبیب پیام، علی یاری، رضا بختیاری اصل، محمد بقالان، داوودرضا کاظمی، ابراهیم سنایی، حبیب‌اله بهرامی، قاسم آهنین‌جان، شهنام پورمحمدی، احمد رضا کیماسی، فردین کوراوند، علیرضا شکرریز، مهدی مرادی، محمد شریفی، رضا حامی پور، کامران عالیان، حسین ذوالقدر، کریم خسروی راد، مصطفی اسماعیلی، رضا حسن پور، وحید کیانی، لهراسب زنگنه، عبدالرحمن نیک سرشت، سیامک میرزاده، احسان و سعید اسکندری، ایمان عباس پی، محسن خلخالی، افسانه نجومی، فرج اله مهمد موسایی، عبدالرسول سعادت، علیرضا آبروشن، رضا کایدی، رضا امیری، ریخته گر، قل رومزی و خورشیدی از اهواز و نیز نعمت نعمتی و سیاوش محمودی بختیاری از داستان نویسان و نویسندگان خوزستانی حضور داشتند.

با توجه به این که زنده یاد استاد قناد بازنشسته استانداری خوزستان بود و بیش از 30 سال از عمر خود را در این دستگاه گذرانده بود، انتظار می رفت که استاندار خوزستان یا معاونان ایشان برای لحظاتی هم که شده در مراسم تشییع، خاکسپاری و ترحیم این استاد فرزانه و پیشکسوت هنر و ادبیات این مرز و بوم شرکت می کردند و این قدر وقت خود را- که در حقیقت وقت مردم استان است- در جلساتی که سال های سال تشکیل می شود، صرف نکنند.

این جلسات تمام نشدنی هستند و هر وقت که جناب استاندار اراده کند می تواند نسبت به تشکیل آن ها اقدام کند؛ اما شرکت در آیین های عزاداری عزیزان همکارمان همیشگی نیست و احترام به کسانی است که هز از چند گاهی در شعارهای مان از آن ها دم می زنیم...

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم آذر 1390ساعت 14:9  توسط بچه نفتون  |